صفحات

‏نمایش پست‌ها با برچسب کروبی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کروبی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱/۰۲/۰۴

کیهان، کروبی، کاشان

نقل است؛ سالیان پیش یک آکادمی نقاشی، برای امتحان داوطلبان خود، داخل آموشگاه، حوض آبی را با ظرافت‌های خاص و دقیق نقاشی نموده و به هر داوطلب در بدو ورود کوزه‌ای می‌داده‌اند تا برود و از حوض موصوف آب پر کند و بیاورد و قاعدتا داوطلبین با تصور آب، کوزه را داخل نقاشی زده و می‌شکسته‌اند.
 دست بر قضا، زمانی دواطلب چیره‌دستی به آموزشگاه مراجعه می‌کند و کوزه به دست به سمت حوض می‌رود، و با تاخیری غیرمنتظره با کوزه سالم بر می‌گردد. وقتی با تعجب از او درباره کوزه خالی می‌پرسند، توضیح می‌دهد که یک سگ مرده در حوض بود، آب پر نکردم. وقتی اساتید آکامی همراه او به حوض مراجعه می‌کنند، با تعجب جنازه یک سگ مرده را در حوض مشاهده می‌کنند که با ظرافت و چیره‌دستی خاصی توسط داوطلب جدید نقاشی شده. حالا کوزه آکامی شکسته شده‌است و نقشه‌ آموزشگاه، نقش بر آب.
روزنامه «کیهان» و «رجانیوز» و«مشرق» و «شفاف» و دیگر رسانه‌های اقتدارگرای مشابه، هرچه نشستند و صبر کردند تا رسانه‌ها و فعالین جنبش سبز در دام نهفته آن‌ها در مورد سفر غیر‌منتظره شیخ شجاع به یک شهرستان و دیدار تحت‌الحظ چند ساعته ایشان، از چند اثر تاریخی و گردشگری شهرستان کاشان که احتمالا روز سه شنبه هفته گذشته ۱۳۹۰/۰۱/۲۹ اتفاق افتاده، گرفتار شوند و خبر را در شبکه‌های مجازی منتشر کنند، و بعد آن‌ها از راه برسند و به استناد این انتشار، بر موج ایجاد شده سوار شوند و مانور بدهند که: حصر و محدودیت‌های اعلام شده درباره رهبران جنبش‌سبز دروغ و کذب است و کار بیگانگان، و دلیل آن‌هم خبر سفر تفریحی؟ «مهدی کروبی» به کاشان که توسط فعالین جنبش سبز و رسانه‌های منسوب به آن‌ها منتشر شده است، خبری نشد.
  ظاهرا نزد فعالین جنبش‌سبز و خصوصا بخش رسانه‌ای آن، آن اندازه از بصیرت وجود دارد که در چنین دام‌ها نیفتند و نقاشی را طوری عوض کنند که کوزه «کیهان» بشکند و نقشه رسانه‌های اقتدار را نقش بر آب کند.‌
خودشان دست بکار شدند:
در حالی که از حدود یک ماه پیش خبر تصادف و بستری شدن «علی‌دایی» در شهر کاشان از لحظات اولیه خبر حتی تا همین حالا، ذهن تمام رسانه‌های خبری رسمی و غیر رسمی را به خود مشغول داشت، و هریک به نوعی آنرا منعکس نموده و پوشش دادند و حتی روزنامه «کیهان» به بازتاب وسیع آن خبر و حساسیت رسانه‌ها و مردم درباره آن معترض شد و واکنش منفی نشان داد، اما ظاهرا هیچ رسانه‌ای علاقه به انتشار خبر حضور غیر منتظره شیخ «مهدی کروبی» در این شهر، که از منظر رسانه‌ای واجد بیشترین ارزش خبری می‌توانست باشد، نشان نداد.
حالا این خبر، بعد از گذشت ۵ روز از زمان اتفاق احتمالی آن، از دیروز به یکباره مورد توجه رسانه‌های کشور قرار گرفته و توسط اکثر آن‌ها پوشش داده شده‌است.
 نکته جالب آنست که منبع این خبر در همه رسانه‌ها روزنامه «کیهان» است که سابقه خبری‌اش نشان می‌دهد، با منابعی در ارتباط بوده، که گاهی به طور حیرت‌انگیزی دست به پیش‌بینی می‌زده و از قضا پیش‌بینی‌ها، با آنچه اعلام می‌شد اصلا مو نمی‌زد، اما چگونه است که این‌بار برخلاف همیشه نه تنها نتوانست زود‌تر پیش‌بینی کند که شیخ به کاشان خوهد رفت، بلکه تا نزدیک به یک هفته هم از آن بی‌خبر ماند؟
 ازدوحال خارج نیست؛ یا این خبر از اصل دروغ و بافته و تصور یک ذهن علیل و بیمار است که با تاخیر غیرموجه ۵ روزه منتشر شده، یا حقیقت دارد.
 در هردو صورت بلافاصله اولین سؤالی که برای مخاطب مطرح می‌شود اینست که چرا این خبر که هم می‌تواند برای رسانه‌های عمومی و رسمی خبری و هم رسانه‌های منسوب به اصلاح‌طلبان، واجد ارزش‌های ویژه خبر باشد، و به همین دلیل باید با «سرعت» منتشر شود، با یک تاخیر غیرمعمول ۵ روزه و در حالی که ارزش‌های خبری خود را از دست داده و به اصطلاح بیات شده، منتشر می‌شود؟
آیا رسانه‌های منتشر کننده این خبر که سابقه فعالیت‌ رسانه‌ایشان نشان می‌دهد در همه نقاط ایران خبرنگار محسوس و غیر‌محسوس داشته و ریز‌ترین اخبار را در کمترین زمان ممکن به رسانه متبوع خود گزارش می‌نموده‌اند، درمورد این خبر با کمبود خبرنگار در منطقه مواجه بوده‌اند؟
آیا همه خبرنگاران چنین رسانه‌هایی در یک زمان مشخص در مرخصی و استراحت بسر می‌برده‌اند که چنین خبر مهمی از چشم تیزبین همه آن‌ها مخفی مانده است؟
از طرفی، وب‌سایت ملی‌مذهبی که روزنامه «کیهان» گزارش خود را به خبر آن سایت مستند نموده و دیگر رسانه‌های زنجیره‌ای خبر خود را به نقل از «کیهان» طابق‌النعل بالنعل منتشر نموده‌اند، تا کنون از طرف «کیهان» به عنوان یک رسانه معتبر شناخته نمی‌شده‌است، اما چه اتفاقی افتاده است که اکنون یک خبراز بخش «شنیده‌ها»ی آن‌ سایت، به عنوان منبع معتبر از طرف کیهان مورد توجه قرار گرفته و خبرِ با اشاره احتمالی «شنیده شده است»، از طرف «کیهان» با رویکرد «قطعیت» پوشش داده و منتشر شده است؟ و آیا می توان یک سفر در معیت  دستِ‌کم ۳۰ مامور نیروی انتظامی و تحت‌الحفظ را، به «سفر تفریحی» تاویل و تعبیر کرد؟
حقیقت هرچه باشد اما این نوع انتشار خبر، آدمی را به یاد داستان زبان بسته‌ای می‌اندازد، که با تاخیر یک‌هفته‌ای به جوک‌های تعریف شده دیگر حیوانات جنگل می‌خندید و همیشه با تاخیر طنز نهفته در لطیف‌ها را می‌فهمید، اما طنز نهفته در این خبر آنقدر هست که مرغ پخته را به خنده می‌اندازد.
 نقاشی شیخ شجاع آنقدر ظرافت دارد که کوزه کیهان بشکند.
این نوشته در جرس اینجا

