صفحات

‏نمایش پست‌ها با برچسب مشایی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مشایی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰/۱۲/۲۸

یه سوزن به نمایندگان، یه جوالدوز به «احمدی‌نژاد»

عکس از اينجا
از قدیم گفته‌اند «یه سوزن به خودت، یه جوالدوز به دیگران». 
بعد از حضور ظفرمند ریس‌جمهور اسلامی ایران در مجلس شورای اسلامی و توسل چندین و چندباره آقای «احمدی‌نژاد» به ادبیات ویژه داش‌مشتی‌ها و چاله‌میدانی‌ها در پاسخ دادن به سؤالات نمایندگان، و از میدان به در کردن آن‌ها، که عملا نتیجه عکس خواست و اراده نمایندگان سؤال کننده را به دنبال داشت، سروصدای رسانه‌های اصول‌گرایان و نمایندگان مجلس درآمده است که «احمدی‌نژاد» شان مجلس را مراعات نکرد و وقاحت به خرج داد و هکذا.(+)
ناگفته پیداست که ادبیاتی که آقای «احمدی‌نژاد» در روز حضور در مجلس از آن استفاده نمود، ادبیاتی نبود که برای اولین‌بار مورد استفاده ایشان قرار گرفته باشد و برای اولین‌بار به گوش نمایندگان مجلس و رسانه‌های اصول‌گرا و مدعی اخلاق خورده باشد. دستِ‌کم ۶ سال است که ایشان در تمام تریبون‌های داخلی و خارجی از چنین ادبیاتی و حتی گاهی مستهجن‌‌تر و وقیحانه‌تر استفاده می‌کند و تمام موارد استفاده او از این ادبیات، طی ۶ سال گذشته، باسکوت آمیخته به رضایت نمایندگان مجلس هفتم و هشتم و رسانه‌های اصول‌گرا روبه‌رو بوده‌است.
از این‌ها گذشته بعد از آنکه رسانه‌های مدعی اخلاق و متولیان امور فرهنگی و اخلاقی و قضایی ترجیح دادند در برابر چنین رفتاری سکوت پیشه نمایند و هرچه آن خسرو کند را شیرین ببینند، لاجرم بعضی از پس‌نماز‌ها هم بعدا تشویق شدند و ترجیح دادند در برخورد با شخص آقای «احمدی‌نژاد» به‌‌ همان شیوه و‌‌ همان روش، که کم‌کم به یک سیره اخلاقی پسندیده تبدیل می‌شد، توسل جسته و رفتار نمایند.
 «سعیدتاجیک» ریاست بسیج وزارت نفت، به آسانی به خود اجازه داد که در خیابان و در ملا‌عام و مرئی مردم، حرمت خود را فرو گذارده و به یک بانوی محترم آنچه می‌خواهد با بکار بردن شنیع‌ترین الفاظ و عبارات فحاشی و هتاکی نماید(+) و در شرایطی که این نوع رفتار مطابق با قانون مجازات اسلامی مجازات‌های سنگینی در پی دارد، یکی دو روز پس از بازداشت آزاد شده و از پشت میز محل کارش با یک رسانه آنلاین مصاحبه نموده و به رفتار خود افتخار کند و اعلام نماید که اصلا پشیمان نیست.(+)
بگذریم از اینکه به دنبال این رسوایی، مراجع قضایی مجبور شدند مجددا نامبرده یاد شده را بازداشت و محکوم نمایند که البته احتمالا اجرای حکم ایشان هم چیزی شبیه اجرای حکم «مرتضی رفیق‌دوست» یا «سعید‌عسکر» خواهد بود که اولی شریک متهم و مجرمی بود که اعدام شد، و دومی به قصد قتل مستقیما به صورت شخصی شلیک نموده بود که از بخت بد او یا بخت خوب مضروب، طرف زنده ماند. اما مجبور است تا آخر عمر روی ویلچر زندگی کند و درد بکشد.
 هر دوی آقایان متهم البته در کمال آزادی به زندگی خود مشغولند.
در جای و جایگاهی دیگر دوتن از مداحان طراز اول کشور برای انتقاد از ریس‌جمهور و در اعتراض به بعضی موضع‌گیری‌ها و بیانات ریس‌دفتر او، و از جایگاه تریبون‌هایی که برای خودشان بسیار مقدس بود و قاعدتا باید خود حرمت آن نگه‌ می‌داشتند، با استفاده از الفاظ زشت و رکیکی، حرمت محراب و منبر و از آن مهم‌تر حرمت «انسان» را شکسته و ریس‌دفتر ریس‌جمهور را به اسافل اعضای وی تشبیه نمودند.
همه این بی‌حرمتی‌ها و حرمت شکنی‌ها با سکوت البته رضایت‌آمیز و گاهی هم همراه با خنده‌های تایید رسانه‌های اصول‌گرایان و نمایندگان مجلس به شوخی و شادمانی برگزار می‌شد.
هیچ‌کس به یاد ندارد که یک نفر از نمایندگان مجلس طی  ۶ سال گذشته یک‌بار به این ادبیات ویژه آقای «احمدی‌نژاد» که عملا و رسما وهن جایگاه رسمی پرچم، صندلی و کشور ایران در مجامع‌بین‌المللی را به دنبال داشت اعتراضی نموده باشد.
هیچکس مشاهده نکرد و به یاد ندارد که یک نماینده، بابت توهین ریس بسیج وزارت نفت، به مقامات آن وزارت‌خانه یا مقامات فرهنگی مربوط به پایگاه‌های بسیج وزارتخانه‌ها و ادرات اخطاری داده باشد و یا از وزیر دادگستری در مورد کوتاهی سیستم قضا در تنبیه شخص خاطی توضیحاتی خواسته باشد.
البته که در همه موارد یادشده رسانه های اصول‌گرا نیز بر همان منش و روش دیکته شده و سکوت در برابر این رفتار، عمل نمودند.
 شایسته است که همه متوجه باشیم که این ادبیات مخصوص امروز آقای ریس‌جمهور و دیروز مداحان و بسیجیان نیست و از اولین روزهای پیروزی انقلاب در این کشور به شکل شوربختانه ناصحیحی نهادینه شده و جا افتاده است و یکی از دلایل عمده و مبنایی ریشه‌دار شدن آن سکوت متولیان امر و ارباب رسانه‌ها در برابر آن به بهانه‌های اشنتباه بوده است.
با اینهمه اما اینک که آن نمایندگان و آن رسانه‌ها متوجه عواقب ترک وظیفه و انجام ندادن به موقع رسالت خود شده‌اند، جای شادمانی است و امیدواریم که این کمترین شعله روشن شده آگاهی، به سرنوشت دیگر تجربه‌های کور گرفتار نشده و هر روز شعله‌ور‌تر و روشنی بخش‌تر شود.
این نوشته در خود نویس اینجا

