صفحات

‏نمایش پست‌ها با برچسب ناطق‌نوری. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ناطق‌نوری. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰/۰۹/۱۲

قهر و آشتی اروپا از رستوران میکونوس تا باغ قلهک

نزدیک به ۱۴ سال پیش، اتحادیه اروپا، پس از تیرگی شدید روابط با ایران، به دنبال صدور حکم سنگین بر علیه مقامات رسمی و طراز اول کشور، در حادثه رستوران و دادگاه میکونوس، (+) در یک چرخش مواضع صریح، به ایران پس از دوم خرداد ۷۶ روی خوش نشان داد، و برای اولین‌بار پس از پیروزی انقلاب اسلامی، عالی‌ترین مقام اجرایی کشور ایران به یک کشور اروپایی دعوت شده و سفر کرد (+) و بلافاصله چند کشور اروپای دیگر نیز در دعوت از ریس جمهور برگزیده ملت ایران پیش‌قدم شدند و به یمن و مبارکی این انتخاب پیشنهاد «گفتگوی تمدن‌ها»ی دولت «خاتمی» با استقبال دنیا مواجه و با اکثریت قاطع آرا در مجمع عمومی سازمان ملل به تصویب رسید.(+)
خیلی ساده و آسان قابل تصور است که اگر نتیجه انتخابات دوم خرداد ۷۶ برای اتحادیه اروپا قابل پیش‌بینی نبود، و دستکم یکماه قبل از آن تاریخ برای آنها مشخص نشده بود که، بیش از دو سوم شهروندان ایرانی تصمیم گرفته‌اند به راهی بروند که حاکمیت خلاف آن را به آنها نشان می‌دهد، و قرار است به جای همه اوامر و توصیه‌های از بالا، به جای «ناطق‌نوری» «محمد‌خاتمی» را برای ریاست جمهوری ایران انتخاب کنند، به هیچ روی سفرای قهر کرده و سفر کرده به کشور ایران برنمی‌گشتند و این برگشتن آنها، به خاطر توپ و تشر حاکمیت و پیش‌بینی ریس‌جمهور وقت «هاشمی» نبود که گفته بود "آن‌ها به زودی برمی‌گردند"، بلکه به خاطر انتخاب و رای اکثریت مردم ایران بود که با رای خیره کننده خود بر خلاف تمام تبلیغات حاکمیت، «تنش‌زدایی» در روابط خارجی، روابط حسنه با همه دنیا همراه با احترام متقابل و نماینده این تفکر «محمدخاتمی» را انتخاب نموده بودند.
بعد از حادثه کمدی و افتضاح حمله چند جوان خودسر به سفارت بریتانیا در تهران، و به دنبال آن اخطار و اخراج دیپلماتهای ایران از لندن، و تصمیم‌ بعضی از سران اروپایی بر اقدام مشابه و کاهش یا قطع روابط دیپلماتیک با ایران، اکثر رسانه‌های وابسته به اصولگرایان(+) با یادآوری حادثه قهر و آشتی بلافاصله کشورهای اروپایی با ایران بعد از رای دادگاه «میکونوس» و نوعی شبیه سازی ناشیانه تلاش می‌کنند، نتیجه رای و «نه» خیره کننده ملت ایران به حاکمیت که به انتخاب «محمد‌خاتمی» به ریاست جمهوری منجر شد و به دنبال آن سیاست تنش‌زدایی در سیاست خارجی ایشان و موفقیت‌های آن برنامه برغم سنگ‌اندازی‌های فراوان خود بر علیه ایشان را به پای اقتدار نداشته خود بنویسند و چنین تبلیغ نمایند که از قهر اتحادیه اروپا و بستن سفارت‌ها نگران نیستند چون تجربه‌ ثابت کرده است که خودشان برمی‌گردند. 