۱۳۹۰/۱۱/۲۸

آقای توکلی این «اضطرار» ویرانگر چیست؟

«احمدتوکلی» دستکم برای بار دوم است که از «اضطرار» برای رای دادن به «احمدی‌نژاد» سخن می‌گوید. 
از گفتگوی ایشان با خبرگزاری اقتصادی فارس، (+) تا سخنان وی در نشست «مجلس مشارکت حداکثری و انتخابات کارآمد» در دانشگاه علامه، ۹۰/۱۱/۲۷ (+)حدود ۹ماه گذشه و طی این مدت نه تنها شرایط کشور بهتر نشده، که روز به روز با شیب تندی، جهت وخامت و بحران را طی نموده، و البته آقای «توکلی» هم رسما توسط معاون اول ریس‌جمهور به فساد متهم شده‌است.(+)
فرض کنیم همه شرایط فعلی امروز حاکم باشد، اما نظر رهبری نظام به نظر «احمدی‌نژاد» نزدیک نباشد. حالا قرار شود «احمد‌توکلی» در مورد «احمدی‌نژاد» تصمیم بگیرد. به سادگی قابل پیش‌بینی است، به کمتر از عزل «احمدی‌نژاد» از ریاست‌جمهوری و محرومیت دائم از هرگونه شغل دولتی برای وی، راضی نمی‌شود. برای خودش ادله محکم و محکمه‌پسندی هم دارد: روزگار به خاکستر نشسته ملت ایران، آبرو و اعتبار از دست رفته کشور، حیف و میل و هدر رفتن میلیارد‌ها تومان سرمایه مالی کشور، افزایش قابل توجه فساد و اعتیاد در بین جوانان، کاهش سنگین ضریب امنیت کشور و... کمترین ادله این درخواست می‌تواند باشد. مسلما هر آدمی که اندکی، تنها اندکی از عقل بهره برده باشد، قویا این‌ها را تایید و تصدیق می‌نماید. 
 اما چرا این اتفاق در شرایط فعلی نمی‌افتد، به دلیل‌‌‌ همان «اضطرار»ی است که ایشان را وادار نموده، علیرغم میل باطنی، و علیرغم تحقق شرایط اصلح بودن در «احمدی‌نژاد»، به وی رای بدهد. 
اما از آن جمعیت ۲۴ میلیونی که ادعا می‌شود به «احمدی‌نژاد» رای داده‌اند، چند نفر این‌گونه، معتقد بوده‌اند که ایشان اقل شرایط لازم برای نامزدی ریاست جمهوری را ندارد؟ 
از دوحال خارج نیست. یا همه برخلاف نظر آقای «توکلی» معتقد بوده و هستند که ایشان تنها فرد «اصلح» برای ریاست‌جمهوری بوده و هست، یا اکثریت آن‌ها با آقای «توکلی» هم‌رای و عقیده بوده و هستند که آقای «احمدی‌نژاد» شرایط لازم برای ریاست‌جمهوری را نداشته، ولی‌‌‌ همان «اضطرار» پیش‌گفته باعث شده علیرغم اولا میل باطنی و ثانیا صلاح مملکت به او رای بدهند. 
به عبارت دقیق‌تر، صلاح کشور را یک «اضطرار» موهوم، تعریف می‌کند و تشخیص می‌دهد، نه عقل و قانون و مشورت و حکمیت. 
 در صورت اول ناگفته آشکار است که آقای «توکلی» در اقلیت هستند و حق حرف‌زدن هم ندارند چه برسد به اعتراض. مردمی هم که ایشان را به عنوان نماینده خود در مجلس انتخاب نموده‌اند، پس از افشای نظر رسمی وی در مورد ریس‌جمهور منتخب، دچار غبن و خسارت شده و اکنون می‌توانند طلبکار ایشان هم باشند. 
اما در صورت دوم که شواهد نشان از قوت و صحت آن دارد، که همه به کسی رای داده‌اند که نه تنها «اصلح» بلکه «صالح» هم نبوده و حالا هم ریس‌جمهور است، و آثار زیان‌بار آن انتخاب و اشتباه، هر روز بیش از پیش آشکار می‌شود، آیا مردم این حق را ندارند که بدانند آن «اضطرار» چه بوده است؟ 
 آن «اضطرار» چیست که باید این‌همه جان و مال و آبرو و اعتبار و ارزش‌ها، به پای آن قربانی شده و هنوز هم پروسه قربانی گرفتن باید ادامه داشته باشد، و هیچکس هم نداند که چیست و چرا؟ 
 آقای «توکلی» که سابقه عدم تفاهم شدید با «میرحسین‌موسوی» در دوره‌ای که وزیر کار او بوده‌اند، - که نهایتا منجر به رفتن ایشان از وزارت کار شد - را در پرونده و حافظه دارد، هم در این سخنان، و هم در جاهای دیگر گفته‌اند که به «میرحسین» رای نداده، چون «پایگاه اجتماعی موسوی ‌می‌تواند تحریک علیه رهبری را هدایت کند». بر فرض که درست! و این دلیلی است که وی به «موسوی» رای ندهد. تکلیف «مهدی‌کروبی» هم در دستگاه فکری و سیاسی آقای «توکلی» و دوستان ایشان، مشخص است. اما مگر در انتخابات گذشته ریاست‌جمهوری فقط این‌ها بودند؟ ‌مگر «محسن‌رضایی» فرمانده سابق سپاه و سرباز کوچک نظام به تعبیر خودش، و نماینده دیگری از طیف اصول‌گرا در‌‌‌ همان ماراتن حضور نداشتند؟ چرا به ایشان رای ندادند، که امروز دچار عذاب وجدان نبوده و مجبور باشند از «اضطرار» سخن بگویند؟ 
مگر این «اضطرار» و مصلحت فقط شامل حال ایشان می‌شده و شامل حال تعدادی دیگر از اصول‌گرایان از جمله «علی‌مطهری» دیگر نماینده مردم تهران، و اتفاقا هم‌فکر و همراه آقای «توکلی» در مخالفت با دولت «احمدی‌نژاد»، که رسما و شفاف از نامزدی «محسن‌رضایی» حمایت نموده و به ایشان رای داد، نمی‌شد؟ 
آقای توکلی در ادامه فرموده‌اند «اگر «موسوی» سکوت ‌می‌کرد، هر حرف و نطقش بر دولت تاثیرگذار بود و لطمات «احمدی‌نژاد» به کشور کمتر ‌می‌شد. اگر این قانون‌پذیری رخ ‌می‌داد، فشارهای بین‌المللی نیز کمتر ‌می‌شد» 
آقای «توکلی» در شرایطی این سخن مضحک را بیان می‌نمایند که، نه تنها نمایندگان مجلس که قانونا دولت موظف به تمکین در برابر سؤال و خواست آنهاست، بلکه حرف‌های رهبری نظام هم دیگر بر دولت تاثیر‌گذار نیست و «احمدی‌نژاد» آشکارا و گاهی با لجبازی به اقداماتی دست می‌زند که به شفاف‌ترین شکل ممکن خلاف خواست و اراده جاری رهبری کشور است. 
حتما آقای «توکلی» نخواهند گفت که خانه‌نشینی ۱۱ روزه ریس‌جمهور، مصوبه شواری عالی امنیت ملی بوده‌، و یا ایشان به‌ کل از آن بی‌اطلاع‌اند!! 
ظاهرا آقای «توکلی» نمی‌دانند و یا نمی‌خواهند بدانند، نظامی که عملکردش شفاف و قابل دفاع باشد و اصطلاحا ریگی به کفش نداشته باشد، از سکوت، یا اعتراض علنی یک کاندیدای معترض به نتایج انتخابات، هراسی نداشته و فشارهای بین‌المللی نمی‌تواند تاثیری در روند جاری کشور داشته باشد. اما آنجا که رييس مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي، با نگرانی از فشارهای بین‌المللی و آثار آن سخن‌ می‌گوید، متوجه نیست که ناغافل از وجود ریگ بزرگ در کفش کوچک دولت و جریان متبوعش پرده برداشته و ناخواسته زبان به  اعتراف گشوده است.
 حقیقت آنست که آقای «توکلی» و رفقایش، بر خلاف مصلحت کشور و نظام و مردم، همه چیز را به بازی گرفته و هر جا به بن‌بستی برخورده‌اند به یک بهانه مسخره و موهومی تحت عناوین «اضطرار» و «مصلحت» و... متوسل، و گناه را به گردن آن انداخته و از خود سلب مسؤلیت نموده‌اند. 
 می‌گویند؛ کسی که خواب است را می‌شود بیدار کرد. اما بیدار کردن کسی که خود را به خواب‌زده باشد غیرممکن است. 
 آقای «توکلی» به عیان اوضاع نابسامان کشور را مشاهده می‌کند. بازتاب و تایید آن هم در نطق‌های داغ ایشان در مجلس و واکنش‌های رسانه‌ای او قابل مشاهده است. اما آنچه دیده نمی‌شود و خبری از آن هم شنیده نمی‌شود، اندک اقدام موثری در برابر این‌همه ناملایمات و نابسامانی‌هاست که همه می‌بینند و اعلام می‌کنند و قبول هم دارند اما از واکنش مثبت و تغییر شرایط خبری نیست. ظاهرا دولتیان و مجلسیان با هم قرار گذاشته‌اند که این دور باطل اعتراض از مجلس و بی‌توجهی از دولت را آنقدر ادامه دهند تا منطق محال بودن دور را از سکه بیا‌ندازند. حضرات داوطلبانه خود را به خواب زده‌اند. 
 دور نیست که خواب‌زدگان، با کابوس آشفته از خواب خواهند پرید. آن‌روز هیچ «اضطرای» پاسخ‌گوی شرایط پریشانی و آشفتگی‌شان نخواهد بود.
این نوشته در جرس اینجا