۱۳۹۰/۰۷/۲۱

احمدی‌نژاد دروغ‌ می‌گوید

«احمدی‌نژاد» بهتر از هر کسی می‌داند که قانون‌گذار، توهین به ریس‌جمهور را، به عنوان جرم عمومی طبقه بندی  و تعریف نموده؛ بنابراین نیازی هم به شکایت شخص ریس‌جمهور ندارد و مدعی‌العموم وظیفه دارد راسا نسبت به پیگری، تعقیب و مجازات متهم اقدام نماید.
دقیقا به همین دلیل کمتر از یک‌ماه پیش وکیل ریس‌دفتر ریس‌جمهور در گفتگو با خبرگزاری فارس اعلام کرد: «... آقای ارضی در شب قدر در مسجد ارک عبارات موهنی نسبت به رئیس‌جمهور و رئیس دفتر ایشان به کار برد که جرم عمومی تلقی می‌شود و انتظار می‌رفت مدعی‌العموم بر اساس وظیفه خود در پیشگیری از جرم به این مسأله رسیدگی می‌کرد (+)
اما برغم آلودن شدن تریبون‌های مقدس منبر و محراب و مدح ائمه، به الفاظ زشت و خارج از نزاکت و ادبیات سخیف لات‌ها به بهانه دفاع از دین، متاسفانه نه تنها مسئولین قضایی کمترین واکنشی از خود نشان ندادند، که متولیان امامزاده نیز نسبت به حفظ حرمت جایگاه‌  حساس نشده و ماجرا را به سکوت و رضایت برگزار نمودند.
همین افراد و تریبون‌ها در زمان ریاست جمهوری «خاتمی» نیز با همراهی بعضی از رسانه‌های رسمی حکومتی، از آزادی‌عمل کامل برخوردار بوده و هرگونه توهین و بی‌احترامی را نسبت به ریس جمهور مرتکب می‌شدند. حتی گاهی تصاویر جعلی و مونتاژ شده بر علیه وی تهیه و در تیراژ وسیع تکثیر و در حاشیه نمازجمعه‌های سراسر کشور توزیع می‌شد، اما هیچگاه اراده مسئولین قضایی٫ و مدعی‌العموم به پیگیری، تعقیب و مجازات متخلفین و بانیان توهین‌های آشکار تعلق نگرفت.
اما نامه یک دانشجوی نخبه و محروم از تحصیل‌‌ دانشگاه به ریس‌جمهور،(+) در حکم توهین تلقی و مجازات شلاق را برای او به‌دنبال داشت.
اکنون پس از گذشت نزدیک به یک ماه از اجرای حکم بانو «توحیدلو»(+) و اندکی پس از انتشار تصاویر رقت‌انگیز زخم‌های بر جای مانده بر بدن «پیمان‌عارف» که به جرم توهین به ریس‌جمهور صورت گرفته، آقای «احمدی‌نژاد» به حکم نوش‌داروی بعد از مرگ، اعلام نموده است که «... از سوی رییس‌جمهور و مجموعه دولت هیچ‌گونه شکایتی در این خصوص انجام نشده است» (+)
بدیهی است که پیگیری، تعقیب و مجازات توهین‌کنندگان به ریس‌جمهور، ابتدا به ساکن نیازی به شکایت ریس‌جمهور ندارد، اما چنانچه قصوری مشاهده شد، ریس‌جمهور یا معاونت حقوقی ایشان می‌توانند درخواست پیگیری و تعقیب داشته باشند.(+)
با اینحال به نظر می‌رسد‌‌، همان قانونی که توهین به ریس‌جمهور را به عنوان جرم عمومی تعریف، و مدعی‌العموم را مامور و موظف به پیگیری و تعقیب مجرمین نموده، آن اندازه از اعتبار را هم برای ریس‌جمهور قائل شده است، که در هر مرحله از سیر قضایی پرونده دخالت و تقاضای بخشش یا تخفیف مجازات مجرمین را داشته باشد و تقاضای او مورد اعتنای دستگاه قضایی باشد.
آقای «احمدی‌نژاد» اگر حقیقتا چنانکه پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری به نقل از ایشان اعلام نموده «.. طی سال‌های گذشته به‌طور مکرر صراحتاً تاکید نموده‌اند که با برخوردهای قهرآمیز مشابه مورد مذکور به شدت مخالف بوده و این شیوه را نامناسب می‌دانند» (+) می‌توانست برای اثبات صداقت خود، قبل از مجازات نامبردگان از دستگاه قضا برای آنان تقاضای بخشش و یا دستکم تخفیف مجازات نماید. اما انتشار بیانیه و اعتراض پس از اتمام مجازات، ضمن بی‌توجهی به قانون، از دروغ‌گویی آشکار ریس‌جمهور حکایت می‌کند.

این نوشته در امروز‌نیوز اینجا

مرتبط: 

۱۳۹۰/۰۶/۱۹

سنگی که «احمدی نژاد» در مناظره به چاه انداخت

یکی از زشتترین رفتار خلاف اخلاق و ادب و سیاست، در جمهوری اسلامی، رفتاری بود که «محمود احمدینژاد» در شب مناظره با «میرحسینموسوی» بدان دست زد و با زدن اتهامات سنگین فساد مالی به افرادی که در هیچ دادگاه صالحی محاکمه و محکوم نشده، و  فرصت دفاع از خود بعلت عدم حضور در میز مناظره را نداشتند، خود را قهرمان مبارزه با فساد اقتصادی و رانت خواری معرفی، و فضای مناظره را با بهم زدن قاعده بازی به نفع خود مصادره نمود.
اینکه فساد مالی و سوء استفاده از قدرت طی سه دهه گذشته، شدیدا دامنگیر نظام مدیریتی کشور بوده، حقیقتی است روشنتر از خورشید.
مبارزه با فساد و رانت و اختلاس و جلوگیری از زمینههای رشد و گسترش آن، پس از بسط مقدمات اجتماعی و بستر سازی مناسب فرهنگی، سازوکارهای کارشناسی امنیتی، حقوقی و قضایی خاص دارد و در بهترین حالت با کمک مطبوعات آزاد، قوه قضاییه مستقل از دولت و در شرایط آزادی اقتصاد، فراهم میشود نه با جنجال و سر و صدایی که نه تنها منفعتی به حال جامعه ندارد بلکه آب را برای سوء استفاده بیشتر فاسدان گلآلود هم میکند
سبک و سیاقی که آقای «احمدینژاد» برای مبارزه با این فساد و دزدی و رانت به آن متوسل شده بود، اکنون نتایج سحرش را در اخبار و رسانههای مخالف او نشان میدهد و نشانههای بهترش را میشود از زبان نمایندگان مخالف دولت او در مجلس اصولگرایان شنید. ناگفته پیداست که صبح دولت چنین سبک و سیاقی به چه «شهر هرتی» خواهد انجامید.
«سقایبیریا» مشاور سابق امور روحانیت ریسجمهور، اخیرا پس از دو سال سپری شدن از مکافات مناظره جنجالی سیزدهم خرداد ۸۸ و پس از آنهمه خسارت و اتفاقات غمانگیز، در مصاحبه با روزنامه قدس، (+) مدعی شدهاست که؛ در شب مناظره «احمدینژاد» به تحریک، سفارش و تایید «مشایی» نام افراد را با اتهام فساد بر زبان آورده است.
 ناگفته پیداست که اگر آقای «سقای بیریا» اشارهای به زشت بودن آن رفتار و آن اتفاقات هم نکند، انتساب آن رفتار به آقای «مشایی» به اندازه کافی شدت زشتی و انزجار او و جناح مطبوعش از آن را به خوبی بیان مینماید.
به عبارت دقیقتر این رفتار چون به سفارش «مشایی» سرزده زشت است و ناپسند و الا تا کنون عین صواب و مورد رضایت همه بودهو اکنون که حضرات کشف نمودهاند که به سعایت «مشایی» صورت پذیرفته، مراتب کراهت آن نیز برملا شدهاست.
بسیار ساده‌لوحانه است باور اینکه «احمدی‌نژاد» صرفا به تحریک «مشایی» و بدون اذن و اطلاع رهبری، به اقدامی تا بدین پایه خطرناک دست زده باشد، اما با فرض قبول این ادعا باید از آقای «سقایبیریا» و جناح مذکور و همراهان او پرسید: اگر این رفتار آنچنانکه امروز به آن معترض هستند و از آن و تشویق کننده و تحریککننده آن تبریمیجویند؛ زشت بوده که مطمئنا بوده، چرا در زمان مناسب آن و در زمانی که ریس مجلس «خبرگان رهبری» اقدام به نوشتن نامه سرگشاده به رهبری نظام کرد و نسبت به عواقب وخیم سکوت در برابر آن هشدار داد و نوشت که «سرچشمه شاید گرفتن به بیل/ چو پر شد نشاید گرفتن به پیل» (+) تا کنون سکوت کرده و اینک لب به سخن گشودهاند؟
 مشاور سابق امور روحانیت ریسجمهور همچنین مدعی شده است: «مقام معظم رهبري راجع به اينکه آقاي احمدي نژاد در مناظره اسم شخصي را نياورد تأکيد داشته اند، اما احمدي نژاد اسم آورد»
این گاف را چگونه میتوان توجیه کرد؟ آقای خامنهای از کجا خبر داشتهاند که آقای «احمدینژاد» میخواهد اسم بیاورد که تاکید داشتهاند اسم نیاورد؟
با اینهمه، از دو حال خارج نیست: یا لجنمال کردن «هاشمی» و «ناطقنوری» در مناظره، با علم و اطلاع کامل و از قبل رهبری صورت پذیرفته که، «احمدینژاد» آنگونه با خیال راحت و بر خلاف ابتداییترین اصول اخلاقی و حقوقی و اصول تبلیغات انتخاباتی، جلو دوربین تلوزیون، مستقیما با افترا بستن به آنان و خانواده‌‌هایشان، حاکمیت پشت سر را لجنمال کند و روزگاری جدید بنیان گذارد، و یا رهبری اصلا اطلاع نداشته و ناگهان در مقابل عمل انجام شده قرار گرفتهاست
اما در صورت پذیرفتن عدم اطلاع ایشان از آن اقدام سخیف و زشت، و سکوت و انفعال، دستکم پس از خواندن نامه سرگشاده، و اعتراض آتشین «هاشمی» (+) و قبول این موضوع که، این اقدام «احمدینژاد» ابتکار، پیش بینی و درایت «مشایی» بوده، و به درخواست او صورت پذیرفته است، حالا رهبری نظام و نزدیکان او باید پاسخ دهنده این شبهه و اشکال باشند که اگر «مشایی» از چنین درجهای از درایت برخورداراست، پس تکلیف دیگر پیشبینیها و ابتکارات او که عنوان شده و عنوان خواهد شد و تکلیف این جریان ساختگی موسوم به «جریان انحرافی» چه میشود؟ 
در صورت پذیرفتن اینکه ایناتفاق با اطلاع رهبری صورت پذیرفته که این مورد بیشتر به صواب نزدیکتر است و قطعیتر مینماید، سکوت امروز رهبری در مورد ادعای مجموعه موسوم به «جریانانحرافی» که این اتفاق ابتکار ما بوده، چگونه توجیه میشود؟
در هر صورت هیچ یک از این ادعاها ذرهای از مسئولیت مستقیم رهبری و اقداماتی که باید در این خصوص انجام میشد و  انجام نشد، کم نمی کند.