۱۳۹۰/۰۶/۱۹

سنگی که «احمدی نژاد» در مناظره به چاه انداخت

یکی از زشتترین رفتار خلاف اخلاق و ادب و سیاست، در جمهوری اسلامی، رفتاری بود که «محمود احمدینژاد» در شب مناظره با «میرحسینموسوی» بدان دست زد و با زدن اتهامات سنگین فساد مالی به افرادی که در هیچ دادگاه صالحی محاکمه و محکوم نشده، و  فرصت دفاع از خود بعلت عدم حضور در میز مناظره را نداشتند، خود را قهرمان مبارزه با فساد اقتصادی و رانت خواری معرفی، و فضای مناظره را با بهم زدن قاعده بازی به نفع خود مصادره نمود.
اینکه فساد مالی و سوء استفاده از قدرت طی سه دهه گذشته، شدیدا دامنگیر نظام مدیریتی کشور بوده، حقیقتی است روشنتر از خورشید.
مبارزه با فساد و رانت و اختلاس و جلوگیری از زمینههای رشد و گسترش آن، پس از بسط مقدمات اجتماعی و بستر سازی مناسب فرهنگی، سازوکارهای کارشناسی امنیتی، حقوقی و قضایی خاص دارد و در بهترین حالت با کمک مطبوعات آزاد، قوه قضاییه مستقل از دولت و در شرایط آزادی اقتصاد، فراهم میشود نه با جنجال و سر و صدایی که نه تنها منفعتی به حال جامعه ندارد بلکه آب را برای سوء استفاده بیشتر فاسدان گلآلود هم میکند
سبک و سیاقی که آقای «احمدینژاد» برای مبارزه با این فساد و دزدی و رانت به آن متوسل شده بود، اکنون نتایج سحرش را در اخبار و رسانههای مخالف او نشان میدهد و نشانههای بهترش را میشود از زبان نمایندگان مخالف دولت او در مجلس اصولگرایان شنید. ناگفته پیداست که صبح دولت چنین سبک و سیاقی به چه «شهر هرتی» خواهد انجامید.
«سقایبیریا» مشاور سابق امور روحانیت ریسجمهور، اخیرا پس از دو سال سپری شدن از مکافات مناظره جنجالی سیزدهم خرداد ۸۸ و پس از آنهمه خسارت و اتفاقات غمانگیز، در مصاحبه با روزنامه قدس، (+) مدعی شدهاست که؛ در شب مناظره «احمدینژاد» به تحریک، سفارش و تایید «مشایی» نام افراد را با اتهام فساد بر زبان آورده است.
 ناگفته پیداست که اگر آقای «سقای بیریا» اشارهای به زشت بودن آن رفتار و آن اتفاقات هم نکند، انتساب آن رفتار به آقای «مشایی» به اندازه کافی شدت زشتی و انزجار او و جناح مطبوعش از آن را به خوبی بیان مینماید.
به عبارت دقیقتر این رفتار چون به سفارش «مشایی» سرزده زشت است و ناپسند و الا تا کنون عین صواب و مورد رضایت همه بودهو اکنون که حضرات کشف نمودهاند که به سعایت «مشایی» صورت پذیرفته، مراتب کراهت آن نیز برملا شدهاست.
