صفحات

‏نمایش پست‌ها با برچسب کردان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کردان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱/۰۱/۲۷

از «شهرهرت» تا دانشگاه‌آزاد

یکی از بهترین اتفاقاتی که در دوره ریاست‌جمهوری «احمدی‌نژاد» و در دولت دهم افتاد، و البته پس از چالش‌ها و مشکلات فراوان و مخالفت‌های که قسمت عمده آن توسط عده‌ای بود که ناآگاهانه آب به آسیاب «شهرهرت» می‌ریختند، الحاق «دانشگاه آزاد اسلامی» به زیرمجموعه دولت و خارج شدن آن از تیول مجموعه‌ای خاص که خواهی نخواهی در حوزه جغرافیای «شهرهرت» تعریف می‌شدند.
 مولفه‌ مشخص‌ و اصلی این مجموعه‌های خاص، آزادی کامل، بی‌قید و شرط و نامحدود و عدم پاسخ‌گویی به هیچ مرجع قانونی است.
اگر ادعای مخالفان دولتی شدن دانشگاه آزاد را مبنی بر اینکه دولت «احمدی‌نژاد» به هیچ مرجعی پاسخ‌گو نیست قبول کنیم، اتفاق عجیبی نیفتاده است، این دانشگاه از بدو تاسیس تا کنون با سازوکار مدیریتی قبلی آن به هیچ مرجعی پاسخ‌گو نبوده، اکنون با سازوکار مدیریتی دیگری این اتفاق افتاده. اما قرار نیست که برای همیشه «دولت» معادل «احمدی‌نژاد» تعریف شود و با این فرض و بهانه از ایجاد حداقلی شرایط پاسخ‌گویی برای یک سازمان عریض و طویل که از پول این مردم اداره می‌شود، جلوگیری شود.
 راه پاسخ‌گو نبودن دولت، جلوگیری از پیوستن نهادهای موازی و مزاحم به آن دولت، و ایجاد شرایط قانونی سالم‌سازی ساختار اجرایی و سیاسی و فرهنگی نیست. سازوکار دیگری دارد که باید در جای خود بدان پرداخت.
فرض کنید اگر قرار باشد همین اتفاق درباره یکی از موسسات مشابه ـ که مدیریت آن در اختیار و تیول «هاشمی»‌ها و «خاتمی» ‌ها نیست ـ بیفتد، تمام رسانه‌ها و بوق‌های تبلیغاتی که با پیوستن «دانشگاه‌آزاد» به دولت مخالف بودند، بلافاصله در مقام دفاع از آن برآمده و در وصف خوبی‌ها و چشم‌انداز‌های مثبت آن داد سخن می‌دهند و تمام راهکار‌ها و توجیهات قانونی آن را از دل قانون اساسی و شرع استخراج نموده و در اختیار دست‌اندرکاران طرح قرار می‌دهند. ضمنا هرگونه مخالفت با آن را مخالفت با خدا و پیغمبر و امام زمان تعریف نموده و برای این دلیل خود نیز انواع و اقسام روایات و احادیث را از متون دینی استخراج و ارائه می‌نمایند.
 حقیقت آنست که در کشور ایران متاسفانه طی ۳۰ سال اخیر (به قبلش فعلا کاری ندارم) اغلب مسائل و دغدغه‌های اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و... «موضوعیت» نداشته است، بلکه از زاویه ابزار برای رسیدن به هدف و یا نیل به یک موقعیت و مقام سیاسی به آن نگریسته شده و مورد طرح و استفاده قرار می‌گرفته است. با این وصف مسئله طرح شده پس از وصول هدف و کسب مقام و موقعیت سیاسی برای طراح، خاتمه یافته تلقی می‌شده‌است.
برای یک جامعه رو به جلو و یک نظام سیاسی و کشور موفق، اصل بر آن‌است که تا آنجا که ممکن است، ارگان‌ها و سازمان‌های موازی با دولت و بدون نظارت آن وجود نداشته باشد و تمام سازمان‌ها و ارگان‌ها و نهادهای موجود زیر نظر دولت و تحت مدیریت واحد دولت اداره شوند، و دولت نیز در مقابل عملکرد آن‌ها به پارلمان پاسخ‌گو باشد. مگر سازمان‌ها و ارگان‌های مردم‌نهادی که به دست مردم و بدون کمترین کمک‌ و دخالت دولتی شکل گرفته و هیچ‌گونه قصد انتفاع شخصی و خصوصی از ایجاد آن غیر از کمک‌های بشردوستانه و عمومی در جریان نباشد. البته در مورد آن‌ها نیز برای جلوگیری از سوء‌استفاده‌های احتمالی نظارت‌های خاصی لازم است.
در خبر‌ها آمده بود که دانشگاه‌آزاد اسلامی؟؟؟؟؟؟؟؟ از تاریخ خروج «مهدی هاشمی» از کشور به قصد نظارت بر شعبه‌های خارج از کشور این داشگاه، تا زمانی که مدیر جدید حقوق ایشان را قطع نموده، ماهیانه مبلغ ۱۴ میلیون تومان از این دانشگاه حقوق می‌گرفته است.
 ۱۴ میلیون تومان یعنی مبلغی که اگر من قادر به تهیه آن طی ۱۰ سال بودم الان دستِ‌کم مدرک دکتری در یک رشته داشگاهی داشتم و دانشگاه آزاد ماهیانه به کسی می‌داده است که بدون تردید سواد خواندن و نوشتن را نسیه دارد. یعنی خوب بلد نیست. البته از منظر مدرک تحصیلی ایشان هم چون مرحوم «کردان» دکتر تشریف دارند، اما به تعبیر شیرین خواجه رندان:
 «نه هرکه سر بتراشد قلندری داند»