۱۳۹۰/۰۶/۰۳

دروغ‌پراکنی سایت حامی مشایی درباره شیخ شجاع جنبش سبز

سایت «محرمانه‌آنلاین» که پس از بستن یکشبه سایت‌های حامی و طرفدار «اسفندیار رحیم مشایی» جایگزین سایت «محرمانه‌نیوز» شد، رکورددار انتشار اخبار جعلی و بدون سند است.
 به نظر می‌رسد گردانندگان این سایت که بیگانگی بیش از حدی با خبر و خبرنگاری و اخلاق حرفه‌ای در این حوزه دارند، این وب‌سایت را صرفا برای تفریح و سرگرمی راه‌اندازی نموده و هر روز در اتاق‌های فکر و خبر خود، پس از چند ساعت شوخی و تفریح و لطیفه تعریف کردن، هر از گاهی هم یکی از لطیفه‌ها را در اختیار تحریریه خبر قرار می‌دهند تا به عنوان خبر روی خروجی سایت قرار گیرد. از طرفی سنبه حمایت از این سایت هم، آنقدر پر زور هست که باکی از این دروغ‌پراکنی‌ها و جعلیات ندارند و این چرخه جعل و دروغ هیچ وقت با مشکلی روبه رو نشده و کماکان به دورغ پراکنی آنلاین مشغول است.
در تازه‌ترین فکاهی منتشره این سایت امروز ساعت۱۲ ظهر ادعا نمود: «بر اساس گزارش‌های رسیده مهدی کروبی تا ساعاتی دیگر نامه‌ای خطاب به ملت ایران منتشر خواهدکرد که محتوای کلی این نامه منفک از جزییات ابراز ندامت از افعال خود و در ‌‌نهایت خواستار آزادی خود و همسرش شده است.» (+)
جدای از آنکه سردرآوردن از این ادبیات بهم ریخته کار دشواری است و به نظر می‌رسد به عمد برای سرگردانی مخاطب، اینگونه تنظیم شده، چنانچه «مهدی‌کروبی» نه تنها حاضر به نوشتن نامه ندامت مورد ادعای این خبر، که اگر حاضر به نوشتن و یا گفتن حرفی به مراتب کمتر از این نامه هم شده‌بود، تمام ارکان مملکت از صدر تا ذیل اکنون در کار آماده نمودن بساط شادمانی بودند و مطمئنا رسانه ملی از اولین لحظه این اتفاق نادر،  پخش تمام برنامه‌های عادی خود را قطع و اقدام به پوشش این خبر از طریق تمام شبکه‌ها می‌نمود و به هیچ عنوان اجازه نمی‌داد این خبر، اینگونه ناشیانه آنهم از طریق سایتی نزدیک به «ریس دفتر ریس جمهور» که مغضوب تمام ارکان اصلی نظام هست و اتفاقا همین امروز نیز داغدار برادر شده، (+) منتشر شود.
از زمان وعده این سایت که مدعی شده تا «ساعاتی دیگر» اکنون ۵ ساعت می‌گذرد. برای اثبات صداقت این ادعا و تحقق «ساعاتی‌دیگر» باید ۱۷ ساعت دیگر صبر نمود. اما همچنانگه مخاطبین این سایت بار‌ها و بار‌ها این ۱۷ و ۲۴ ساعت‌ها را پشت سر گذاشته و خبری از تحقق وعده نبوده است اینبار نیز چنین خواهد شد.
 دستگاه قضایی که اراده‌ای برای پیگیری شکایت ریس دفتر ریس جمهور از مداح بیت رهبری ندارد، برای قبول و پیگیری شکایت مهدی کروبی اراده‌ای خواهد داشت؟
این نوشته در سحام نیوز اینجا 
..................در رهسانیوز اینجا

۱۳۹۰/۰۵/۲۹

تیتر جالب سایت طرفدار هاشمی درباره «حاج‌منصور»