بسیار ساده‌لوحانه است باور اینکه «احمدی‌نژاد» صرفا به تحریک «مشایی» و بدون اذن و اطلاع رهبری، به اقدامی تا بدین پایه خطرناک دست زده باشد، اما با فرض قبول این ادعا باید از آقای «سقایبیریا» و جناح مذکور و همراهان او پرسید: اگر این رفتار آنچنانکه امروز به آن معترض هستند و از آن و تشویق کننده و تحریککننده آن تبریمیجویند؛ زشت بوده که مطمئنا بوده، چرا در زمان مناسب آن و در زمانی که ریس مجلس «خبرگان رهبری» اقدام به نوشتن نامه سرگشاده به رهبری نظام کرد و نسبت به عواقب وخیم سکوت در برابر آن هشدار داد و نوشت که «سرچشمه شاید گرفتن به بیل/ چو پر شد نشاید گرفتن به پیل» (+) تا کنون سکوت کرده و اینک لب به سخن گشودهاند؟
 مشاور سابق امور روحانیت ریسجمهور همچنین مدعی شده است: «مقام معظم رهبري راجع به اينکه آقاي احمدي نژاد در مناظره اسم شخصي را نياورد تأکيد داشته اند، اما احمدي نژاد اسم آورد»
این گاف را چگونه میتوان توجیه کرد؟ آقای خامنهای از کجا خبر داشتهاند که آقای «احمدینژاد» میخواهد اسم بیاورد که تاکید داشتهاند اسم نیاورد؟
با اینهمه، از دو حال خارج نیست: یا لجنمال کردن «هاشمی» و «ناطقنوری» در مناظره، با علم و اطلاع کامل و از قبل رهبری صورت پذیرفته که، «احمدینژاد» آنگونه با خیال راحت و بر خلاف ابتداییترین اصول اخلاقی و حقوقی و اصول تبلیغات انتخاباتی، جلو دوربین تلوزیون، مستقیما با افترا بستن به آنان و خانواده‌‌هایشان، حاکمیت پشت سر را لجنمال کند و روزگاری جدید بنیان گذارد، و یا رهبری اصلا اطلاع نداشته و ناگهان در مقابل عمل انجام شده قرار گرفتهاست
اما در صورت پذیرفتن عدم اطلاع ایشان از آن اقدام سخیف و زشت، و سکوت و انفعال، دستکم پس از خواندن نامه سرگشاده، و اعتراض آتشین «هاشمی» (+) و قبول این موضوع که، این اقدام «احمدینژاد» ابتکار، پیش بینی و درایت «مشایی» بوده، و به درخواست او صورت پذیرفته است، حالا رهبری نظام و نزدیکان او باید پاسخ دهنده این شبهه و اشکال باشند که اگر «مشایی» از چنین درجهای از درایت برخورداراست، پس تکلیف دیگر پیشبینیها و ابتکارات او که عنوان شده و عنوان خواهد شد و تکلیف این جریان ساختگی موسوم به «جریان انحرافی» چه میشود؟ 
در صورت پذیرفتن اینکه ایناتفاق با اطلاع رهبری صورت پذیرفته که این مورد بیشتر به صواب نزدیکتر است و قطعیتر مینماید، سکوت امروز رهبری در مورد ادعای مجموعه موسوم به «جریانانحرافی» که این اتفاق ابتکار ما بوده، چگونه توجیه میشود؟
در هر صورت هیچ یک از این ادعاها ذرهای از مسئولیت مستقیم رهبری و اقداماتی که باید در این خصوص انجام میشد و  انجام نشد، کم نمی کند.