۱۳۹۰/۰۹/۲۱

از جورج بوش تا احمدی نژاد با منتظر‌الزیدی

سه روز دیگر، (۱۴ دسامبر) روزی است که «منتظر‌الزیدی» خبرنگار شیعه‌مذهب عراقی، در جریان کنفرانس مشترک «نوری‌المالکی» و «جرج بوش» در بغداد، کفش‌های خود را به سمت ریس‌جمهور ایالات متحده پرتاپ کرد تا رسانه ملی، و همسو و هماهنگ با آن، سایر رسانه‌های رسمی ایران(+)، برای چندین روز خوراک تصویری و خبری از پوشش دادن چندین و چندباره تصاویر آن در بخش‌های مختلف خبری، و پوشش حاشیه‌ها و اتفاقات بعد از آن(+) به دست آورده باشند.
رسانه ملی ایران که در حوزه رسانه، استراتژی رسمی ملی ایران را نمایندگی می‌کند و لاجرم باید به قواعد رسمی دیپلماتیک احترام بگذارد و از سوی دیگر باید پاینبدی خود به اصول حرفه‌ای اخلاق رسانه را مدنظر قرار داده، و علاوه بر اینها، تابلوی علنی اخلاق اسلامی باشد، و بر اساس همه موارد یاد شده باید رفتار خلاف اخلاق و نزاکت خبرنگار عراقی در حمله و اهانت به یک دولتمرد میهمان در کشور دیگر را تقبح و با رویکردی انتقادی پوشش دهد، نه تنها اینگونه نکرد که کاملا برعکس و بر خلاف تمام عرف و رویه‌های اخلاقی و در حالی که دولت عراق رسما به خاطر این اتفاق، از دولت ایالات متحده و «جرج بوش» عذرخواهی نموده بود، در نقش وکیل‌مدافع خبرنگار هتاک و بی‌ادب ظاهر شده و تا روز‌ها پس از آن اتفاق زشت، تصاویر آن را با جهت‌گیری تاییدی به طور مرتب نمایش می‌داد.
ناگفته نماند که دخالت‌های بیجا و ناحق کشور آمریکا در سرنوشت کشور مستقل عراق و دیگر کشورها و اشغال نظامی آن کشور در زمان ریاست جمهوری «جرج‌بوش» به بهانه‌های واهی نگهداری سلاح‌های کشتار جمعی، از طرف هر ناظر آگاه و آشنا به مسائل بین‌المللی محکوم است. علاوه بر آن محکومیت شخص «جرج‌بوش» به دلیل داشتن مسؤلیت مستقیم صدور دستور حمله در این‌باره و تصمیمات و دستورات خلاف انسانی در رابطه با محکومین زندانی،  دو چندان است که در مورد دوم اخیرا سازمان عفو بین‌الملل اقدام به محکومیت او نموده است.(+) اما هیچ محکومیت و اشتباهی به هیچ شهروندی مجوز مجازات مستقیم و اهانت و هتاکی و حمله به هیچ انسان و خصوصا دولتمردان و بویژه دولتمرد میهمان را نمی‌دهد.
اکنون و نزدیک به ۳ سال بعد از آن حادثه، رسانه‌هایی که با رویکرد تشویق و تایید، اخبار آنرا پوشش می‌دادند، خبر از حمله، اهانت و پرتاب کفش از سوی یکی از شهروندان معترض به سیاست‌های موجود، به طرف ریس‌جمهور ایران در جریان سفر ایشان به استان مازندران و شهر ساری می‌دهند.(+)
بر اساس گزارش‌ها «احمدی‌نژاد» که صبح امروز دوشنبه برای افتتاح چند طرح مسکن مهر و سخنرانی در مراسم سالگرد درگذشت «علی کردان» - وزیر متقلب و جاعل کشور در دولت نهم ـ به ساری سفر کرده بود، در هنگام سخنرانی مورد حمله از سوی فردی ناشناس قرار گرفت.یکی از افراد حاضر در این همایش که توانسته بود خود را به صندلی‌های جلو برساند، ناگهان برخاست و کفش‌های خود را به طرف رییس‌جمهور پرتاب کرد.
محصول ماجراجوی در عرصه بین‌المللی و سیاست‌های اشتباه و غیرکار‌شناسی اقتصادی دولت نهم و دهم، و اصرار بر این سیاست‌ها برغم توصیه و هشدار کار‌شناسان، اکنون در حال جوانه زدن است و چشم‌انداز خطیر آن نیز از هم‌اکنون قابل پیش‌بینی و رصد می‌باشد.
بدون تردید، شخص ریس‌جمهور، در ایجاد این شرایط، بیشترین تقصر و مسؤلیت را داشته و دارد، اما اینهمه به هیچ عنوان مجوز هتاکی، اهانت، و بی‌احترامی نسبت به ریس‌جمهور نمی‌شود، و هیچ شهروندی، به صرف آنکه حقوق او توسط دولت و یا در اثر سیاست‌های اشتباه دولت زایل شده و از بین رفته است، حق حمله، بی‌احترامی و اهانت به ریس‌جمهور را ندارد و باید مطالبات قانونی خود را از مجرای قانونی به رغم تمام تنگناهای موجود پیگیری نماید.
 در همین حال ماموران انتظامی محافظ ریس‌جمهور، و سایر شهروندان کشور هم به هیچ عنوان حق ایذا، آزار و ضرب و شتم شهروندی که در اثر تنگناهای سخت زندگی و مشکلات کنترل عصبانیت و رفتار خود را از دست داده و به ریس‌جمهور یا مقامات رسمی حمله و اهانت نموده است، را ندارند و نیروهای انتظامی مستقر در چنین شزایطی، موظفند ضمن حفاظت از ایشان از تعرض دیگر شهروندان، وی را بازداشت نموده و سپس در اختیار مقامات قضایی قرار دهند.
 اگرچه «احمدی‌نژاد» دیگر اینروزها ریس‌جمهور رسانه ملی - که در برکشیدن او به جایگاه ریاست جمهوری از هیچ کوشش قانونی و غیر قانونی دریغ نکرد-  نیست و «ضرغامی» همسو و همراه با اصولگرایان ارودی رهبری تلاش می‌نمایند کجدار و مریز با ریس‌جمهور برکشیده تا پایان دوره مدارا نمایند، اما شنیدن این خبر هم خوشایند آنها و دیگر رسانه‌های همسو نبوده و نیست. اما آیا زمانی که آنها بر خلاف تمام معیارهای اخلاقی پرتاب کفش را تبلیغ می‌کردند، گمان نمی‌کردند این شتر راه خانه آنها را هم بلد باشد؟ 
این نوشته در امروز‌نیوز اینجا      