«حاج منصور ارضی» آدم بی‌ادبی است. این نه مربوط به حالا است که میدان‌دار مبارزه با «جریان انحرافی» شده نه مربوط به ده دوازده سال پیش، که وظیفه داشت در مقابل شبیخون فرهنگی «خاتمی» و اصلاح‌طلبان یک تنه بایستد و از انقلاب و نظام و رهبری و در سایه آنها، اسلام دفاع کند. مربوط به دوره سازندگی و مبارزه با ثروت‌های بادآورده هم نیست. از دوران کودکی از این ارث محروم بوده است.
معصوم فرموده است: «هیچ میراثی بهتر از ادب نیست».
«منصور ارضی» متولی امام زاده نیست. یعنی به دلیل همان محرومیت، لیاقت این تولیت را ندارد، اما در آشفته‌بازاری که هیچکس در جایگاه خود نیست «منصور ارضی» هم متولی امامزاده شده‌است. بعضی که به اشتباه یا با استفاده از رانت، به‌رغم لیاقت مخصوص، در جایگاهی قرار می‌گیرند، تلاش می‌کنند رل لیاقت بازی کنند یا ادای شایستگی درآورند، تا جایگاه را از دست ندهند. اما «منصورارضی» هیچگاه تلاش نداشته، نمایش ادب و نزاکت هم داشته باشد تا حرمت نمایشی امامزاده را حفظ کند. هر موقع اراده نموده، حریم حرم را به بی‌ادبی و بی‌حرمتی آلوده و حرمت شکنی نموده‌است.
رفتار شب نوزدهم ماه مبارک رمضان این مداح اقتدار که به اشتباه مداح اهلبیت لقب گرفته، چنان گستاخانه بوده است که دوستان گرمابه و گلستان او هم خبر این حرمت‌شکنی را با احتیاط نقل و تعریف می‌نمایند و ناگفته پیداست که در این نقل خبر از احترام سابق خبری نباشد. در اکثر منابع خبری دوستان دیروز از عبارت محترمانه و حاکی از ارادت «حاج منصور» خبری نیست و خبر این بی‌حرمتی با عبارت‌های «ارضی» (+) (+) یا «منصور‌ارضی» (+) که نه تنها بار ارادتی ندارد، بلکه تلویحا تحقیر را هم با خود دارد تنظیم و منتشر شده‌است. اما در شرایطی که آش آنقدر شور شده که علاوه بر فهمیدن خوان، صدای آشپز هم در‌آمده، تیتر خبر این حادثه در وب‌سایت غیر رسمی اما معتبر منتسب به پسر «هاشمی رفسنجانی» و خوشحالی نهفته در تنظیم خبر آنها جالب توجه بود.
«آینده نیوز» به تنهایی در این شرایط، فرصت را مناسب دید تا در میان دعوا نرخ خود را تعیین کند و در شرایطی که همه تلاش می‌کردند تا به نوعی از رفتار مداح اهلبیت، در شب قدر تبری بجویند، با انتخاب جهت‌دار تیتر «گزک حاج منصور به دست جریان انحرافی: هر کس این یهودی را بکشد، خودم پولش را می‌دهم» ضمن حفظ احترام «حاج منصور» و تحقیر «جریان انحرافی» تلاش کرد تا از این نمد کلاهی نصیب خود نماید.
تردیدی نیست که بی‌احترامی نزدیکان دیروز «منصور ارضی» کار درستی نیست. اما رعایت ادب دشمن دیروز و دوست امروز نیز نمی‌تواند دلایل موجه انسانی و اخلاقی داشته باشد. همچنانکه تعاریف مخصوص دوستان ناصادق دیروز، به دشمنی امروز کشیده شده است، عدم صداقت موجود در تعریف نزدیکان آقای «هاشمی» در سایت «آینده نیوز» از «حاج منصور» و حمله به «جریان انحرافی» نیز به زودی خزان خود را نشان خواهد داد.
بعضی‌ها واقعا در عالم هپروت سیر می کنند.
این نوشته در خودنویس اینجا
مرتبط:
گاف خبرنگار فرهنگی آینده نیوز
آینده نیوز و نقض حریم خصوصی شهروندان

۱۳۹۰/۰۱/۱۶

بهشت حزب‌الله یا چاله میدان؟

دوست داشته باشیم یا نداشته باشیم، متاسفانه در قضیه رفتار آقای «سعید‌تاجیک» با فرزندان «هاشمی»(+) (+)و فحاشی و بی‌ادبی و استفاده از ادبیات لات‌ها، حق با «حسین‌قدیانی» است و این نوع ادبیات از اولین ساعات انقلاب در این کشور نهادینه شده و نه تنها توسط هیچ‌کس حتی مخالفین بنیانگذار نظام، مورد اعتراض قرار نگرفت، که حتی تشویق و ترغیب شده و هر سال در آستانه ایام دهه فجر دقیقا همزمان با سالگرد انقلاب سخنرانی تاریخی ایشان بدون کمترین تخفیف و سانسوری پخش و روی آن مانور هم داده می‌شود. سخنرانیی که در آن بنیانگذار از ادبیاتی استفاده می کند که به هیچ روی متعلق به صنف محترم روحانیون و حوزه‌های محترم علمیه و مراجع محترم تقلید نیست و فقط و فقط متعلق به جماعت قداره بند و جاهل و لات و اهالی چاله‌میدان است. ادبیاتی که در کلام بنیانگذار با جمله معروف «من توی دهن ...میزنم» شروع می‌شود و سی سال بعد توسط یکی از مریدان وی با جمله «دهنتو جر می‌دم یا دهنتو سرویس می‌کنم و...» اوج می‌گیرد و همزمان اعتراضات مقلدین و مریدان بنیانگذار را به اوج خود می‌رساند.
انقلاب شرایط سخت مربوط به خود را دارد و با توجه به تجربه‌های متعدد انقلاب، که در قرن بیستم اتفاق افتاده و تجربه شده و تقریبا اکثر سیاستمداران و کارشناسان امور سیاست و فرهنگ و جامعه به نوعی از نزدیک دستی بر آتش انقلاب داشته‌اند بنابراین درک شرایط رهبران انقلاب و خطاهای دوره انقلاب کار سختی برای آگاهان نیست. اما پس از آرامش نسبی و فراهم شدن شرایط استقرار و ثبات، نوبت به بازخوانی رفتار انقلابی و احتمالا اشتباه و جبران خسارتها و بسترسازی برای شرایط دوران استقرار و جلوگیری از تکرار اشتباهات گذشته می‌رسد. اتفاقی که در مورد انقلاب ایران فرصت وقوع پیدا نکرد.
«روح‌الله‌خمینی» انسان با استعداد و برجسته‌ای بود. قسمتی از شرایط تاریخی و جغرافیایی دوران او به گونه‌ای با شخصیت او رقم خورد. این اتفاق او را به یکی از سرنوشت‌سازترین انسانها در قرن بیستم تبدیل کرد. در بستر همین شخصیت و همین سرنوشت سرنوشت دودمان پهلوی و کشور ایران در بهمن 57 آنگونه رقم خورد. همه اینها به جای خود ارزشمند و درخور توجه اما به نظر نمی‌رسد هیچیک از مریدان منطقی او علاقه‌مند باشند او را برجسته‌تر و متعالی‌تر از معصومین تصور، و با زدن رنگ عصمت به تمام رفتار او، رفتار او را معیار درستی و نادرستی قرار دهند. کاری که متاسفانه توسط عده‌ای از مریدان غیر منطقی و جاهل او تاکنون صورت گرفته و بر آتش آن نیز هر روز بیستر دمیده می‌شود.
سیاستمداران و کارشناسان اهل فرهنگ ما هیچگاه فرصت نکردند یا نخواستند و یا خواستند و اجازه نیافتند که در دوران اسقرار رفتار دوران انقلاب رهبران انقلابی خود را تشریح وتبیین و نقد کنند. اگر چنین اتفاقی صورت می‌گرفت بدون شک باید اعلام می‌شد که گفتار بنیانگذار در سخنرانی معروف 12 بهمن 57 در بهست زهرا و استفاده از ادبیات سخیف «من توی دهن ... می زنم» و یا گفتار مشهور دیگر او چند سال بعد که «آمریکا هیچ "غلطی" نمی‌تواند بکند»، و گفتارهایی از این نوع، متاثر از فضای بحرانی و مضطرب انقلاب و حواشی مربوط به آن بوده، و رفتار و گفتاری قابل نقد است. اگر این اتفاق صورت می‌گرفت با اطمینان می‌توان گفت؛ هیچ‌یک از مسئولین رده بالای سیاسی و دیپلماتیکی کشور به خود اجازه نمی‌دانند در سالهای بعد از آن سخنان خود را به گفتاری مشابه در تریبونهای عمومی آلوده نموده و بزرگترین توجیه‌شان گفتار رهبر انقلاب باشد و بر این گفتار متوقع تشویق هم باشند.
فرصت دوسال گذشته جنبش سبز به همه ثابت کرد که بسیاری از اصلاحات باید در طول سی سال گذشته اتفاق می‌افتاد و نیفتاد تا به این اتفاقات ناگوار منجر شد. بسیاری از تابوهایی که ناگهان در ظرف زمانی کوتاه فرو ریخت و شکست و بسیار با هزینه اتفاق افتاد باید در بستر زمانی سی سال گذشته بدون کمترین هزینه و خسارت شکسته می‌شد و نتیجه مثبت و ارزشمند خود را به جامعه هدیه می‌کرد. از آن نقد نشدن‌ها «سعیدتاجیک» و «محمود‌احمدی‌نژاد» و «منصورارضی» و «سعیدحدادیان» و ادبیات وارونه و هتاک‌شان متولد شد.
حالا که جامعه متوجه اکثر اشتباهات خود شده‌است شایسته است منتقدین این رفتار، یا به هیچ عنوان به ادبیات سخیف ریس‌جمهور در سطح بین‌المللی و داخلی و همچنین ادبیات آقای «سعید تاجیک» در فحاشی و هتاکی به خانواده «هاشمی» و یا ادبیات سخیف مداحان قدرت در نقد آقای «مشایی» و ادبیات مشابه آنها معترض نباشند، و یا چنانچه اعتراضی به آن رفتار و گفتار و ادبیات دارند؛ آنها را از گفتار مشابه رهبری و بنیانگذار نظام مستقل ندانسته و با قبول شخصیت انسانی رهبران نظام و معصوم نبودن آنها در عین شفافیت نفس زشت بودن این نوع از گفتار و رفتار از هر کسی در هر مقامی و هر مکانی را نقد نمایند و در این پروسه از تقسیم بندی و استثناسازی و خودی و غیر خودی خواندن اجتناب نمایند.
پی نوشت:
حسین قدیانی در این مطلب به این ادبیات بنیانگذار و رهبری تقدس داده بود ولی بعدا آنرا به این شکا تعدیل نمود