۱۳۸۹/۰۲/۲۳

لحاف ملا

ظاهرا دوره حساسیت آقای دکتر «احمدی نژاد» به ثروت های بادآورده و دانه درشتها و پیگیری سوء استفاده های مالی آقازاده ها و ... تمام شده و «مدیرت جهان» فرصت رسیدگی به امورجزئی از این دست را به ایشان نمی دهد.
حامیان پروپا قرص و رای دهندگان به این «مردی از جنس مردم» هم اینروزها یا شعارهای آنروزهای آقای دکتر را فراموش کرده اند، و یا از نزدیک در جریان برنامه های متعدد ایشان برای «مدیریت جهان» قرار دارند و باتوجه به شلوغی برنامه ها توقع پیگیری شعارها در باره «ثروت های باد آورده » و « فساد مالی بعضی دانه درشتها» و... از ایشان را ندارند.
اگر فراموش نکرده باشید آقای «احمدی نژاد» در شب سیزدهم خرداد ماه گذشته و در مناظره رودررو با «میر حسین موسوی» در یک اقدام زشت وبه قصد تخریب شخصیت رقیب، با طرح اتهاماتی بر علیه آقای «ناطق نوری» و فرزندانش و همچنین فرزندان آقای «هاشمی» در هیئت اولین مصلح اجتماعی بزرگ و حامی فعال محرومان ومستضعفان، ظاهر شد و رقیب را به همراهی با نامبردگان متهم کرد. اتهامی که پیش از طرح، واهی و کذب بودنش مشخص بود.
پس از انتخابات طرفداران ایشان، طرح اتهام در مورد آقای «ناطق نوری» را به سکوت برگزار کردند همچنانکه خود ایشان(ناطق نوری) نیز ترجیح داد و سفارش شد که بهتر است در قبال این هتک حیثیت اجتماعی- که جدای از آبروی نامبردگان بازی خطرناکی بود و باید در جامعه سالم بر علیه مطرح کننده اتهام و به قصد تنویر افکار عمومی و جلو گیری از شیوع بیمار گونه این نوع اتمام زنی و شبهه افکنی ها به عنوان یک نا بهنجاری اجتماعی ،اقامه دعوا می شد که نشد!-،سکوت کند.
در مورد آقای «هاشمی» اما اوضاع کاملا متفاوت بود و از همان لحظات ابتدای طرح اتهام تاکنون شخص ایشان و مجموعه خانواده و نزدیکانشان کانون توجه رسانها بوده و طرفداران آقای «احمدی نژاد» بارها و بارها از تریبونهای متعدد ضمن تخریب مجددایشان خواستار پیگیری قضایی اتهامات مطرح شده توسط آقای «احمدی‌نژاد» در مناظره سیزدهم خرداد88 شدند.درخواستهای مکرر کار را بدانجا کشاند که حکم جلب آقای «مهدی هاشمی» توسط دادستانی تهران صادر و از طریق تمام رسانه‌های داخلی و خارجی منعکس شده و روی آن مانور سیاسی خاصی نیز داده شد.اما همه می‌دانشتند که آقای «مهدی هاشمی» که دانشجوی دوره دکتری در دانشگاه آزاد ایران است از ماه‌ها قبل به بهانه ادامه تحصیل تا اخذ مدرک دکتری از ایران خارج و هم بنا به اظهارات شخص خودش و هم اظهارات شفاف پدرش قصد مراجعت دوباره به ایران را ندارد. حکم جلب ایشان پس از این اظهارات صادر شده بود.
به فاصله یک ماه پس از صدور حکم بازداشت و جلب آقای «مهدی هاشمی» اخیرا همسر و دو فرزند ایشان هم به سلامتی کشور ایران را به قصد پیوستن به ایشان در کشور انگلیس ترک نمودند. و در این میان نه تنها آب از آب تکان نخورد بلکه همان مشغولیت بسیار شدید آقای «احمدی‌نژاد» به پروژه «مدیریت جهان» اجازه نداد تا ایشان از این خروج مطلع شود تا درباره آن به مدافعین و طرفدارن خود توضیح دهد و البته عرض کردم طرفداران ایشان هم به شلوغ بودن سر ایشان واقفند و به همین دلیل اصلا خواستار هیچگونه توضیح یا موضع‌گیری از طرف ایشان هم نیستند و البته اکنون دوره آب گل‌آلود انتخابات و رقیب پاک دستی چون «میرحسین» هم سپری شده‌است.
«ملا‌نصرالدین» به اتفاق همسر محترمه روی پشت بام منزل خوابیده بودند که در کوچه جنگی درگرفت. شب سردی بود، ملا پتو به خود پیچیده به کوچه آمد. طرفین دعوا، دعوا فراموش کرده پتوی ملا را دزدیده و متواری شدند دعوا هم خوابید. ملا بدون پتو نزد همسر برگشت .همسرش پرسید دعوا بر سر چه بود . ملای بخت برگشته فرمودند : بر سر لحاف ملا!