در همین رابطه:
پرتاب‌کننده کفش به احمدی‌نژاد سابقه پرتاب تخم‌مرغ به خاتمی را در پرونده دارد

۱۳۸۹/۰۳/۰۴

دکترای تخصصی جدی!

مناظره آقای دکتر «محسن رضایی» و آقای «احمدی نژاد» یادتان هست؟ انجا که آقای «رضایی» به آقای «احمدی نژاد» ایراد می گیرند که در دولتشان نه تنها از حضور نخبگان استفاده نمی شود بلکه نخبگان طرد می شوند به دلیل اینکه نخبگان برده نیستند و آدم را به چالش می کشند و آقای «احمدی نژاد» کابینه ای برده می خواهد و فاقد چالش؟ و حتما جواب آقای «احمدی نژاد» هم در خاطرتان مانده : « آقای "رضایی!" شما سطح تحصیلات اعضای کابینه را ببینید! اکثرا دکترای تخصصی جدی !» و روی واژه "جدی" تاکید هم می نمایند و بعد جدی را توضیح می دهند که یعنی کنکور شرکت کرده اند و سر کلاس نشسته اند و واحد گذرانده اند و...نه مثل اغلب مدارک که یکدفعه وارد بازار شد؟
دکتر «علی کردان» مرد. خدا رحمتش کند .من به سهم خود برای او و برای همه انسانها از خداوند طلب آمرزش می کنم . در این طلب آمرزش پیش از دیگران به خودم رحم می کنم چون خودم هم به رحم و آمرزش خداوند نیازمندم. اما این طلب آمرزش با عث آن نمی شود که پرونده خیانتهای از پرده برون افتاده مرحوم دکتر «کردان» را به فراموشی سپرده و به دیگرانی که می خواهند با نام بردن از او به عنوان کسی که سالها با جعل مدرک و دروغ، از تمام امکانات مادی و معنوی متعلق به مدرک جعلی سود برد، هم بخواهم که پرونده او را به فراموشی بسپارند. بر عکس هم به سهم خودم تلاش می کنم تا با باز تاباندن نور حقیقت بر این پرونده ، ابعاد گسترده آنرا بیشتر از پیش بر ملا کنم و هم می خواهم وتلاش می کنم تا پرده ها از سایر رفتار او نیز کنار زده شود تا مردم هر چه بیشتر با سرنوشت خیانت و دروغ آشنا شوند.
پس از درگذشت آقای دکتر«کردان» «محمدرضارحیمی» یار غار و همدست و همپیمان نزدیک او در اکثر تقلبات، و کسی که خود نیز به انواع سوءاستفاده ها از جمله جعل مدرک متهم بود و با عنایات خاص ناشی از سرقت آشکار آراء مردم به پست مهمی دست یافته بود؛ از بنیاد شهید و امور ایثارگران درخواست کرد تا موضوع شهید اعلام نمودن مرحوم دکتر «علی کردان» را بررسی نمایند.
امروز در جلسه رسمی هیئت دولت که به ریاست آقای دکتر «محمود احمدی نژاد» تشکیل شد، آقای «دانشجو» وزیر علوم نتیجه بررسی درباره وضعیت مدرک تحصیلی آقای «رحیمی» را به استحضار هیئت دولت رسانده است و خیلی خلاصه اینکه مدرک دکترای نامبرده فاقد وجاهت و صلاحیت قانونی است.
برخورد آقای «احمدی نژاد» با گزارش بسیار جالب و حیرت انگیز بوده است: آقای«رحیمی» از مدرک دکتری خود استفاده نمی کنند و دیگر کسی ایشان را «دکتر» خطاب نکند تمام.
حالا معنی دکترای تخصصی جدی را متوجه شدید؟