۱۳۸۹/۰۶/۲۸

وقتي دم‌خروس تقلب از سرمقاله «كيهان» بيرون مي‌زند

در شرايطي كه انتخاب ريس دفتر ريس جمهور و ساير مناصب دولتي ‌اقاي «مشايي» به هيچ عنوان نياز به راي و انتخاب مستقيم مردم ندارد و حتي بدون راي اعتماد و دخالت نمايندگان مجلس و با نظر مستقيم ريس جمهور صورت مي گيرد؛ روزنامه «كيهان» در سرمقاله امروز خود به قلم «حسين‌شريعتمداري»(+) ريس دفتر ريس‌جمهور را به عنوان كسي كه «بدون رأي ملت، اين روزها صاحب رأي ملت شده است» معرفي و به انتقاد شديد و بي سابقه از «محمود‌احمدي نژاد» پرداخته‌ است.
سرمقاله نويس «كيهان» كه مصاحبه جمعه‌ شب ريس جمهور با شبكه خبر(+) و اظهارات افنخار‌آميز ايشان درباره «منشوركورش» را دستمايه اعتراض خود قرار بود، بدون توجه به واكنش شادمانه و پيشنهاد كودكانه؛ عودت ندادن منشور به موزه و كشور فرستنده، توسط همين روزنامه هنگام ورود منشور به كشور(+)، ريس‌جمهور را مورد سئوال قرار داد كه : «جناب آقاي احمدي نژاد با كدام منطق علمي و اسلامي آنهم از جايگاه رئيس جمهور ايران اسلامي مي فرمايند اگر دنيا از ما درباره مديريت ايراني سؤال كند در پاسخ آنها «منشور كوروش» را ارائه مي كنيم؟!»
نويسنده در ادامه پس از ارائه تصويري سياه از وضعيت كشور ايران در زمان رژيم پهلوي تقصير همه آنها را به گردن «منشور كورش» انداخته و سئوال مي كنند: «جناب احمدي نژاد از منشور كوروش انتظار چه معجزه اي دارند كه آن را به جاي اسلام عزيز مي‌گذارند و عرق شرم بر پيشاني ملت پاكباخته و ايران دوست مي نشانند؟!»
وي همچنين پس از اعلام اينكه كشور ايران هم اكنون مقتدرترين؟؟ كشور منطقه مي‌باشد و علت اصلي اين اقتدار حضور اسلام ناب محمدي(ص) بر كرسي اداره كشور است، سئوال مي كند: «چرا بايد جاي آن با منشور كوروش عوض شود؟!...آيا اظهارات برادر عزيزمان آقاي احمدي نژاد، نگاهي معكوس به واقعيات ملموس و مصداق شكستن نردبان بعد از صعود به بام نيست؟!»
اما قسمت مهم، برجسته و در عين حال جالب توجه نوشته امروز «شريعتمداري»(+) قسمتي بود كه ايشان به قول منبريها گوشه را به كربلا زد تا به برخلاف ادعاي اصلي نوشته كه سعي مي كرد بهانه نوشتن را اظهارات ريس جمهور در مصاحبه با شبكه خبر نشان دهد، پاسخ حمله شديد آقاي «احمدي‌‌نژاد» به «كيهان» در مصاحبه با روزنامه ايران(+) را بدهد، و به آقاي «احمدي‌نژاد» متذكر شود كه اسناد موثقي از «صاحب راي نبودن او» در دست دارد كه در صورت لزوم افشا خواهد شد. ايشان متذكر مي‌شود:‌ «جناب احمدي نژاد- و رئيس دفتر ايشان كه بدون رأي ملت، اين روزها صاحب رأي ملت شده است» اما چه كسي و كدام ناظر آگاه است كه نداند ريس دفتر ريس جمهور به راي مردم نياز ندارد و آنكسي كه به راي مردم نياز دارد و بدون آن راي بر كرسي غصبي رياست جمهوري تكيه زده شخص آقاي «احمدي‌نژاد» است. نكته‌اي كه آقاي «شريعتمداري» بهتر از هركس ديگري بدان اشراف و از آن اطلاع دارد. و اسناد آن را براي روز مبادا نزد خود حفظ كرده‌ است.
روز مبادا آيا نزديك مي شود؟ بايد منتظر ماند.
اين نوشته در خبرنگاران سبز

۱۳۸۹/۰۶/۲۷

حمله شديد «احمدي‌نژاد» به «كيهان»

تنها سه روز پس از حمايت آشكار و تمام قد رهبري نظام از «محموداحمدي‌نژاد»(+) و دولت متبوعش، كه تيتر يك روزنامه «كيهان» را به خود اختصاص داد، رییس جمهور در مصاحبه با روزنامه «ایران» از روزنامه «کیهان» به شدت انتقاد کرد(+) و صریحا خواستار محاکمه رسانه هایی شد که با تهمت زدن و بی آبرو کردن افراد اخلاق اسلامی را زیر پا می گذارند.
رییس جمهوری با اشاره به مواضع برخی رسانه ها که خود را طرفدار دولت می دانند؛ گفت: «برخي اتفاقات در رسانه‌هاي ما مي‌افتد كه من از اساس به آنها اعتقاد ندارم، آنهايي كه راجع به خود من است، من شخصاً گذشت مي‌كنم، اما آيا مثلاً يك رسانه مي‌تواند به زن يك رئيس‌جمهور اروپايي نسبتي بدهد؟ اين با كدام اسلام مي‌خواند؟ ممكن است مخالف ما باشد ولي آيا من مي‌توانم نسبتي به او بدهم. حتي اگر فردي انحراف اخلاقي دارد، يك رسانه نمي‌تواند اين را بنويسد. چرا كه خلاف شرع است»
روزنامه «كيهان» كه به نظر قاطع آگاهان سياسي يكي از نردبانهاي اصلي صعود «احمدي‌نژاد» به جايگاه رياست جمهوري بوده است، و همواره مشي همراهي و همفكري همراه با حمايت از دولت را در دستور خود داشته طي چند ماه گذشته و به دنبال گسترش اعتراضات عمومي بر عليه اقدامات و اظهارات عجيب و غريب ريس‌دفتر ريس جمهور عملا به تريبون اصلي و پايگاه اجتماعي سامان دهنده اين حملات تبديل، و اين اعتراضات را در جريان همايش «ايرانيان خارج از كشور» كه با مديريت ريس دفتر ريس جمهور برگزار مي شد به اوج خود رساند.
«شريعتمداري» در اين مرحله در چند شماره پياپي حجم زيادي از مطالب «كيهان»(+) را به مطالبي در اين خصوص اختصاص داد و كار را به تهديد هم كشاند(+) و به جوابيه‌ها و فركانسهاي نارضايتي ارسال شده از طرف ريس جمهور و هوادارانش از موضعي بالا برخورد نموده و هيچ توجهي نكرد. « كيهان» اگرچه تلاش مي كرد در تمام مطالب دامن آقاي «احمدي‌نژاد» را از اتهامات مطرح شده پاك نگاه دارد، و فاصله بين ايشان و ريس دفترش را بيشتر نمايد اما حواسش به نوع رابطه آنها و جايگاه والاي آقاي «مشايي» در نظر ريس جمهور نبود.صبر ريس دفتر زيرك ريس جمهور هم بسيار بيشتر از اينها بود و هست.
بايد صبر كرد و منتظر واكنش «كيهان» ماند كه با توجه به ظرافتها و حساسيتهاي خاص موجود در روابط آنها بعيد به نظر مي‌رسد به اين سرعت اتفاق بيفتد؛ اما «شريعتمداري» آدمي نيست كه چنين حمله‌اي را بدون پاسخ بگذارد.
از طرفي طي ساليان گذشته كمتر سابقه داشته است كه «شريعتمداري» به روابط و بازيهاي پشت پرده تن داده و از جواب دادن به چنين خفت آشكاري منصرف شود.
بدون شك اگر طي روزها يا هفته‌هاي آينده سايتهاي منتسب به جنبش سبز به شكل واحد اقدام به انتشار يك سند جديد از «شوراي عالي امنيت ملي(+)» يا نوار سخنراني محرمانه يك «سردارمشفق» ديگر نمودند؛ مطمئن باشيد كه اين اطلاعات توسط شخص آقاي «شريعتمداري» و با ظرافت خاصي در اختيار اين سايتها قرار گرفته است.
اين نوشته در خبرنگاران سبز