۱۳۸۸/۰۶/۰۲

تاختن و باختن

روزگاری نه چندان دور شاعر شوریده «یوسفعلی میرشکاک» بر اساس توهمات همیشگی خود «سید عطااله مهاجرانی» را به عنوان«رییس جمهور آینده» مخاطب قرار داد و در ستون «کلوخ انداز» روزنامه «ابرار» به او نوشت:«این بی محابا تاختن ، فرجامی جز باختن ندارد» و چه کسی باور می کرد که رییس جمهور آینده کسی نخواهد بود جز جوانی که با لطف «محمد علی بشارتی»(مبدع نرم افزار ونظریه پرسش و پاسخ آنلاین با امام زمان)۱،به استانداری استان تازه تاسیس اردبیل انتخاب شده بود و هنری جز بی محابا تاختن نمی دانست.
آقای دکتر «محمود احمدی نژاد» اگرچه ره صد ساله را یک شبه نرفت اما،پله های ترقی را خیلی زودتر از موعد پیمود وبه سرعت تبدیل به یکی از چهره های بزرگ خبر ساز نه تنها در ایران که جهان شد.آقای «احمدی نژاد» اولین استاندار استان اردبیل بود و در همان دوره لقب «استاندار نمونه » را از سردار سازندگی در یافت نمود و پس از این تقدیر گفت: «نام هاشمی در تاریخ جاودانه خواهد ماند» 
دوره ریاست جمهوری هاشمی و به تبع آن استانداری «احمدی نژاد» تمام شد.چند صباحی از دوره اصلاحات سپری نشده بود که آقای«احمدی نژاد» با همراهی آقایان «کامران دانشجو» «درویش زاده» و «ترقی»با تنظیم شکایتی بر علیه روزنامه «سلام»مانع از انتشار یکی از موفق ترین و تاثیر گذارترین روزنامه های معاصر شدند.صد البته که این اتفاق کمک شایانی به طی نمودن سریع تر پله های ترقی توسط «احمدی نژاد» نمود و باعث شد چند سال بعد مجموعه اصولگرایان مستقر در شورای شهر تهران پاسخ این خوش خدمتی آقای دکتر را با معرفی او به عنوان شهردار پایتخت بدهند.اما وقتی قرار شد وزیر کشور حکم این انتخاب را تایید و تنفیذ نماید «موسوی لاری» با استناد به پرونده قضایی نفت «سواپ اردبیل» که پرونده آن مفتوح و آقای «احمدی نژاد » از متهمان آن پرونده بود،از امضای حکم امتناع کرد.حالا نوبت آقای«علی اکبر ناطق نوری» بود که پاسخ خوش خدمتی های آقای استاندار را در خرج کردن از جیب استانداری برای تبلیغات ریاست جمهوری ۷۶ بدهد.آقای «ناطق نوری»واسطه تا «احمدی نژاد» شهردار شد و بلافاصله حمله به ریس جمهور «خاتمی» و هزینه کردن عوامانه از اموال شهرداری تهران را برای معرفی خود به عنوان یک چهره مردمی و خدمتگذار، به شدت در دستور کار قرار داد.رسانه ملی نیز بزرگترین همراهی را با او آغاز کرد و این مقدمه تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری نهم آقای «احمدی نژاد» بود که حتی در خوشبینانه ترین حالت نیز هیچکس باور نمی کرد زمانی او بر کرسی ریاست جمهوری تکیه کند .اما این اتفاق افتاد و آقای ریس جمهور پس از تکیه بر صندلی ریاست «بی محابا تاختن» را بدون توجه به عوارض زیانبار شدید آن واز آنجمله«زود باختن» آغاز کرد.آفای «احمدی نژاد» از همان روزهای اول ریاست جمهوری ضمن اعلام عزم جدی برای مبارزه با مفاسد اقتصادی گفت «لیست بلند بالایی از مفسدان اقتصادی و آقا زاده ها را در جیب دارد و به زودی به اطلاع مردم خواهد رساند».