۱۳۸۹/۰۱/۱۸

فصل الخطاب

در یکی از دوره های «مجلس شورای ملی» سابق طرحی به مجلس تقدیم شده و مورد بررسی نمایندگان قرار می گیرد. طرح بدون مخالف در آستانه رای گیری و تصویب با اکثریت مطلق آراء است که نماینده ای اعلام مخالفت نموده و برای بیان دلائل مخالفت خود باطرحی که در آستانه تایید اکثریت بوده پشت تریبون می رود.
در آنزمان نماینده « مشهد » با توجه به سابقه و سن بالا اکثرا علیرغم آنکه هیچگونه عضویتی در ترکیب هیئت ریسه نداشته، اما اغلب در جایگاه هیئت ریسه می نشسته است و کسی جرات اعتراض به ایشان را نداشته . در همان حال صندلی متعلق به ایشان در بین نمایندگان خالی بوده است. آنروز هم طبق معمول ایشان در جایگاه هیئت ریسه حضور داشته است.
نماینده معترض ضمن نطقی کوتاه اما مستند ومستدل نظر تمام نمایندگان را نسبت به موافقت با طرح پیشنهادی عوض می نماید و در عرض مدت کوتاهی، کمتر از یکساعت اکثریت مطلق نمایندگان متوجه اشتباه بزرگ خود می شوند وطرح در آستانه تصویب از دستور کار مجلس خارج می شود.
نماینده « مشهد » که طبق معمول صندلیش بین نمایندگان خالی است و غیر قانونی در جایگاه هیئت ریسه نشسته است، نماینده معترض را مخاطب قرار می دهد و می پرسد: « آقای ... اینها که شما بیان فرمودید درد بود بفرمایید درمان چیست؟ راه چاره کدامست؟و نماینده بصیر وآگاه، با جدیت و جراتئی منحصر به فرد و برای اولین بار روبه نماینده مشهد نموده و می گویند : « اولین راه چاره آنست که شما از جایگاه هیئت ریسه برخاسته و برصندلی خودتان بنشیند».
***
نزدیک به پنج سال است که افرادی با کمترین میزان دانش و تخصص و آگاهی، به ناحق و صرفا به پشتوانه و استفاده از تنگ نظری وسوءاستفاده از اختیارات قانونی شورای نگهبان، در جایگاه نمایندگی مردم قرار گرفته، همزمان قوه مجریه کشور نیز با اراده و نظر مقام رهبری به طور کاملا غیر قانونی دو دوره است که در اختیار گروهی قرار دارد که علاوه بر اینکه کمترین اطلاع، تجربه، و سابقه اجرایی در کارنامه مدیریتی خود ندارند، فاقد کمترین تعهد اخلاقی نسبت تکالیف قانونی خود و حقوق متقابل شهروندان و جان ومال وناموس آنها می باشند.
نتیجه چنان شده است که هر از گاهی نماینده ای پرچم اعتراضی را نسبت به خیانتهای متعدد پنهان و آشکار متولیان نااهل، و غاصب بلند می کند و پیش از آنکه کمترین اثری به حال رعیت بیچاره داشته باشد با اشاره و تماسی از دفتر مقام رهبری ، موضوع «فصل الخطاب» مطرح، و موضوع مورد اشاره خاتمه یافته تلقی می شود.
آقای « الیاس نادران» نماینده اصولگرا، و مدافع آقای « احمدی نژاد» در مجلس شورای اسلامی که اخیرا آقای «محمدرضا رحیمی» معاون اول ریس جمهور را،«ریس حلقه فساد مالی خیابان فاطمی» معرفی و خواستار بازدداشت وی شده، بارها اعتراضات مستند، شفاف و آشکاری را بر علیه رفتارهای خارج از عرف و قاعده وقانون قوه مجریه و در راس آن آقای « احمدی نژاد» در صحن علنی مجلس مطرح نموده و نتیجه روشن، شفاف و آشکار آن اصرار بیش از پیش و شدت یافتن آن رفتارها با لجاجت بیشترتوسط ریس و مجموعه دولتین نهم ودهم بود است. کافی است سری به بایگانی نطق های اعتراض نمایندگان مجلس هفتم و هشتم بزنید سیاهه بلند بالایی از این موارد خواهید یافت که پس از آنکه بی توجهی مکرر ریس دولت سرو صدایی در مجلس به پا نموده، اشاره مقام رهبری « فصل الخطاب» و کور کننده نطق و سرو صدا بوده است.
به عنوان نمونه ماجرای مرحوم « علی کردان » به عنوان وزیر کشورو نطق های مخالفان وموافقان آنرا بهنگام رای گیری ایشان یاد آوری می نمایم .شما خود حدیث مفصل از این مشت نمونه خروار بخوانیدو بنگرید که چگونه علیرغم آنکه تمام نمایندگان بلااستثنا متوجه مدرک تقلبی و دورغگویی وی شدند، نامه ای و اشاره ای ایشان را بر صندلی وزارت نشاند. و در کمتر از 4 ماه بعد همین نمایندگان به استیضاح وی رای دادند.اینبار البته شدت افتضاح کار را از دست برهان «فصل الخطاب» خارج نموده بود.
آقایان « الیاس نادران» « علی مطهری » « احمد توکلی » « علی رضا زاکانی » و تمامی نمایندگانی که « سبزها» را فتنه می دانید!دردها را مردمی که به شما رای داده یا نداده اند از شما بهتر می دانند،
خطبه های نماز جمعه 29 خرداد ماه سال گذشته را فراموش کرده اید: « ...البته نظر ایشان به نظر بنده نزدیک تر است...»
بالاتر از ریاست قوه قضاییه کسی قرار گرفته که البته نظر آقای « احمدی نژاد » به نظر او نزدیک تر است . همان که مقیاس و معیار خوبی وبدی از نظر شما نظر اوست وحرف و نظر او «فصل الخطاب» است. آیا اولین راه چاره آن نیست که : شما «وکیل السلطنه ها» از جایگاه «وکیل الرعایایی» برخاسته و روی صندلی خالی و متعلق به خودتان بنشیند.؟
در همین رابطه: علی مطهری: اتهامات رحیمی جدی است .احمدی نژاد همکاری کند