۱۳۸۹/۰۵/۱۶

اینجا چه خبر است؟

روزنامه «کیهان» در پاسخ به اظهارات آقای «مشایی» و تکذیبه ارسالی با امضای «"حسن بوشهریان"سرپرست ادره کل روابط عمومی» همایش ایرانیان خارج از کشور، توضیحاتی در شماره امروز خود منتشر نموده که جالب توجه و در عین حال حائز اهمیت بسیار است.
در پی برگزاری «همایش بزرگ ایرانیان خارج از کشور» با مدیریت ریس دفتر ریس جمهور، و دعوت از «هوشنگ امیر احمدی» ایرانی مقیم آمریکا در این همایش، روزنامه «کیهان» در یادداشت روز دوشنبه یازدهم مردادماه خود در مقاله ای با عنوان «آنجا چه خبر است» به قلم «حسین شریعتمداری» نماینده ولی فقیه در این روزنامه، به «... مقدمه چینی ها،زمینه سازیها،هزینه های چند ده میلیارد تومانی و بی حساب وکتاب، رایزنی های داخلی و خارجی، تهدیدها و تشویق ها، هویت برخی از ایرانیان دعوت شده،سوابق سوء و شناخته شده چند تن از دست اندرکاران اصلی همایش، صدور دستورالعمل ها و امریه ها خطاب به این دستگاه دولتی و آن مرکز امنیتی که مبادا...و خبر های مشابه دیگر...» به شدت اعتراض نموده و ضمن آنکه تلاش می کرد تمام اتفاقات واقع شده و در شرف وقوع این همایش را به دور از اطلاع و رضایت ریس جمهور و مجموعه حاکمیت نشان دهد اظهار امیدواری کرد که «...برادر ارجمندمان جناب اقای دکتر احمدی نژاد ریس جمهور مردمی و متعهد کشورمان از سوءاستفاده کسانی که با بینش و منش ایشان هیچ نسبتی ندارند، و برای بهره گیری از همایش یاد شده کیسه دوخته اند جلو گیری کنند»
اما ظاهرا نه ریس جمهور مردمی و متعهد کشور!! از این اتفاقات و اتفاقات در شرف وقوع، آنچنانکه «کیهان» سعی در القا آن داشت بی اطلاع بود، نه مجموعه حاکمیت. هیچکدام هم هیچگونه مخالفتی نداشتند با آنچه آن روزنامه «...نه فقط تاسف آور، بلکه سئوال برانگیز و نگران کننده... و از احتمال بروز رخدادی ناخوشایند حکایت می کرد...» می خواند.
به همین دلیل بدون کمترین حساسیتی از طرف ریس جمهور و و مجموعه تحت امر او و مجموعه عوامل اطلاعاتی، همایش به خیر و خوشی وبه سلامتی آقای «مشایی»و به کوری چشم همه دشمنان ایشان برگزار و به سرانجام رسید.
در این میان اما عکس العمل مهمان خوانده ای که در ساعتهای اولیه حضور در تهران به ناگاه «ناخوانده» معرفی شد و علیرغم تلاش برگزار کنندگان مراسم از موضوع اطلاع پیدا کرد بسیار جالب تر از سرگذشت دوستانی است که به این زودی بر سر تقسیم غنایم کودتای بیست و دوم خرداد 88 اینگونه به سمت یکدیگر اتهام افکنی می کنند و به زودی به سوی همدیگر اسلحه خواهند کشید.
«هوشنگ امیر احمدی» ایرانی مقیم آمریکا که بر اساس اسناد منتشره «کیهان» از طرف برگزار کنندگان به این همایش دعوت شده و همه درگیری و ناراحتی های «کیهان» و همراهانش به اعتراض به دعوت او فرو کاسته شد و مسئولین همایش در واکنش به اعتراضات آن روزنامه و همراهانش اعلام کرده بودند که وی به این همایش دعوت نشده، در روز دوم برپایی همایش تهدید کرد چنانکه مسئولین بر پایی همایش مسئولیت دعوت او را بر عهده نگیرند؛ فردا دعوت نامه وکارت مخصوص حضور در همایش خود را علنی خواهد نمود، اما پیش از آنکه چیزی راافشا نموده یا دعوتنامه ای را علنی نماید، کشور را به مقصد محل اقامت دائم خود «آمریکا»ترک کرد و حتی چند روز بعد که مهمان شبکه ماهواره ای «bbc» بود هم در مقابل سئوال مجری تلوزیون مذکور در مورد دعوت شدن یا نشدن خود، به ایران، از پاسخگویی طفره رفته و پاسخ سئوال تلوزیون مذکور را به دولت ایران حواله داد.
این مهمان جنجالی و بلوف زن در شرایطی که متهم به خیانت به ملت ونظام می باشد و طی اظهاراتی مسئولین جمهوری اسلامی را «عقب افتاده و خونخوار وقاتل وجانی» معرفی نموده، به راحتی به کشور تردد می نماید، در زمان حضورش در کشور مسئولین برگزاری یک همایش را علنا تهدید به افشاگری می نماید وبه راحتی هم از کشور خارج می شود تا مسئولین همایش با خیال راحت به روزنامه «کیهان» متذکر شوند که افشاگری آنها «مستند به یک تصویر جعلی است» و بلافاصله و با تحکم درخواست نمایند که متن جوابیه آنها."به مطلب مندرج در آن روزنامه به تاریخ 89/5/14با عنوان«مشایی: امیر احمدی را دعوت نکرده ایم،متن دعوت نامه درکیهان امروز»" را جهت تنویر افکار عمومی و و حسب قانون مطبوعات در روزنامه چاپ نماید.
«کیهان» این جوابیه را چاپ نموده و توضیحات خود را نیز که بسیار جالب توجه و ارزشمند است به آن پیوست نموده است.
جوابیه مذکور چنانچه قید شد به امضای «سرپرست اداره کل روابط عمومی» همایش تنظیم شده اما جوابیه روزنامه خطاب به آقای «مشایی» است و مجددا همچون تلاش نافرجام نوشته پیشین تلاش نموده است دامان ریس جمهوری از اتهامات ذکر شده را پاک نشان داده، همه تقصیرها را به گردن ریس دفتر و نماینده تام الاختیار ایشان در همایش بیاندازد.