۱۳۹۰/۰۹/۰۹

خودسری در اشغال سفارت از آمریکا تا انگلیس

بین حملات چندین‌باره اراذل و اوباش خودسر، به محافل و متینگ‌های علمی دانشگاهی و مجالس سخنرانی‌ و پرسش و پاسخ‌های دانشگاهی در سال‌های اول انقلاب و مراسم مشابه در سالهای اصلاحات، حمله به کوی دانشگاه در هجدهم تیرماه ۷۸(+) و تیرماه ۸۸(+)، همچنین حملات چندین‌باره همین عناصر به منزل «مهدی‌کروبی» پس از انتخابات جنجالی خرداد۸۸(+) (+)، و حمله به سفارت «ایالات‌متحده آمریکا» در سالهای اول انقلاب(+)، و حمله دیروز به سفارت «بریتانیا» در تهران(+)، اگرچه تفاوتهای شکلی ممکن است وجود داشته باشد، اما ماهیت همه آن‌ها یکی است و همه از بی‌احترامی به قانون و حقوق دیگران سرچشمه می‌گیرد.
بدون کمترین تردید آقای «محمدموسوی‌خویینی‌ها» نمی‌تواند بدون محکوم نمودن اقدام حمله به سفارت «ایالات متحده آمریکا» در سالهای اول انقلاب که به رایزنی و سعایت ایشان صورت پذیرفت، حادثه حمله به کوی دانشگاه در ۱۸تیر ۷۸ و ۸۸، یا حملات مکرر به بیت شیخ شجاع پس از انتخابات خرداد ۸۸ را محکوم کند. لازمه پذیرفتن محکومیت اقدامات اخیر که ریشه در گریز از قانون و بی‌توجهی به حقوق افراد و دانشجویان مظلوم دارد، محکومیت اقدام مشابهی است که سال‌ها قبل اتفاق افتاده و همه در مقابل آن سکوت اختیار کرده‌اند تا در پناه سکوت آنها بستر مناسب برای بذر‌افشانی و رشد و ریشه گستردن خشونت‌های اخیر فراهم شود.
در اینکه کشور «آمریکا» باعث و بانی ظلم و تجاوزهای پنهان و آشکار فراوانی طی قرن گذشته بر علیه کشورهای مظلوم و ستمدیده متعدد توسعه نیافته در جهان بوده است، کمترین شکی نیست.
در اینکه از رهگذر همین خوی مداخله‌جویانه و ستمگرانه چه ظلم‌ها و ستم‌ها و حق‌کشی که نصیب ملت و کشور عزیز ایران شده هم شکی نیست. ملت ایران هیچگاه حادثه کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۳۲(+) که با مساعدت مستقیم دولتین آمریکا و انگلیس بر علیه منافع عالیه ایران صورت گرفت، را فراموش نخواهند کرد.
برای هیچ زمانی مردم ایران فراموش نخواهند کرد که زمانی مستشاران نظامی و شهروندان «آمریکا»یی در ایران از حقوق کاپیتولاسیون برخوردار بوده‌اند.
حادثه اشغال کشور ایران در جنگ جهانی دوم، توقیف داراییهای کشور و پذیرایی از «محمدرضا پهلوی» شاه مخلوع ایران پس از انقلاب در آمریکا، و هزاران ظلم پنهان و آشکار دیگر در حق ملت ایران توسط این کشور، هیچگاه از حافظه مردم ما پاک نخواهد شد.
با همه اینها و با وجود هزاران دلیل مستند و غیر مستند دیگر بر خوی تجاوز و سلطه‌گری و اقدامات مداخله جویانه، که در کارنامه کشورهای ابرقدرت دنیا و از جمله کشور آمریکا وجود داشته و دارد، هیچ بهانه‌ای حمله به سفارت آن کشور و اشغال آنرا برای دفاع از کیان کشور و جلوگیری از خطر احتمالی و احتمال اینکه در آن سفارت نقشه برای خرابکاری در کشور طراحی می‌شود و... را توجیه نمی‌کند. این کار، در حکم تجاوز به حریم خصوص دیگران می‌باشد و اگر چه در شرایط انقلابی - احساسی اوایل انقلاب، و در شرایطی که نظام هنوز به ثبات قابل توجهی دست نیافته، توجیهی برای انجام آن قابل دست و پا کردن بود و می‌شد آنرا به گردن شرایط و احساسات جوانان انداخت و... اما کار بسیار اشتباهی بود و تا دولتمردان ایران رسما از جامعه جهانی بابت این اشتباه عذر‌خواهی نکنند و آنرا اشتباه نخوانند و ندانند، باید همواره شاهد حمله نیروهای خودسر به مراکز علمی و دانشگاه‌ها و سخنرانی‌ها و متیتنگ‌های علمی و سفارت‌خانه‌های دیگر کشور‌ها، و به دنبال آن هزینه‌ها‌ی‌ سنگین، که مستقیما از جیب آسایش و آرامش شهروندان کشور برداشت و پرداخت می‌شود بود.
 حادثه حمله دیروز به سفارت «بریتانیا» و تلاش برای اشغال آن، تنها یک متهم شناسایی شده، معروف و جهانی دارد: «سید محمد موسوی خویینی‌ها». و تا زمانی که ایشان و مجموعه دوستان اشغال کننده سی سال پیش از آن اقدام خود دفاع نمایند(+) و آنرا باعث افتخار خود بدانند، متاسفانه باید شاهد حوادث و اقدامات تاثربرانگیز اینچنین و خسارات جبران ناپذیر آن برای همیشه بود. فرقی نمی‌کند ریس‌جمهور «هاشمی‌رفسنجانی» باشد، یا «محمد‌خاتمی» یا «محمود احمدی‌نژاد»
در همین رابطه:
از پائيز ۵۸ تا پائيز ۹۰