۱۳۸۷/۰۹/۱۷

ریگ در کلاس انشا

پول بهتر است یا ثروت؟
فلاسفه قدیم را عقیدت بر اینست که:
هر که مر او را پول باشد و ثروت نباشد؛ تاج خارش بر سر.
هرکه مر او را ثروت با شد و پول نباشد؛ یارش در بر.
وهر که مر او را هم این باشد و هم آن؛ خاکش بر سر.
وهرکه مر او را نه این باشد و نه آن؛ تاج دکترای افتخاری آکسفوردش بر سر.
و هر که مر او را اصلاح‌طلبی در سر باشد و دولت نباشد؛ دو چشم انتظارش بر در.
میرزا «عماالدین‌افروغ» «اشارات» مبسوطی ذیل این بحث در نمط «هفتم» «مجلس» دارد به این مضمون که:
پیش از بحث بر سر بهتری پول یا ثروت فی‌نفسه، باید در به بودن یا نبودن راه‌های گردآوری آن مباحثه نمود. وی در این‌باره گویند: آن «محصولی» از ثروت که به واسطه باد نا‌«صادق» فراچنگ آمده باشد؛ بهتر است از آن پول که از راه ثروت به دست آمده باشد. و آن ثروت که به وسیله شرع فرا‌چنگ آمده باشد بدتر است از ثروتی که از راه پول به دست آمده باشد. و درباره «شرع» توضیح فرموده‌اند که: و آن وسیله‌ای است پیچ گوشتی را ماننده، از برای آنکه در آن به صوت آرام می‌خوانند و از سویی دیگر به سبکی بلند صوتی حزین از برای گریستن خلق به گوش می‌رسد که گفته‌اند از بهترین کار‌ها در شرع بهر جمع‌آوری ثواب پولی گریاندن خلق است. گویند: ارمکی‌ها خلقی بوده‌اند در اینکار به غایت وارد. تمت کلام افروغ.
اما در این میان نمایندگان مجلس هشتم را اصلن موضوع بحث چیز دیگری است. آن‌ها گویند که نه علم بهتر است نه دانش بلکه پول و ثروت از همه این‌ها بهتر خواه به دندان گردآوری شده باشد یا به دندان گردی خواه به مدد باد و نا‌صادقی و..... الخ. وگویند که آن‌ها (یعنی نمایندگان مجلس هشتم) برسیاق همین عقیده تند خود نماد علم و دانش دولت بهیه نهم الدکتور «علی کردان» که از شدت تفضل و فزونی دانش در دارالعلم آزاد کرج به پراکندگی علم و سواد صداقت مشتغل بوده‌است را ازکابینت داخله کشور برکنار و به جای آن «محصولی» نامی که پیشتر‌ها تحصیل علم را‌‌ رها و به مدد بادهای ثروت‌آور به تحصیل پول اشتغال داشته است را به عنوان نماد سرمایه در کابینت دولت بهیه نهم کار گذاشتند و اصلن هم به فرمایشات این و آنکه نان خشک و کتلت نماد فقر دولت نهم ربطی به سرمایه داری «محصولی» ندارد؛ توجهی ننمودند. تمت فرمایشات مجلسی‌ها.
و اما در سمت چپ این میان اصلاح طلبان را عقیدت اینست که نه آن نه آن‌ها بلکه باید در نظرات این و آن‌ها و آن اصلاحاتی بعمل آید. و آن اصلاح اینکه ثروتی که از راه دانش نه از راه دانشگاه گرد آمده باشد و دانشی که از راه ثروت گرد نشده باد بهتر است. ایضن توسعه فرهنگی یعنی آسفالت راههایی که به دانشگاه و فرهنسرا ختم می‌شود بهتر است از توسعه اقتصادی یعنی آسفالت راههایی که به مسجد جمکران و هیئات سینه زنی ختم می‌شود. تمت فرمایشات اصلاح طلبان.
از همه این‌ها که رد شویم؛ اصل بر اصولگرایی است مگر خلاف آن ثابت شود. و اصولگرایان را عقیدت اینست که توسعه اقتصادی افضل است بر توسعه سیاسی و فرهنگی خواه به اقتصاد منجر شود خواه نشود پول مال ماست ودیگران باید از ما گدایی کنند: اقتصاد کمیته امددادی. تمت کلام اصولگرایان.
تمت چرندیات ریگ. ببخشید این بود اشای من.