این زمان «بزودی» هیچ گاه فرا نرسید تا شب سیزدهم خرداد ماه ۸۸ که اولین شب مناظره بود و «محمود احمدی نژاد» و « میرحسین موسوی» روبه روی هم نشستند . اینبار آقای «احمدی نژاد» برای مات کردن«موسوی» به آقایان«هاشمی» و«ناطق»دو تن از بزرگترین حامیان خود و آقای «محسن صفایی فراهانی»، کیش داد تا با یک تیر چند نشان زده باشد.اولا وعده معرفی مفسدان اقتصادی را عملی کرده،و از طرفی عقده عدم همراهی و حمایت آقایان «هاشمی » و «ناطق» از خودش را هم خالی کرده باشد.دست آخر نیز حالا که آب گل آلود است ماهی مقصود نیز صید می شود.اما بلافاصله نمایندگان مردم در مجلس از او خواستند نام دیگر مفسدان اقتصادی و آقا یا آقازاده هایی که هم همراه و حامی آقای «احمدی نژاد» هستند و هم برای حمایت بعضی از تشکلها از وی بیشترین تلاش را نموده اند و سرانجام هم موفق نشده اند را، برای رفع شبهه سوء استفاده تبلیغاتی از این موضوع اعلام کند. اما این درخواست هیچگاه مورد توجه قرار نگرفت.
نزدیک به یکماه پیش آقای «احمدی نژاد»با ارسال نامه ای به ریاست سابق قوه قضاییه از وی درخواست کرد در مورد متهمان وقایع اخیر با «نهایت رافت اسلامی و کرامت انسانی» رفتار شود.اما جاب توجه است که همین آقای رییس جمهور در سخنان پیش از خطبه های این هفته خود در نماز جمعه تهران خواستار برخورد سخت با مسببان حوادث اخیر و دستگیری هرچه سریعتر آنها توسط ریاست جدید قوه قضاییه شد.
×××××
پس از پایان ریاست جمهوری «هاشمی رفسنجانی» هنگامی که مقام رهبری رای خود را در انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری به صندوق ریخت،در پاسخ به سئوال خبرنگاران حاضر گفت :«همه این آقایان نامزدها خوبند،اما برای من کسی هاشمی نمی شود».جمله ای شبیه جمله« احمدی نژاد» که «نام هاشمی در تاریخ جاودانه خواهد ماند».اما امروز نه برای مقام رهبری کسی «احمدی نژاد» می شود و نه «احمدی نژاد» علاقه مند است که نام «هاشمی» در تاریخ جاودانه بماند.اما همان طور که هچیچکس باور نمی کرد زمانی آقای «احمدی نژاد»بر کرسی ریاست جمهوری ایران بنشیند،امروز آقای «احمدی نژاد» هم باور نمی کند زمانی از روی این صندلی بلند شود.اما او زودتر از آنچه فکر میکند همه چیز را باخته است و به زودی به چهره ای تبدیل می شود ، از ریاست جمهوری رانده و از همه جا مانده .«احمدی نژاد»برای جاودانه ماندن خود هنوز به لیست بلند بالایی که در جیب دارد و به آن به عنوان آس آخر می بالد، متکی است اما غافل است این آس سالها قبل توسط «عباس پالیزدار» رو شد و هیچ ثمری جز زندان برای او نداشت.امروز مردم لیستهای بلند بالاتری از مفسدان در دست دارند که طومارهمه را درهم خواهد پیچید
پانویس
۱-«علی محمد بشارتی »در زمان وزارت کشور دریک صبحگاه مشترک نظامی به آسمان نگاه کرده و پرسیده بود: امام زمان از ما راضی هستی؟ و بعد خودش جواب داده بود که :با تمام وجودم شنیدم که گفت راضیم(نقل به مضمون)