صفحات

‏نمایش پست‌ها با برچسب افتخاری. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب افتخاری. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹/۰۵/۲۵

با آبروی رفته چه باید کرد؟

«علی رضا افتخاری» در شرایطی به فکر جبران مافات و بر گرداندن آب رفته به جوی افتاده است که دیگر بسیار دیر شده است.
بدتر از آن شرایط حاکم بر مجموعه حاکمیت است که حضرت والا آنقدر طی این سالها سرگرم تولید آثار بوده که فرصت مطالعه که سهل است فرصت دیدن و شنیدن هم پیدا نکرده اند و الا به این سادگی مرتکب اشتباه و گاف های پشت سر آن نمی شدند.
در پی حمایت آهنگساز، نوازنده، خطاط، قاری قران و خلاصه استاد برجسته و بلند مرتبه موسیقی و آواز ایران استاد «محمد رضا شجریان» از جنبش عظیم و سبز مردمی ایران در سال گذشته، حاکمیت دروغ و کودتا در یک اقدام شتاب زده و بدون تامل پخش آواز ملکوتی «ربنا»ی ایشان، که نزدیک به سه دهه مهمان سفره های آسمانی افطار مردم ایران بود را از دستور کار پخش در رسانه ملی ایران حذف کرد.
این اقدام شتابزده واکنش اعتراضی شدید مردم مذهبی و علاقه مند را به دنبال داشت و اگرچه بلافاصله صدا و سیما ابتدا در عقب نشینی آشکار اعلام کرد که «هنوز فرصتی برای پخش ربنا شجریان نداشته ایم» اما در اقدام سخیف دیگری، برای پاسخگویی به اعتراضات کسترده مطرح شده در سطح رسانه های مجازی، به سراغ نمایندگان مجلس رفت تا از زبان آنها برای این رفتار خود و کاهش فشار افکار عمومی اخذ تاییده نموده و تلاش کرد توپ را به زمین نمایندگان بیاندازد.
واکنش بعضی از نمایندکان فاقد اخلاق و شخصیت مجلس به این اعتراضات بسیار جالب و در عین حال تاسف برا نگیز است.
يکي از نمايندگان عضو فراکسيون انقلاب اسلامي براي نشان دادن اوج نفرت کودکانه اش به بزرگی استاد «شجریان» به خبرنگار صدا وسيما گفت: «صداي يک چوب خشک از صداي شجريان بهتر است!»
يکي ديگر از نمايندگان عضو اين فراکسيون هم دراين باره گفت: «من حالم از شنيدن ربناي اين... به هم مي خورد واقعا جاي تاسف بود که ما سر سفره افطار مجبور بوديم صداي ربناي کسي را بشنويم که... و حالت مشمئز کننده اي به من دست مي دهد وقتي صداي او را مي شنوم»
در همین حال «حمید ترقی» عضو برجسته «موتلفه اسلامی» در اظهارات عجیبی که از یک ذهن بیمار برمی آید، ادعا کرد: «علاقمندان به این دعا با صدای شجریان دشمن انقلاب هستند»
حالا و در شرایطی که رسانه رسمی به علاوه مجموعه حاکمیت تمام قد برای تخریب کودکانه استاد به میدان آمده و در این کارزار از هرگونه رفتار خلاف ادب و اخلاق نیز پرهیز ندارند، آقای «علیر ضا افتخاری» همان آوازه خوانی که چند روز پیش همین رسانه ملی خبر حضور و چاق سلامتی اش با ریس جمهور کودتا در حاشیه مراسمی به مناسبت روز خبرنگار را به عنوان یک سوژه ناب و با آب و تاب خاص پخش نمود و خبر گزاری «فارس» رفیق گرمابه و گلستان همان رسانه ملی هم او را با لقب پر طمطراق استادی مفتخر نموده و روزنامه «وطن امروز» ارگان جمعی از پیاده نظام کودتا بدون توجه به حضور مکرر تلفنی «علی رضا افتخاری» در یک برنامه مبتذل موسیقی در شبکه تلوزیونی «پارس» در نوشته ای مضحک شخصیت او را به دلیلی که نویسنده ادعا می کرد همخوابه «bbc» و«voa» نیست، ستوده بود به ناگهان از در دوستی در آمده و تلاش کرد آبروی رفته را باز سازی کند و در یک چرخش صد و هشتاد درجه خواستار پخش دعای «ربنا» با صدای استاد «شجریان» از صدا و سیما شده و تاکید کرد «ربنا"ی شجریان در کائنات منتشر شده و در بند پخش از رسانه‌ها نیست و صداوسیما نیز بهتر است به جای جایگزینی، "اولین نسخه و نسخه اول" را پخش کند، چرا که این نوا از عمق اعتقادات شجریان بر جان و دل مردم مسلمان می‌نشیند»
ظاهرا آقای «افتخاری» اینروزها آنقدر سرگرم و درگیر رتق و فتق اعتراضات مربوط به حضور در جمع کودتاگران و رو بوسی جانانه با آقای «احمدی نژاد» بوده اند که فرصت نکرده اند فرمایشات نمایندگان مجلس همراه و هم رای با آقای «ریس جمهور» محبوب او در باره «ربنا» و «چوب خشک» و «استاد شجریان» و «حال بهم خوردن» و... را بشنوند و الا در تلاش برای باز گردان آب رفته به جوی تدبیر بهتری اتخاذ می کردند.
زنده یاد «حمید مصدق» سالها پیش سروده است:«گیرم که آب رفته به جوی آید/
با آبروی رفته چه باید کرد؟»
این نوشته در خبر نگاران سبز اینجا و اینجا
لینک در بالاترین اینجا و اینجا و اینجا