۱۳۸۷/۰۹/۱۰

رسانه ایران رسانا نیست

هفته پیش در شرایطی که بمب خبر «بمبئی» و حوادث دردآور آن در تمام رسانه‌های معتبر دیداری و شنیداری جهان منفجر شده و بار دیگر یک یا چند گروه تروریستی جهانی پس از به خاک و خون کشیدن صد‌ها انسان، آب در خوابگه امپراتوری‌های بزرگ خبری و رسانه‌ای جهان انداخته بودند، ظاهرا کشور ایران و رسانه ملی آن را خواب مدال استقلال دکتر «غلامرضا فیروزآبادی» در ربوده بود و در حالی که بمبئی کانون توجه بزرگ‌ترین مجامع رسانه‌ای جهان بود، صد البته که خبر دریافت این مدال برای رسانه ملی ایران بسیار مهم‌تر و حیاتی‌تر از درد‌ها و تالمات قربانیان بمبئی!
و در شرایطی که اکثر مجامع جهانی سعی در کمک به بمبئی و قربانیان حوادث مربوط به آن داشتند، برنامه تفسیر روز و کار‌شناس مسائل شبه قاره (که ظاهرا بعد از آبروریزی آقای دکترکردان دیگر کار‌شناس شده‌اند به جای دکتر) به دنبال صید ماهی مقصود از آب گل‌آلود درد در بمبئی است. اینکه چه کسی یا کسانی یا چه کشور و گروههایی باعث و بانی ترور و خونریزی وحشیانه در بمبئی شده‌اند و لزوم شناسایی عوامل و گمانه‌زنی برای علت‌یابی این حادثه و حوادث مشابه البته که کار اشتباهی نیست. اما دستپاچگی رسانه ملی ایران در ردیابی و جستجوی جای پای دولت اسراییل و معرفی شتابزده آن کشور به عنوان عامل و بانی حوادث بیش از سایر رسانه‌های معتبر جهانی و پیش از موعد، حکایت از یک توهم و غفلت عمیق انسانی نزد سیاستمداران ایران معاصر است.
فراموش نمی‌کنیم خطیب جمعه تهران پیش از شناسایی و معرفی عناصر وزارت اطلاعات ایران به عنوان عوامل قتل‌های زنجیره‌ای جای پای بیگانگان را در حادثه جستجو می‌کرد و این جمله معروف که: «من باور نمی‌کنم «فروهر» را ایرانی کشته باشد.»
سر در سازمان ملل متحد به این بیت مزین است:
بنی آدم اعضای یکدیگرند
باید سردر سازمان ملل غیر متحد ایران نوشت:
بنی آدم اعضای خود می‌فروشند (۱)
_________________________________________________
پانویس
۱- مصرعی از سروده‌های اکبر اکسیر (زنبورهای عسل دیابت گرفته‌اند)

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر ۱۳۸۷ساعت ۱۵: ۲۳ توسط علی مصلحی | آرشیو نظرات

۱۳۸۷/۰۸/۲۰

پای ریگ در کفش فرهنگستان

فارسی را پاس می‌داریم و
زین پس به جای واژه‌های غریب و نامانوس و بیگانه و......:
دکتر، افتخار، دکترای افتخاری
از واژه زیبا مانوس و خودمانی و خیلی چیز دیگر:
علی کردان
استفاده می‌کنیم.

۱۳۸۷/۰۸/۱۴

مجلس رای نیاورد

دیروز آقای دکتر «علی کردان» استیضاح شد و در کمال تعجب با وجود اینکه کلیه اتهامات وارده به وی: جعل مدرک، عدم صداقت، سوء‌استفاده چندین ساله از مدرک و مزایای مادی ومعنوی آن و... در جلسه استیضاح طرح و هیچکدام پاسخ درست و درخور توجهی نیافت، بازهم ۵۹ نماینده مجلس = ۴۵ رای مخالف استیضاح +۱۴ رای ممتنع، آقای دکتر «علی کردان» و رفتار سوء وی را تایید کردند.
 «ایرج بقایی کرمانی» در کتاب طنز «کشورگشایان قاجار» درباره «آغا محمد خان قاجار» نوشته است: آغا محمد خان خوجه نبوده بلکه آن‌ها که او را انتخاب کردند خوجه بودند.
 نماینده‌ای که نمی‌داند دروغ، جعل، سوءاستفاده از مزایای قانونی یک مدرک و همه نوع اصرار دروغ بر چنین منکراتی و..... بهترین بهانه برای تنبیه شخص است. اما نه تنها به تنبیه راضی نیست، که حتی به شخص خاطی رای اعتماد یا ممتنع می‌دهد، مقصر نیست. مقصر ملت اخته‌ای است که این نماینده را انتخاب کرده. 
البته دیگر نمایندگانی هم که در جلسه دیروز به استیضاح رای سفید دادند کار شاقی نکرده‌اند، بلکه اقرار به اشتباه سه ماه پیش خود نمودند. در این باره حسین قاضیان توضیحات زیبایی دارند.

۱۳۸۷/۰۸/۰۶

کاندیدای برنده

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست / پیرهن چاک و غزل‌خوان و صراحی در دست