۱۳۹۰/۰۶/۰۳

دروغ‌پراکنی سایت حامی مشایی درباره شیخ شجاع جنبش سبز

سایت «محرمانه‌آنلاین» که پس از بستن یکشبه سایت‌های حامی و طرفدار «اسفندیار رحیم مشایی» جایگزین سایت «محرمانه‌نیوز» شد، رکورددار انتشار اخبار جعلی و بدون سند است.
 به نظر می‌رسد گردانندگان این سایت که بیگانگی بیش از حدی با خبر و خبرنگاری و اخلاق حرفه‌ای در این حوزه دارند، این وب‌سایت را صرفا برای تفریح و سرگرمی راه‌اندازی نموده و هر روز در اتاق‌های فکر و خبر خود، پس از چند ساعت شوخی و تفریح و لطیفه تعریف کردن، هر از گاهی هم یکی از لطیفه‌ها را در اختیار تحریریه خبر قرار می‌دهند تا به عنوان خبر روی خروجی سایت قرار گیرد. از طرفی سنبه حمایت از این سایت هم، آنقدر پر زور هست که باکی از این دروغ‌پراکنی‌ها و جعلیات ندارند و این چرخه جعل و دروغ هیچ وقت با مشکلی روبه رو نشده و کماکان به دورغ پراکنی آنلاین مشغول است.
در تازه‌ترین فکاهی منتشره این سایت امروز ساعت۱۲ ظهر ادعا نمود: «بر اساس گزارش‌های رسیده مهدی کروبی تا ساعاتی دیگر نامه‌ای خطاب به ملت ایران منتشر خواهدکرد که محتوای کلی این نامه منفک از جزییات ابراز ندامت از افعال خود و در ‌‌نهایت خواستار آزادی خود و همسرش شده است.» (+)
جدای از آنکه سردرآوردن از این ادبیات بهم ریخته کار دشواری است و به نظر می‌رسد به عمد برای سرگردانی مخاطب، اینگونه تنظیم شده، چنانچه «مهدی‌کروبی» نه تنها حاضر به نوشتن نامه ندامت مورد ادعای این خبر، که اگر حاضر به نوشتن و یا گفتن حرفی به مراتب کمتر از این نامه هم شده‌بود، تمام ارکان مملکت از صدر تا ذیل اکنون در کار آماده نمودن بساط شادمانی بودند و مطمئنا رسانه ملی از اولین لحظه این اتفاق نادر،  پخش تمام برنامه‌های عادی خود را قطع و اقدام به پوشش این خبر از طریق تمام شبکه‌ها می‌نمود و به هیچ عنوان اجازه نمی‌داد این خبر، اینگونه ناشیانه آنهم از طریق سایتی نزدیک به «ریس دفتر ریس جمهور» که مغضوب تمام ارکان اصلی نظام هست و اتفاقا همین امروز نیز داغدار برادر شده، (+) منتشر شود.
از زمان وعده این سایت که مدعی شده تا «ساعاتی دیگر» اکنون ۵ ساعت می‌گذرد. برای اثبات صداقت این ادعا و تحقق «ساعاتی‌دیگر» باید ۱۷ ساعت دیگر صبر نمود. اما همچنانگه مخاطبین این سایت بار‌ها و بار‌ها این ۱۷ و ۲۴ ساعت‌ها را پشت سر گذاشته و خبری از تحقق وعده نبوده است اینبار نیز چنین خواهد شد.
 دستگاه قضایی که اراده‌ای برای پیگیری شکایت ریس دفتر ریس جمهور از مداح بیت رهبری ندارد، برای قبول و پیگیری شکایت مهدی کروبی اراده‌ای خواهد داشت؟
این نوشته در سحام نیوز اینجا 
..................در رهسانیوز اینجا