«جوابیه» ادعا می کند متن دعوت نامه منتشر شده در روزنامه «کیهان» جعلی است و روزنامه «کیهان» از مسئولین همایش دعوت می کند که برای اثبات ادعای خود مبنی بر جعلی بودن سند «کیهان» «متن چند ایمیل دیگر که برای سایر دعوت شدگان ارسال کرده است را منتشر کند تا مردم با مقایسه آن ایمیل ها و ایمیل منتشر شده در کیهان دروغگو را بشناسند» وبسیار جالب توجه در ابتدای این دعوت؟؟؟ تهدید می فرمایند که «اگر جرات دارند» چنین دعوتی را اجابت کنند. در ادامه به خوانندگان خود با اشاره به داستان چاپ اسکناس 32 تومانی ضمن متهم کردن جریان مشایی به «جعل سند» اطمینان می دهند که خاطرتان جمع باشد کسی نمی تواند کلاه از سر کلاه بردار! بردارد.
کیهان در ادامه یک گام بلند برداشته و با چاپ پاسخ «هوشنگ امیر احمدی» به ایمیل دعوت مسئولین همایش از آقای «مشایی» توضیح می خواهد غافل از آنکه مخاطبان نامحرم و البته آگاه آن روزنامه بلافاصله خواهند پرسید: چگونه روزنامه «کیهان» و مسئولین آن به آرشیو ایمیل یک نهاد دولتی که قاعدتا باید گذرواژه و رمز عبور آن در اختیار شخص خاصی باشد، دسترسی داشته اند؟ البته پر واضح است که مخاطبان نامحرم «کیهان» جواب این سئوال خود را به خوبی می دانند اما آنکه پس از رویت این متن در بهت و حیرت فرو رفته؛ مسئولین برگزاری همایش هستند که در نتیجه غفلت و فساد عمیق متوجه اتفاقات اطراف خود نیستند.
این متن ایمیل آقای «امیر احمدی» در پاسخ به ایمیل مسئولین برگزاری همایش است:
«ضمن سلام و تشکر از پذیرش درخواست بنده برای شرکت در همایش بزرگ ایرانیان خارج از کشور، اطلاعات داده شده در فرم ثبت نام صحیح می باشد. اینجانب بلیط خود را خریداری نموده ام و اطلاعات آن را هم به پیوست این ایمیل دوباره می فرستم.برابر مقررات شما هزینه بلیط را در ایران دریافت خواهم کرد.
ارادتمند
هوشنگ امیر احمدی»
این ایمیل نشان می دهد که حق تا حدودی با ریس دفتر ریس جمهور و مسئول برگزاری همایش است و آقای «امیر احمدی» قبل از آنکه از سمت طرف ایرانی به همایش مذبور دعوت شود خود اقدام به درخواست حضور نموده و پس از پذیرش طرف ایرانی با ارسال این ایمیل مراتب تشکر خود را اعلام نموده است و پس از آنکه حضور او در ایران با عکس العمل اعتراضی گروهی و در مقابل سکوت وتکذیب دعوت کنندگان همراه شده، ترجیح داده در یک بازی برد برد و یک معامله پنهانی به «کیهان» نزدیک شده و متن ایمیل دریافتی و پاسخ ارسالی خود به آن را در قبال امتیازاتی در اختیار «کیهان» قرار دهد. و حالا کیهان احساس می کند بزرگترین برگ برنده برای فشار بر «احمدی نژاد» برای برکناری «مشایی» را در اختیار دارد.به همین دلیل است که در نوشته خود به راحتی ریس دفتر ریس جمهور یعنی شخص دوم مملکت را متهم به «جعل» و «دروغگویی» نموده و از او دعوت می نماید که آگر جرات دارد!!! با «کیهان» در افتد.
اما دقت کنید که هم «کیهان» هم آقای «امیر احمدی» و هم همایشی ها آنقدر از گافها و سوء استفاده ها بر علیه همدیگر ذوق زده بوده اند که فراموش کردند آثار چرم را پاک نمایند.
درمتن جوابیه «سرپرست ادره کل روابط عمومی» هیچ نامی از «هوشنگ امیر احمدی» برده نمی شود و به استثنا قسمت ابتدای جوابیه که به متن یادداشت «کیهان» اشاره می کند در تمام موارد از آقای «امیر احمدی» به عنوان «نامبرده»«شخص مورد نظر»«فرد موصوف»«فرد مورد نظر» یاد می شود، این در حالی است که در متن توضیحات «کیهان» قضیه کاملا برعکس می باشد و در تمام موارد به نام ایشان اشاره می شود.
حالا نوبت آقای «امیر احمدی» است که در یک برنامه تلوزیونی زنده در تلوزیون «بی بی سی فارسی» ظاهر شده و مجری برنامه که تمام تلاش خود را برای یافتن این پاسخ که آیا ایشان به همایش دعوت شده بود یا خیر را؟ ناکام بگذارد.
اما برگردیم بر سر دلیل دیگری؛ «کیهان» در متن توضیحات خود به «IP» ایمیلها اشاره می کند و اینکه همه از یک کامپیوتر واحد ارسال شده است.اینکه در بین مهمانان همایش کسانی با آقای «شریعتمداری» دوست صمیمی بوده اند و «IP» ایمیل خود را در اختیار ایشان قرار داده اند، نه تنها بعید نیست بلکه کاملا محتمل است. اما «کیهان» و آقای «شریعتمداری» به «IP» ایمیل آقای «امیر احمدی» چگونه دسترسی پیدا نموده اند؟
این سئوالی است که «شریعتمداری» گمان می کند فقط او جواب آن را در اختیار دارد. و از این بابت این روزها در پوست خود نمی گنجد.
و اما آقای «شریعتمداری» پس از آنکه اسناد خود را برای فشار بر « احمدی نژاد» برای برکناری «مشایی » ارائه نمود و در جواب، خند تمسخر «احمدی نژاد» را دریافت نمود تازه متوجه خواهد شد برگ برنده ای که «امیر احمدی» در اختیار او گذاشته، سالها پیش تر از اینها رو شده و آس آخر دردستان «مشایی» است.
می توانید قیافیه «شریعتمداری» را تصور نمایید؟
این نوشته در خبرنگاران سبز
این نوشته در جرس
لینک نوشته در بالاترین