آقای دکتر «احمد شیرزاد» عضو «شورای مرکزی حزب مشارکت» که به دعوت جمعی از اصلاح‌طلبان کاشانی در کاشان حضور داشت؛ طی سخنان کوتاهی وضعیت موجود کشور در زمینه مسایل سیاسی؛ فرهنگی؛ اقتصادی؛ وعلمی را تشریح واعلام کرد متاسفانه در هیچ یک از زمینه‌ها در حال حاضر وضعیت مطلوبی وجود ندارد و با این تصویرو این شرایط چشم‌انداز روشنی برای آینده نیز نمی‌توان متصور شد.
 این استاد دانشگاه سپس با ارائه مصادیق و مثال‌هایی به تبیین وضیعیت موجود و عوامل بوجود آورنده آن اشاره کرد.
 دکتر «شیرزاد» در زمینه سیاست خارجی با اشاره به چالش‌های متعدد پیش آمده طی سه سال اخیر بین ایران و اکثر کشورهای جهان و تصویب چهار قطعنامه علیه ایران بزرگ‌ترین افتخار سیاست خارجی دولت نهم را هورا کشیدن ‌ «هوگوچاوز» به نفع ایران» خواند؛ و اعلام کرد چنانکه عقلای قوم به فکر چاره نباشند وضیعت هر لحظه بد‌تر ازاین خواهد شد. وی پس از آنکه اظهار داشت در زمینه‌های اقتصادی و فرهنگی مصادیق آنقدر عیان است که حاجت به بیان نیست؛ در زمینه اخلاقی با اشاره به قرار دادن مورد «مدرک تحصیلی» دکتر «علی کردان» وحواشی متعدد این اتفاق نتیجه گیری کرد: اگرچه با توجه به شواهد موجود به لحاظ اخلاقی بستر مناسبی برای سقوط جامعه به پرتگاه‌های اخلاقی فراهم شده است؛ اما باید از آنانکه مشعل موضوع «کردان» را در بد‌ترین شرایط موجود روشن نگه داشتند تشکر کرد؛ زیرا این موضوع تلنگر بزرگی بود به آنانکه با شتاب به سمت پرتگاه می‌رفتند.
 این تحصیل کرده «فیزیک هسته‌ای» پس از آن به تشریح موضوع «انرژی هسته‌ای» و بحث‌های پیرامون آن پرداخت و ضمن سخنرانی و همچنین پس از پایان سخنرانی در پاسخ به سوالی اظهار داشت: با توجه به شواهد و معیارهای دقیق علمی وضعیت «انرژی هسته‌ای» کشور با آنچه ادعا می‌شود تفاوت فاحشی دارد. وی برای اثبات ادعای خود ادعا کرد بار‌ها از مدعیان پیشرفت‌های علمی در زمینه «انرژی هسته‌ای» تقاضای مناظره رو در رو نموده که هر بار به دلیلی واهی امتناع نموده‌اند.
 دکتر «شیرزاد» عضو شورای مرکزی «مشارکت» در این سخنرانی با تعریف سه نوع بازی انتخاباتی به تشریح نظر حزب متبوع خود در مورد انتخابات ریاست جمهوری آینده پرداخت. وی گفت یرای یک بازی با ۳ پیش فرض روبه رو هستیم: ۱-بازی برد۲-بازی باخت ۳ –بازی باخت با اطلاع از نتیجه اما بازی برای سرمایه گذاری (استراتژی)
 این نماینده سابق مجلس پس از تشریح سه فرض موجود؛ انتخابات مجلس هفتم و هشتم را برای اصلاح‌طلبان از نوع دوم (بازی باخت) وبازیی که از تنور گرم اصلاح‌طلبان نان برای اصولگرایان درامد خواند. انتخابات ریاست جمهوری ۷۶ را در شکل از نوع سوم (استراتژی) اما در نتیجه از نوع اول (برد) خواند و اعلام کرد: اصلاح طلبان دیگر حاضر نیستند تنوری که از آن نان اصلاح طلبان در نمی‌‌آید (بازی باخت) را گرم کنند. وی با احترام به تمام کاندید‌اهای ریاست جمهوری آینده آعلام کرد: کف خواسته‌های ما برای شرکت در انتخابات آینده؛ مخالفت تام و تمام با رای آوردن آقای دکتر «احمدی‌نژاد» و سقف آرزویمان رای آوردن آقای «خاتمی» است وبدین منظور موتورهای خود را از هم اکنون روشن نموده‌ایم. 
یاعلی

۱۳۸۷/۰۷/۲۳

تاریکخانه

روي پنجره دیگری مقاله‌اي طنز با موضوعات گوناگون نوشته بودم و از جمله موضوعات يكي هم موضوع مدرك دكتري آقاي «كردان» وزير كشور بود .دوستم «مهدی» برايم پيام گذاشت كه: "موضوع «كردان» ديگر قديمي شد درباره موضوعي ديگر بنويس". و صد البته كه حق با اوست ما هميشه عادت داريم از موضوعات بزرگ و سخت به آساني و كوچكي بگذريم. وظاهرا براي عبور آسان و سريع ما از موضوعاتي اينچنين٫ يك خرد پنهاني براي عبور؛ شرايط تدارك مي‌كند.
گويا براي عبور از «عباس پاليزدار» «تاريكخانه فكر» تشكيل و سريعا تصميم مي‌گيرند كه براي رهايي از شر «‌پاليزدار» بايد از «كردان» گذشت. اينكه «پاليزدار» و «كردان» براي تداركات عاليجنابان از چندين و چند انسان و آبرو چگونه و به چه آساني گذشتند؛ خود حكايتها دارد و مجال‌ها مي‌خواهد.

«مسعود بهنود» در كتاب «دربند اما سبز» حكايت دردناكي از گفتگوي كوتاهش با «موسوي» يا همان «كاظمي» قتل‌هاي زنجيره‌اي نقل مي‌كند.

من اگر جاي «عباس پاليزدار» و «علي كردان» بودم؛ بعد از خواندن حكايت «كاظمي» في‌الفور چوبه دار عمر و آبرويم را از دوش برمي‌داشتم و از «تاريكخانه» به ميان مردم مي‌آمدم. اگر چه ظاهرا آقايان «پاليزدار» و «كردان» بهنود نمي‌خوانند؛ اما تاريخ درون خود «بهنود» و«كاظمي» بسيار دارد. و «شريعتمداراني» كه براي «نيمه تاريك» قلم مي‌زنند.

آيا «پاليزدار»ان و «كردان»هاي امروز تصويرفرداي آويخته شدن از داري كه اكنون خود بر دوش مي‌كشند را مي‌بينند؟

تاريخ سرشار از چنين تصاويري است.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 0:30 توسط علی مصلحی | آرشیو نظرات