۱۳۹۰/۰۱/۱۳

هاشمی از حرمت 25بهمن تا پیام تسلیت ویزه به میرحسین

«میرحسین‌موسوی» و «مهدی‌کروبی» پیش از آنکه زندانی شوند و در آخرین اقدام سیاسی، با ارسال درخواست مشترکی به وزارت کشور، تقاضای صدور مجوز برای برگزاری یک راهپیمایی در حمایت از مردم و انقلاب «مصر» از میدان «امام‌حسین» به مقصد «میدان‌آزادی » نمودند.
با این درخواست همانطور که تقاضاکنندگان هوشمندانه قبل از تقاضا متوجه و مطلع بودند موافقت نشد، اما مردم در پاسخ به این دعوت که در قالب درخواست مجوز از وزارت کشور عنوان شده بود در زمان مقرر علی‌رغم حضور سنگین نیروهای نظامی و شبه‌نظامی لباس شخصی و به رغم خشونت فوق‌العاده، به خیابانها آمده و با سردادن شعارهایی، ضمن اعلام حمایت صریح از رهبران جنبش سبز، به حاکمیت نیز که یکسال تمام تلاش تبلیغاتی خود را به کار گرفته بود تا اعلام نماید که چشم فتنه در9دی در‌آمد و جنبش‌سبز تمام شد هم اعلام کند که جنبش سبز‌تر از همیشه زنده و پویا است و کمترین عقب‌نشینی از مواضع و مطالبات شرعی و قانونی خود ندارد. در این تظاهرات که تا ساعاتی از شب نیز ادامه داشت «صانع‌زاله» دانشجوی دانشکده هنر تهران و «محمد مختاری» از فعالین جنبش سبز در تهران به شهادت رسیدند
روز 26 بهمن نمایندگان مجلس شورای اسلامی در اقدامی سخیف و دون شان انسان، در صحن علنی مجلس بر علیه سران جنبش سبز به علاوه آقای «خاتمی» شعار داده و حتی وقیح‌تر و مضحک‌تر از آن، در جایگاه قاضی و محکمه خواستار اعدام آنها شدند.
تمام این اتفاقات کم‌ترین واکنش ریاست‌ وقت مجلس‌خبرگان و ریس‌مجمع تشخیص مصلحت نظام را دربر‌نداشت. اما وقتی رسانه ملی با ایشان گفتگو نموده و مشخصا نظر ایشان را در مورد راهپیمایی25 بهمن پرسید؛ فرمودند که این اقدام حرام بوده است.
اگرچه آقای «هاشمی» بر اساس سنت همیشگی حاضر نشدند نامی از سران فتنه به قول اصولگرایان ببرند، ولی همین اندازه هم نظر آنها را تامین کرد و مجموعه همین نظرها بازداشت «میرحسین‌موسوی» و «مهدی‌کروبی» را به دنبال داشت.
روز چهارشنبه گذشته پدر «میرحسین‌موسوی» از دنیا رفت و این شرایط ویزه هم باعث نشد تا حاکمیت اجازه دهند شرایط بازداشت خانگی ایشان تعدیل شود. «میرحسین» فقط اجازه یافت در شرایط سنگین امنیتی همراه با مامور لحظاتی در منزل پدری حاضر شده و با جنازه پدر وداع نموده و مجددا به بازداشت خانگی بازگردادنده شود. مراسم تشییع جنازه پدر ایشان هم فردای همان روز با دخالت نیروهای امنیتی بهم ریخت و جنازه پس از بازداشت بیش از7نفر از بستگان نزدیک متوفی در شرایط شدید امنیتی به خاک سپرده شد. ظاهرا برگزاری مراسم ترحیم نیز با مشکل مواجه شده و برگزار نخواهد شد.
در چنین شرایطی در کنار تمام بزرگوارانی که هر کدام به نوعی در رسته «سرا‌ن‌فتنه» طبقه بندی می شوند و به مناسبت درگذشت مرحوم «میراسماعیل‌موسوی» پیام تسلیت به عنوان «میرحسن‌موسوی» و خانواده ایشان صادر فرموده‌اند آقای «هاشمی» که مجموعه اتفاقات25بهمن را حرام اعلام نموده بود نیز پیام تسلیتی به عنوان خانواده «میر‌اسماعیل‌موسوی» و به‌ویزه «میرحسین‌موسوی» صادر فرمودند.
حالا سئوال اینست: اگر راهپیمایی25بهمن که به دعوت «میرحسین» انجام شد، حرام است؛ صدور پیام تسلیت برای کسی که بانی این فعل حرام بوده چه توجیهی می‌تواند داشته باشد؟
اما اگر راهپیمایی حرام نبوده و کار درستی بوده؛ چرا آقای «هاشمی» حاضر به مصاحبه با رسانه میلی و بیان حرفهایی جهت رضایت آنها شده، ودر عوض از اهرم سمت سیاسیی که در اختیار دارد استفاده نکرده تا مانع بازداشت رهبران جنبش شود؟
اگر سمت سیاسی مذکور فاقد اهرم‌های لازم برای تسلی دل دردمندان است، چرا ایشان از این سمت استعفا نمی‌دهند؟ در حالی که قبلا تهدید نموده بودند چنانکه «کروبی» بازداشت شوند از همه سمت‌های خود استعفا خواهند داد؟ و دست آخر اینکه چرا آقای «هاشمی» نمی‌خواهند برای یکبار در عمر شریف نزدیک به هشتاد ساله خود شفاف باشند و این خصلت بسیار منفی و زشت عدم شفافیت را با علاقه به پای سیاست‌ورزی قوی خود نگذارند؟
و اما بزرگواران در جنبش سبز که نزدیک به دو سال مدام توصیه موکد داشته و دارند که در صدد پرسش‌گریهای اینگونه از «هاشمی» نباشید که به تخریب ایشان منجر می‌شود، چرا یکبار برای همیشه نمی‌خواهند قبول کنند که تلاشها برای جلوگیری از تخریب «خاتمی» و «هاشمی» و «کروبی» و «میرحسین» و ...زمانی ارزش داشته و دارد که این تکریم مصلحتی، ضامن حفظ جان و مال و ناموس مردم باشد. به راستی ارزشمند‌تر از جان انسانها چه مصلحتی وجود دارد که برای حفظ آن باید شاهد کشتار دست‌کم300نفر از شهروندان عزیز و مظلوم و بی‌گناه باشیم و پرسش نکنیم؟ اگر قرار است که تکریم انسانی به جلوگیری از کشتار انسان یا انسانهای دیگر منجر نشود چه ارزش و اعتباری دارد؟
این نوشته در خودنویس اینجا
در همین رابطه:
سال نو تحویل شد اما هاشمی «متحول» نشد

۱۳۸۹/۱۱/۲۷

مخالف هاشمی، مخالف رهبر است

اگرچه دیروز در یک هماهنگی دقیق و حساب شده، نمایندگان مجلس مصلحت ندانستند که «هاشمی‌رفسنجانی» را هم مورد لطف و عنایات ویژه در ردیف «موسوی» «کروبی» و «خاتمی» قرار دهند، اما بدون شک، حال و روز این‌روزهای ریس‌مجمع تشخیص مصلحت نظام بر خلاف رهبران جنبش، اصلا خوب نیست و او چنانکه خود خواسته است دیگر نه راه پس دارد نه راه پیش। اگرچه به قولی «ماهی را هروقت از آب بگیری تازه است» و این طراوات نسبی می‌تواند در چنین شرایطی با یک تصمیم قاطع برای کاهش خشونت عریان حاکمیت متزلزل بر علیه شهروندان مظلوم، توسط هاشمی اتخاذ شود، اما ظاهرا ایشان چنین علاقه‌ای نداشته ومتاسفانه سرنوشت خوبی در انتظار او و همراهان فرصت‌طلبش نیست
سکوت امروز هاشمی در برابر تعرض و بی حرمتی دلقکهای بهارستان به رهبران جنبش سبز بسیارناگوارتر از خنده سالهای اول انقلاب او در برابر تعرض نمایندگانی از همین دست به «علی‌اکبرمعین‌فر» نماینده مردم تهران در مجلس اول و عضو نهضت آزادی ایران است.
اگر آنروزها «هاشمی» هرگز فکر نمی‌کرد شرایط آنگونه پیش رود تا سی سال بعد در سیمای رسمی کشور برعلیه او و خانواده‌اش تهمت فساد مطرح شود، اما امروز به آسانی قابل پیش بینی است که سکوت در برابر وهن جایگه مجلس، اگر سرانجام بدی برای «موسوی» «کروبی» و «خاتمی» ندارد، اما برای او سرنوشت خوبی را به دنبال نخوهد داشت.
با این همه این سکوت تایید بر انگیز اتفاق افتاد.
حالا آقای «هاشمی» می‌تواند با خیال راحت به دانشگاه تهران برود و برای امت همیشه در صحنه خطبه بخواند و مطمئن باشد که پشت درهای دانشگاه و در خیابانهای اطراف اتفاق بدی نخواهد افتاد ظاهرا کسی تمایلی به شنیدن خطبه‌های ایراد شده توسط او را ندارد.
ضمنا مطمئن باشد امت حزب‌الله همیشه درصحنه مصلحت نظام را تشخیص داده و همه باهم شعار خواهند داد:
مخالف هاشمی مخالف رهبر است مخالف رهبری دشمن پیغمبر است.