۱۳۸۹/۰۲/۲۴

خیمه شب بازی

روزنامه «کیهان»در تاریخ 78/2/1 در مطلبی تحت عنوان «درخواست استفاده از عامل سیا» در ستون خبر ویژه نوشت که آقای «هوشنگ امیر احمدی» با مساعدت آقای «رحیم مشایی» در ایران است.
نزدیک به دو سال بعد از پخش این خبر توسط روزنامه «کیهان» و در بهمن ماه گذشته آقای «مشایی» مشاور و ریس دفتر رییس جمهور، در جلسه هفتگی «جامعه اسلامی وعاظ » و در پاسخ به سئوالی در مورد «هوشنگ امیراحمدی» گفت:« خدا شاهد است كه اين دروغ است من به همين جهت عليه روزنامه كيهان شكايت كرده‌ام و حتما اين روزنامه محكوم خواهد شد.اگر اين روزنامه محكوم نشود من مسلمان نيستم. چون دروغ بسيار بزرگي را نوشته است».
کمتر از دو هفته پیش دادگاه مطبوعاتی روزنامه «کیهان» در پی شکایتهای متعدد و از جمله شکایت آقای «مشایی» برگزار وبا صدور حکم برائت از تمامی موارد اتهامی به کار خود پایان داد.حالا باید «جامعه اسلامی وعاظ» تشکیل جلسه داده و آقای «احمدی نژاد» را به علت انتساب یک غیر مسلمان به سمت ریاست دفترخود مواخذه نمایند.اما اخیر یک مقام مشابه آقای «مشایی» در پاسخ به اتهاماتی متفاوت با اتهامات آقای « مشایی» و در پاسخ به نگرانیهای همان «جامعه اسلامی وعاظ تهران»ادعای جالبی نموده است. ادعایی در راستای ادعای آقای «مشایی»
واما پس از آنکه آقای «عبدالله رمضانزاده» استاندار اسبق کردستان در دوره اصلاحات، اتهاماتی را متوجه آقای «محمد رضا رحیمی» استاندار اسبق همان استان در دوره سازندگی و معاون اول ریس جمهورتقلبی امروز کرد و پاسخی جز زندان دریافت نکرد، اخیرا آقای «الیاس نادران» نماینده حامی ریس جمهورتقلبی در مجلس اتهاماتی مشابه و البته سنگین تررا متوجه نامبرده نمود و پس از آن چند تن از نمایندگان دیگر اصولگرا از جمله آقایان «توکلی» و «زاکانی» نماینگان اصولگرا و طرفدار آقای «احمدی نژاد» و «مطهری» نیز با ایشان در طرح و توجه اتهام همراه شدند. اما طرح آن اتهامات بزرگ، کوچکترین واکنش و توضیحی را به دنبال نداشت یا دستکم تاکنون به دنبال نداشته است.
اما پس از آنکه با همان عملیات مخصوص پشت پرده آبها از آسیاب افتاد، آقای «رحیمی» اخیرا به حرف آمده و در واکنش به اتهامات آقایان نماینده ، ادعا نموده است که :«اگر یکی از این اتهامات ثابت شود حاضرم دستم را قطع کنم».
البته که همانطور که در مورد کیهان و آقای «مشایی» اتفاق افتاد و تمام حساسیت «جامعه اسلامی وعاظ» تمام شد و آب از آب هم تکان نخورد، در مورد اخیر هم همین اتفاق خواهد افتاد . اما دیری نمانده است تا پرده از روی این عروسکهای «خیمه شب بازی» فرو افتاد وحقیقت چهره های دروغین شان بر ملا شود. اما آنروز مردم چونان امروزتنها تماشاگران ساده «خیمه شب بازی » نخواهند بود.
مطالب مرتبط:
نامه آقای نادران به آقای رحیمی
همه چیز در مورد آقای رحیمی

۱۳۸۹/۰۲/۱۱

من می خورم و تو می کنی بد مستی؟

همینطوری بیخودی که نه! تو لیست وبلاگهای بروز شده یه وبلاگ اومد که شکل و شمایل ظاهری و جند حدیثی که پشت سر هم درباره رابطه « زنا » و «زلزله» گذاشته بود توی پروفایل به علاوه شعاری که بر پیشانیش نوشته بود ( مرگ بر اوباما .لعنت بر میر حسین) همچنین شعار « مرگ بر ضد ولایت فقیه » هنگام بدرقه و خروج، نشان می داد که طرف از اوناس.
خب حالا اینارو گفتم که بگم نمی دونم سایت «البرز» مال کیه و به چه جناحی وابسته است؟ والا وبلاگ که با صدای بلند داد می زد ولایتی است اونم چه ولایتیی؟!!.
پست وبلاگ سه تا لینک بود؛ اولی: «احضار مدیران VOA به اتهام آزار جنسی کارمندان » از سایت «رجانیوز» که خط و ربطش توضیح اضافی نیاز ندارد.
دومی لینکی بود با عنوان «جزئیات جلسه خصوصي 5 نماینده‌مجلس با مشايي» از سایت دوست و برادر «زاکانی» یعنی «جهان نیوز»
یکی هم لینکی بود از همین سایت «البرز» با عنوان «توزیع مشروب در سلف یک دانشکده دولتی» .
انعکاس این اخبارو خصوصا خبر سرو الکل در سلف یک دانشکده نشان از حساسیت مدیر وبلاگ و همچنین سایت« البرز» می داد، اما نکته جالب برای من عکسی بود که این سایت برای انتقال و انعکاس خبر خود انتخاب نموده بود . البته قبلش بگم خداییش من اهل آب شنگولی نیستم ولی عکس انتخابی سایت یه جورایی آدم رو به هوس می انداخت.
اما خدایش شما قضاوت کنید اگر چنین عکسی در روزگار اصلاحات منعکس می شد تکلیف عکاس و خبرنگار و صاحب امتیاز و مدیرمسئول و... با کرام الکاتبین نبود؟
یه کم یاد مصاحبه اون خبرنگار بدبخت افتادم با یک بانوی بدبختی که الگوی خودش را «اوشین» اعلام کرده بود. حکم اعدامش صادر شده بود اما خدا را شکر اجرا نشد.

۱۳۸۸/۰۴/۲۹

اندر احوالات یک« انتساب»انتصاب

در روزهای پایانی فروردین ماه سال جاری شورای عالی اداری در نشستی به ریاست«پرویز داودی»معاون اول رئیس جمهور جدایی سازمان حج و زیارت از وزارت ارشاد و الحاق ان به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری را تصویب کرد. این مصوبه روز شنبه، پنجم اردیبهشت، پس از تایید رئیس جمهور« محمود احمدی نژاد»، از سوی معاون او در امور توسعه‌ی سرمایه‌ی انسانی که دبیری شورا را نیز بر عهده دارد برای اجرا ابلاغ شد.. این اقدام دولت از همان ابتدا با اعتراض برخی از مراجع تقلید، روحانیان مجلس و نماینده آقای« خامنه ای »در سازمان حج و زیارت روبرو شد. «محمود احمدی نژاد»که بارها به دلیل اتخاذ تصمیمات آنی و شتابزده همواره مورد انتقاد بوده است ،چند روز پس از این حادثه بلافاصله پس از دستور رهبری از این تصمیم شتابزده خود عقب نشینی نموده ، و دستور داد شرایط به حال سابق خود باز گردد.

در تبلیغات ریاست جمهوری «احمدی نژاد»هر جا از طرفداران او در باره این اتفاق که اجماعی از طرف روحانیون،اصولگرایان و نهایتا رهبری را بر علیه ریس جمهور برانگیخت سئوالی پرسیده می شد،بلافاصله پاسخ دهنده با یک ترفند مشخص از تاکتیک« نعل وارونه »استفاده نموده و به جای پاسخ دادن به سئوال، میزان ولایت پذیری «احمدی نژاد»در عقب نشینی از تصمیم «عاقلانه»؟؟خود را به رخ سئوال کننده می کشید.

اکنون نیز درست در روزهای پایانی تیر ماه و پیش از مراسم تحلیف و تنفیذ حکم ریس جمهور «احمدی نژاد »در یک اقدام، اینبار نه شتاب زده که حساب شده و حتی می توان ادعا کرد از پیش طراحی شده «اسفندیار رحیم مشایی»که بارها طی چهار سال گذشته اقدامات و رفتار او اعتراض شدید مراجع تقلید و روحانیون و حتی رهبری را برانگیخته بوده را به عنوان «معاون اول »خود معرفی کرد،تا پس از اعتراضات روحانیون ونهایتا رهبری از این اقدام صرف نظر و مجددا میزان ولایت پذیری شدید خود را نشان داده و به رهبری هم اعلام نماید :حالا که« مواضع شما به من نزدیک تر است»،مواضع بنده هم به شما ایضا.

در این میان حضرات سید احمد خاتمی ،حمید رسایی ،حسین شریعتمداری و... نیز که از قبل در جریان این تاکتیک بوده اند نقش خود را به عنوان همکاران در اعلام مواضع ولایی ریس جمهور بازی می کنند تا کیهان هم برای خود خوراک خبری داشته باشد.این اصل و فرع و بالا و پایین انتصاب آقای «اسفندیار خان رحیم مشایی »است،که امروز« پاشنه آشیل» حملات ولایتی ها و شاید نقطه انحرافی خوبی برای انحراف فکر اقلی از مردم از ماجرای مشروعیتی باشد که با« تقلب»فراچنگ آمده است.اما اکثریت آنانکه 22خرداد در ایران «میر حسین موسوی » را به عنوان ریس جمهور برگزیدند آگاه تر از آنند که فریب این بازی و یا شاید بازیهای مشابه از ایندست را بخورند.یاحق

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 7:48 توسط علی مصلحی