۱۳۸۷/۰۶/۰۶

ریگ در کابینه هفتاد میلیونی

در راستای اینکه ریاست اسبق بانک مرکزی آقای «ماشاالله محمدی» بسته پیشنهادی آقای دکتر «محمود احمدی‌نژاد» ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران را باز نکرده پس فرستاد، و بر نرخ ارز به ارزش ۱۴۷دلار در هر بشکه اصرار نمود، و پس از آنکه ریاست سابق بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران آقای «رمضانعلی خاموشی» - تاکید می‌کنم؛ خاموشی؛ و اصرار می‌کنم که وی هیچ خط و ربطی به جریان مداوم خاموشی‌های اخیر، ایضا آقای «علی‌نقی‌سید‌خاموشی» ندارد - نیز از پذیرش پیشنهاد «خاویر لاریجانا» و جناح مطبوعش یعنی مطبوعات نامستقل و مجلس شورای اسلامی جمهوری اسلامی ایر.... مبنی بر تغییر نرخ رسمی ساعت مملکت فخیمه جمهوری اسلامی‌ای....... امتناع کرد، و ایضا در راستای اینکه «خدابخش‌اسماعیلی» و «علی‌اصغر‌عبدل‌زاده» روسای سابق بر اسبق بانک مرکزی جمهوری اسلامی محترم........ در راستای چرخ لای چوب دولت محترم نهم جمهوری اسلام....... از پذیرش پیشنهاد جناب آقای دکتر «محمود احمدی‌نژاد» ریاست جمهوری اسل...... برای جلوس پشت میز بانک مرکزی جمهوری............... امتناع نمودند و اصلا و اساسا در راستای تحقق شعار <<<کابینه هفتاد میلیونی>>> آقای دکتر «محمود احمدی‌نژاد» ریاست محترم جمهو.................... طی حکمی «علی‌شیشه‌بر» معروف به «ریگ» را عنوان ریاست کلی بانک مرکزی جم.................. منصوب کرد.
متن حکم به شرح ذیل است:
علی شیشه‌بر «ریگ» نظر به سوابق درخشان مالی؛ اعتقادی؛ اجتماعی؛ سیاسی؛ فرهنگی؛ نویسندگی کتاب مستطاب «احتراق موتورهای خانمانسوز» و.......... و همچنین سوابق درخشان مبارزاتی قبل از انقلاب «زامبولیسم» که منجر به اخراج شما از بانک «ایران ژاپن» (۵) گردید، شما را به مدت ۱۰ثانیه از تاریخ ساعت ۱بامداد پانزدهم شهریور ماه ۱۳۸۷الی ساعت ۱۰/۱ثانیه پانزدهم شهریورماه۱۳۸۷به ریاست کلی بانک مرکزی........................ منصوب می‌نمایم.
محمود احمدی‌نژاد.
آقای دکتر «محمود احمدی‌نژاد» همچنین در مصاحبه جداگانه‌ای در مورد مدرک تحصیلی ‌ «ریگ» فرمودند: ما افتخارمی‌کنیم که وی دکترا ندارد و با این کلام مدرک دکترای افتخاری ریگ در گوش‌بری و شیشه‌بری را تاکید و تایید کردند.
ضمنا پاچه‌خواری‌های «حسین‌حاجی‌زاده» ریس کل اسبق بر سابق اسبق بانک مرکزی........... قبلا بی‌نتیجه مانده بود.
نتیجه: تا کور شود چشم آن‌ها که می‌گفتند دولت نهم در تحقق شعار «کابینه ۷۰میلیونی» ناکام خواهد بود.
پانوشت‌ها:
۳-نگاه کنید به مقاله‌ای از رمضان‌زاده نمی‌دانم کجا.
۵- نام قدیم بانک تجارت.
تذکر آیینی: تاکید‌ها برای آنست که ریس‌جمهور با داماد «علی‌باقرزاده» اشتباه گرفته نشود. به هر حال خدا لعنت کند مسببین.......
بعدالتحیر: در مورد «درستکاری سیاسی» «علی فلاحیان» بیشتر خواهیم نوشت.

۱۳۸۷/۰۵/۲۶

کفش ریگی

سلام و هر موقعتان که به من سر می‌زنید به خیر. حالا ساعت ۳ بعد از ظهر دم کرده کاشان است و برق رفته. البته این برق رفتن هیچ ربطی به «عبدالمالک» و آقای دکتر «احمدی‌نژاد» ایضا آقای دکتر «کردان» ندارد. در زمان «میرحسین موسوی» هم برق می‌رفت. کاری نداریم که آنروز جنگ بود و نفت بشکه‌ای چند دلار؟ به هر حال برق می‌رفت وحالا هم رفته‌است. بگذریم از دهات می‌......
رو به روی من هفته نامه‌ای؟؟؟؟ است با عنوان: «صاحب‌قلم» و صاحب قلم سردبیری آن شخصی است به نام «علی‌فلاحیان» هم نام وزیر اسبق اطلاعات ایضا هم نام یکی از دوستان بسیار خوب صاحب این قلم.
عنوان و مطلب مقاله این علی آقای فلاحیان مرا به یاد آن علی آقای دوستم انداخت که مهارت فوق‌العاده‌ای داشت در تغییر موضع. صبح زیر علم «شعبان‌بی‌مخ» بود، ظهر زنده باد «مصدق» سر می‌داد، شب می‌گفتند در سفارت اجنبیه روس دیده شده.
راستی از دهاتمان چه خبر؟
بع-------له این علی آقای ما در دوران کودکی که همه عشق و هواداری در فوتبال و استقلال و پرسپولیس خلاصه می‌شود، استقلالی بود. اما «ناگاه یک نگاه» مربی پرسپولیس باعث شد دستش از آستین «سرخپوشان» به درآید و دل استقلالی‌ها را........
اصلا تقصیر «علی‌فلاحیان‌»‌ها نیست. در زمان جنگ هم برق می‌رفت.
اگر شما ربط مطلب فوق با کفش ریگی را پیدا کردید بوق بزنید.
___________________
بعدالتحریر: سرخپوشان به سرخ جامه گان اصلاح شد.