۱۳۸۹/۰۶/۳۱

بي حرمتي به ساحت خوبان قشنگ نيست

بي‌حرمتي نيروهايي كه در عرف و ادبيات حاكميت از آنها به «خودسر» تعبير مي‌شود تا مسئوليت ناتواني‌، يا توانايي ناخواسته و تعمدي مسئولين امنيتي و اطلاعاتي كشور عنداللزوم براي فرار از پاسخگويي و قبول مسوليت بر عهده آنها گذاشته شده تا بواسطه آن انجام اقدامات خلاف عرف و قانون و اخلاق در جامعه تسهيل شود كار را به جاهايي مي‌كشاند كه قلم ازشرم نوشتن آن عاجز است.
عصر امروز از ملاقات خانواده‌هاي سرداران سرفراز و عالي رتبه شهيد دفاع مقدس كه در آستانه هفته بزرگداشت اين ايام قصد ملاقات با حجةالاسلام‌والمسلمين «كروبي» را داشتند؛ با توسل به اقدامات نيروهاي ياد شده همراه با توهين؛ حتاكي و خشونت جلوگيري به عمل آمد.
بنا به گزارش پايگاه اينترتي جنبش راه سبز«جرس»؛ خانواده شهیدان «باکری» و «همت» هنگامی که قصد ملاقات با «مهدی کروبی» را داشتند با اسپری گاز اشک آور مورد حمله نیروهای لباس شخصی قرار گرفتند و در جریان این حمله «احسان‌باكري» پسر شهید «باکری» بازداشت شد.
بنا بر اين گزارش، پس از آنکه یکی از نیروهای مستقر به هسر شهيد «باكري» می گوید؛ اسلحه را می گذارم روی شقیقه‌ا‌‌ت و راحتت می کنم ، درگیری شروع می شود.
بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست
باور کنید پاسخ آیینه سنگ نیست

سوگند می خورم به مرام پرندگان
در عرف ما سزای پریدن تفنگ نیست

در کارگاه رنگرزان دیار ما
رنگی برای پوشش آثار ننگ نیست

از بردگی مقام بلالی گرفته اند
در مکتبی که عزت انسان به رنگ نیست

دارد بهار می گذرد با شتاب عمر
فکری کنید که فرصت پلکی درنگ نیست

وقتی که عاشقانه بنوشی پیاله را
فرقی میان طعم شراب و شرنگ نیست

تنها یکی به قله ی تاریخ می رسد
هر مرد پاشکسته که تیمور لنگ نیست
اين گزارش در خبرنگاران سبز

۱۳۸۹/۰۶/۲۷

«فقيه» و «شيخ» شجاع و نامه‌هايي براي مردم

اخبار ضد و نقيضي از بعضي سايت‌ها نقل مي شود درباره مثلا اتفاقات پشت پرده اجلاسيه اخير خبرگان رهبري، درباره اعتراض رهبري به نطق افتتاحيه «هاشمي» و همچنين قهر «هاشمي» در پي تلاش عده‌اي براي رد صلاحيت آيت‌الله «دستغيب» و گنجاندن نام «كروبي» و «موسوي» به عنوان «سران فتنه» در بيانيه پاياني و... كه پيش از آنكه خبر خوش باشد جداي از صحت و سقم، براي دلخوش كردن عوام است و بايد آنرا خبر بد دانست به فرض صحت.
آن خبرگاني كه صلاحيت بعضي‌ها را تاييد مي كنند بهتر است كه صلاحيت آيت‌الله «دستغيب» را رد كنند و نام «موسوي» و «كروبي» چه در بيانيه پاياني اجلاس بيايد چه نيايد در زمره پر افتخار «سران فتنه» يك سال و اندي است كه ثبت شده. اما آنها كه نامشان نه به درخواست نمايندگان «مجلس‌خبرگان» بلكه به خاطر قدرناشناسي خودشان از ليست مورد احترام مردم يعني همان ليست معروف «سران‌فتنه» خط خورد و دارد كاملا حذف مي شود بايد از آيندة نزديكي كه تاييد و نظر مردم، كارساز و چاره ساز خواهد بود انديشه كنند.
رسانه‌هاي معتبر عمومي ايران و جهان طي روزهاي گذشته به شكل وسيع دو نامه را منتشر نمودند كه يكي خطاب به نمايندگان «مجلس‌خبرگان» توسط فقيه شجاع معاصر حضرت آيت‌الله «دستغيب» و ديگري خطاب به ريس آن مجلس توسط شيخ شجاع معاصر‌ آقاي «مهدي كروبي» نوشته شده بود. بر خورد با هردو نامه به يك شكل بود. همان بر خوردي كه يك سال و نيم پيش رهبري نظام نسبت به نامه سرگشاده «اكبر هاشمي رفسنجاني» داشت، حالا «اكبرهاشمي‌رفسنجاني» نسبت به نامه شيخ شجاع داشت و نمايندگان«مجلس‌خبرگان‌رهبري» هم همان بي اعتنايي را نسبت به نامه همراه و همشان سابق‌شان آيت‌الله «دستغيب». به واقع اگر ايشان اعتنايي به نامه ها مي كردند بايد شگفت زده مي شديم و نويسندگان نامه هم بيش و پيش از هر كس ديگري مي دانستند كه جواب نامه‌هايشان چه خواهد بود ما آنها نامه‌هايشان را براي مردم نوشتند ضمن آنكه اين نامه‌ها از زمره همان نامه‌هاي‌است كه در روز رستاخيز به دست راست انسانها مي دهند و از معصوم نقل است كه نويسنده آن نامه‌ها خود صاحب نامه‌ها هستند. از اين روست كه شيخ و فقيه شجاع نامه عمل و وظيفه خود را‌مي‌نگارند كه وظيفه‌اشان نامه‌نگاري است و وظيفه ديگراني را متذكر مي‌شوند، تا بر وظيفه تذكر در روز حساب سرافكنده و روسياه نباشند. همان روزي كه بسياري ديگر بر وظيفه انجام نداده خود شرمنده و سر بزير خواهند بود.
اين نوشته در خبرنگاران سبز

۱۳۸۹/۰۶/۲۶

با پايان كار اجلاس خبرگان ،حمله به هاشمي شروع شد

به فاصله بسيار كوتاهي پس از پايان كار هشتمين اجلاس «خبرگان رهبري» حمله به «هاشمي‌رفسنجاني» رياست مجلس خبرگان رهبري كه با توجه به حساسيت شرايط اجلاس و جايگاه رياست آن به طور موقت تعطيل شده بود، مجددا در دستور كار قرار گرفت.
روزنامه «كيهان» كه هميشه سكان‌دار و پيشقراول حمله به ريس «مجمع تشخيص مصلحت نظام» و «مجلس خبرگان رهبري» و خانواده ايشان بوده است، درصفحه 14 شماره امروز خود در مطلبي تحت عنوان «سفرهاي سئوال‌برانگيز خارجي خانواده هاشمي»(+) آمار كل مسافرتهاي وابستگان درجه چندم خانواده ايشان طي چند هفته گذشته را اعلام، و مجددا ادعاها و اتهامات پيش گفته خود درباره اين خانواده، خصوصا «مهدي هاشمي» را تكرار كرد.
به نظر مي‌رسد در شريطي كه اخيرا يك منبع رسمي خبر از ممنوع‌الخروج بودن آقايان «ميرحسين‌موسوي» و «مهدي كروبي»(+) مي‌دهد و چند ماه پيش هم مراجع اطلاعاتي مانع از خروج ريس جمهور سابق آقاي «خاتمي»(+) كه قصد شركت در «اجلاس سالانه شورای تعامل در زمینه خلع سلاح هسته‌ای» در ژاپن را داشت، شده بودند، سفرهاي متعدد خانواده و بستگان ريس مجلس «خبرگان رهبري» و سكوت رسانه‌هاي مدعي اصولگرايي امثال «كيهان» در هنگام و قوع اين مسافرتها و اعتراض بلافاصله آن رسانه‌ها پس از پايان اجلاس نوعي حق‌السكوت بوده كه در حق آقاي «هاشمي» پرداخت شده و ايشان متقابلا متعهد شده‌اند كه اين اجلاسيه را نيز به خير و خوشي برگزار نمايند.
از طرف ديگر پس از پايان اجلاس و صدور بيانيه پاياني آن، در ديدار ريس و اعضاي مجلس «خبرگان‌رهبري» با رهبري نظام آقاي «خامنه‌اي» در اظهارات شفافي تمام قد از دولت آقاي «احمدي ‌نژاد» و اقدامات او دفاع نموده و اعلام نمودند؛ كه همچنان به دفاع خود از ايشان ادامه خواهند داد(+)
اين اظهارات در شرايطي صورت مي گرفت كه ريس مجلس‌‌ «خبرگان رهبري» در بيانات افتتاحيه‌اين اجلاس(+) در اظهاراتي با بيان اينكه: «قانون، حتی قانون غلط، محور هر ملتی است و تخلف از آن به معنای دیکتاتوری، استبداد و... است» بدون ذكر نام، تلويحا آقاي «احمدي‌نژاد» را به ديكتاتوري متهم و ماجراجوييهاي دولت را مشكل ساز اعلام نموده بود.
اين نوشته در خبرنگاران‌سبز

۱۳۸۸/۰۵/۲۴

از «احمدرشیدی‌مطلق» تا «احمدخاتمی»

تهاجم همه‌جانبه وسیع و مشترک از اغلب پایگاه‌های نماز جمعه در سراسر کشور بر علیه «مهدی کروبی» به بهانه تنظیم و انتشار نامه‌ای که در آن شیخ اصلاح‌طلب به صراحت ادعا نموده است که، بازداشت‌شدگان اتفاقات اخیر در بعضی موارد مورد هتک حرمت و سوء‌استفاده جنسی قرار گرفته‌اند و مهم‌تر از آن، اینکه، شیخ پس از آنکه جوابی از «اکبرهاشمی‌رفسنجانی» ریاست مجلس عالی خبرگان رهبری دریافت نکرد و نامه را علنی کرد و با تکذیب‌های صریح و شدید روبه رو شد، پا را فراتر گذاشت و به موارد مستندی از این ادعا در سالهای قبل نیز اشاره کرد، از یک‌طرف و انصراف بحث برانگیز «هاشمی» از حضور در جایگاه امامت جمعه این هفته تهران که قاعدتا براساس یک سنت قدیمی این‌هفته اقامه نماز جمعه و قرائت خطبه‌ها نوبت او بوده است، از طرف دیگر از یک طراحی مشخص با اهداف خاص حکایت می‌نماید.
در تهران به دنبال غیبت «اکبرهاشمی رفسنجانی» اقامه نماز به عهده «سید احمد خاتمی» خطیب همیشه عصبانی و خشمگین موقت تهران گذاشته شد، تا شاید خط و نشان کشیدنهای خشمگینانه او نسبت به شیخ اصلاحات، طرفداران ناراضی او را از خیابانها به خانه برگرداند. و از طرفی ظاهرا از طرف شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه سراسر کشور به تمام خطبای جمعه در سراسر کشور و خصوصا شهرهای بزرگ ومطرحی مانند قم به امامت «حجت الاسلام سعیدی» مشهد به امامت «حجت الاسلام‌سید احمد علم الهدی» تکلیف شده بود که اینچنین سخت نامه و موارد اشاره شده در آن را تکذیب و به نویسنده نامه و منتشر کنندگان نامه اخطار نمایند که: با دم شیر بازی می‌کنند.
در تهران نیز پس از اتمام نماز جمعی از نمازگذاران در خیابانهای اطراف بر علیه جریان فوق راهپیمایی مختصری برگزار نموده و بر اساس بروشورهای چاپ شده‌ای که بعد از نماز بین نمازگذاران توضیع می‌شود قرار می‌گذارند بعد از ظهر شنبه در مقابل دفتر روزنامه «اعتمادملی» ارگان حزب متبوع «مهدی کروبی» اجتماع نمایند.
بلافاصله پس از پخش چنین خبری طرفداران شیخ در یک اقدام از پیش تعیین نشده ولی هماهنگ از طریق شبکه جهانی اینترنت (تنها رسانه فراگیر در دسترس اصلاح طلبان) همدیگر را به حضور روبه‌روی دفتر روزنامه دقیقا در زمانی که نمازگذاران قصد حضور داشتند، دعوت نمودند و «مهدی کروبی» نیز از دادستان تهران درخواست کرد: با توجه به تهدید دفتر روزنامه و احتمال هر گونه خطر امنیت آنجا را بر عهده بگیرد. از طرفی نیز ضمن تشکر از طرفداران خود گفت: از حضور نمازگزارن جلو روزنامه استقبال نموده و مواضع‌شان را در نشریه منعکس خواهد کرد. وی از طرفداران خود خواست برای جلوگیری از درگیری احتمالی و سوء استفاده امروز نیایند و به جای آن دوشنبه جلو دفتر روزنامه حضور داشته باشند. وی همچنین اعلام کرد در تجمع روز دوشنبه خود نیز حضور خواهدداشت.
****
سی سال پیش «خلعتبري» وزير امور خارجه از سفارت ايران در عراق گزارشي دريافت مي‌کند مبني براينکه آيت‌الله خميني ضمن مسئله‌اي سلطنت را غيرشرعي اعلام کرده... و شاه که از دريافت چنين گزارشي سخت عصباني شده بود به وزير دربار [هويدا] دستور مي‌دهد که در رد و ذم آيت‌الله مطلبي نوشته و به روزنامه‌ها داده شود. این مطلب همان مقاله ای بود که منابع تاریخی متعدد از آن به عنوان اولین برگ انقلاب یاد می کنندمقاله «ایران و استعمار سرخ وسیاه» که به قلم «احمد رشیدی مطلق» در هفدهم دیماه ۱۳۵۶ ذر روزنامه اطلاعات چاپ شد نه تنها کمکی به شاه نکرد که تومار سلطنت او را درهم پیچید.
آیا بین این آقای «سید احمد خاتمی » خشمگین با آن آقای «احمد رشیدی مطلق» آرام شباهتی نمی بینید؟

۱۳۸۷/۰۸/۰۱

نامه سرگشاده ریگ به مهدی کروبی

اصلا آدم باید متفاوت باشد. تنوع‌طلب. بعضی می‌گویند بهترین شناگر، شناگری است که زود‌تر از دیگران خود را به خط پایان برساند. من می‌گویم نه! بهترین شناگر شناگری است که خلاف جهت آب یا رود یا سود یا بازار و یا خلاف خیلی چیزهای دیگر شنا کند.
من با خود اندیشیدم چه گونه می‌توانم بهترین شناگر باشم رفتم لب رودخونه دیدم خروس می‌خو... (ببخشید حواسم پرت شد) رفتم کنار رودخانه ببینم جهت آب کجاست دیدم آقای «مهدی کروبی» دارد ابوعطا می‌خواند، آقای «جنتی» دشتی، آقای «محتشمی» که خارج از دستگاه بود. بگذریم. خلاصه اینکه دیدم همه می‌خوانند، الا یک سید نورانی بزرگوار که یک عبای نقره‌ای هم پوشیده و هیچ نمی‌گوید. اما همه هی نامه سرگشاده می‌نویسند که چرا تو نمی‌خوانی؟ و او جواب می‌دهد که:
 «اگر از جانب معشوق نباشد کششی کوشش عاشق بیهوده به جایی نرسد»
و در این میان «مهدی خان کروبی» مانده‌است بی‌نامه سرگشاده. مانند ارشمیدس که از خوشحالی کشف علمی‌اش فریاد یافتم یافتم سر می‌داد، دلم قنج می‌رفت که خلاف مسیر آب یا رود یا سود یا بازار یا... را یافتم: حالا که همه در مسیر رود اصلاحات، به «خاتمی» نامه سرگشاده می‌نویسند، من خلاف این مسیر به آقای «کروبی» نامه سرگشاده می‌نویسم.
زود دست به کار شدم. حالا این شما و این هم نامه سرگشاده ریگ به آقای «مهدی کروبی»:
جناب آقای مهدی کروبی دبیر محترم کل حزب محترم «اعتماد ملی» سلام.
امیدوارم حال شما و آقای «منتجب نیا» و آقای «گرامی مقدم» و آقای «افخمی» و همه مردمی که دلشان برای ماهی ۵۰۰۰۰ صدقه سری جنابعالی تنگ شده‌است خوب باشد. چون می‌دانم که برای شما صندلی قرمز ریاست مجلس نهم از احوالات ما مهم‌تر است، ضمنا شما کارهای مهم زیادی دارید، حواس مبارک صامعه و باصره و... جنابعالی را به گفتن احوالات خودم نرنجانم و یک‌راست بروم سر اصل مطلب:
آقای «کروبی» من و خیلی زیاد از مردم از اینکه فهمیدیم شما می‌خواهید رییس‌جمهور ما شوید و رسما کاندیداتوری خود را برای انتخابات ریاست‌جمهوری آتی اعلام نموده‌اید خیلی خوشحال شدیم. می‌دانی چرا؟ به خیلی دلایل.
اولا همه می‌دانند شما از پیشرو‌ترین نیروهای این نظام هستید و هیچ مقامی حتی «دادگاه ویژه روحانیت» هم نمی‌تواند کوچک‌ترین گیری به شما بدهد. کما اینکه تا کنون نتوانسته. اما یک سری نیروی بی‌سواد مثل «اسداله بیات زنجانی»، و بی‌عرضه مثل «عبداله نوری»، و با سابقه مبارزاتی بسیار کم مثل «موسوی خویینی‌ها» که عمرا سواد و عرضه و سابقه جنابعالی را ندارند، را به را ماشین قراضه‌اشان جلو ساختمان «دادگاه ویژه روحانیت» پارک است. تازه اگر هم بخواهند رییس‌جمهور شوند، عرضه رد شدن از صافی معروفه را ندارند. نکته جالب اینکه چون خودشان چنین عرضه‌ای ندارند آمده‌اند به یک بی‌عرضه‌تر از خود «محمد خاتمی» گفته‌اند کاندیدا شود. زهی خیال باطل. از آن صافی معروف فقط یک نفر اصطلاحا اصلاح‌طلب (بین خودمان باشد من که می‌دانم شما نیستی اما پزش را می‌دهی) رد می‌شود و آنهم کسی نیست جز «مهدی خان کروبی».
دوما: هیچ کاندیدایی مثل شما شانس نداشته که کهنه‌کار‌ترین روزنامه دولتی ایران «کیهان» و روزنامه دوست و برادر «رسالت» اینهمه از کاندیداتوری‌اش خوشحال شوند. باور نمی‌کنی مطالب همین دو ماه اخیر این دو روزنامه را بخوانی باور می‌کنی.
سوما اینکه: اگر چه همه پیش‌بینی‌ها و نظرسنجی‌ها در سطح بیت و حوزه مشاوران می‌گویند که: مردم می‌خواهند آقای دکتر «احمدی‌نژاد» یک دوره دیگر باشد، اما ما همه می‌دانیم که مرد بزرگی مثل شما نه تنها نظر‌سنجی و پیش‌بینی و رمالی و..... را قبول ندارد، بلکه اصلا نظر را قبول ندارد. شاهد زنده می‌خواهی: مجلس ششم حضرتعالی خیلی راحت نظر اکثریت مجلس در مورد لایحه «اصلاحیه قانون مطبوعات» را به راحتی آب خوردن رد کردی. آنروز بعضی‌ها فکر می‌کردند شما با اصلاحیه‌اش مشکلی داری اما کور خوانده بودند که شما با اصل آن یعنی «قانون» مشکل داری.
چهارما اینکه: بعضی‌ها فکر می‌کنند شما که به این زودی فعالیت‌های انتخاباتی را شروع کرده‌ای برای ریاست‌جمهوری آینده به میدان رقابت آمده‌ای. اما بین خودمان باشد فقط من می‌دانم شما برای صندلی نمی‌دانم چه رنگی ریاست‌جمهوری ارزشی قایل نیستی و این کورس زودهنگام برای فتح سنگر «ریاست مجلس نهم» و صنلی قرمز رنگ آن است.
زیاده عرضی نیست. اینکه بعضی از بندهای نامه که می‌بایست بین خودمان باشد، چرا در این نامه سرگشاده عنوان شد خودتان بعد از ریاست برای خلایق می‌توضیحید.
الاحقر: ریگ بیابان