۱۳۸۹/۰۵/۱۸

آواز بی آبرو...

سال گذشته به دنبال موضع گیری ارزشمند استاد بلند پایه و بی نظیر آواز ایران، استاد «محمد رضا شجریان» نسبت به جنبش سبز، و اعتراض نسبت «خس و خاشاک» نامیده شدن مردم توسط ریس جمهور نهم، روزنامه «کیهان» تلاش مضحکی برای تخریب استاد را دردستور کار برنامه های روزانه خود قرار داد.
در همین راستا این روزنامه در تاریخ چهاردهم تیر ماه 88 در ستون «خبر ویژه» خود گزارشی چاپ نمود، تحت عنوان «ما مثل او وطن فروش نیستیم» . این نوع گزارش نویسی رویه معمول این روزنامه بوده و آنروزها بازار این نوع خبر نویسی و استناد ها به شدت داغ شده بود.
در همان زمان من کل نوشته «کیهان» را در وبلاگم منعکس نموده و توضیحاتی را هم به آن نوشته اضافه نمودم و در انتهای آن نوشته به عنوان مثال نام «علیرضا افتخاری» را آوردم.
در آن زمان نام «سهیل محمودی» مجری معروف و مضحک تلوزیون ایران که بعضی او را شاعر می شناسند به عنوان یکی از هنرمندان طرفدار «موسوی» بر سر زبانها بود و با توجه به تعارفات بسیار چندش آور ایشان با آقای «افتخاری» در برنامه های تلوزیون و خصوصا برنامه «باکاروان شعر و موسیقی»و تکرار ترکیب «دوست بسیار عزیزم» در مورد «افتخاری» به نظر می آمد که ایشان هم همرنگ جماعت شده و طرفدار «موسوی» شده باشد . اما با توجه به سخافت رفتار هنری آقای «افتخاری» و توهین مکرر او به هنر ارجمند آواز طی سالهای اخیر آرزو می کردم که این گونه نباشد همانطور که از طرفداری امثال آقای «سهیل محمودی» از «میرحسین» هم دل خوشی نداشتم. اما خوشبختانه کاشف به عمل آمد که ایشان نه تنها طرفدار آدم بی هنر و بی عرضه وبی سواد و بی آبرو و بی رای و خیلی بی های دیگر به نام «میر حسین موسوی» نیست ، بلکه طرفدار هنرمند بزرگ و با سواد و با همه چیز آقای «محمود احمدی نژاد» است. من این کشف ارزشمند را به جنبش سبز و آن توضیح نوشته سال قبل را به خودم تبریک می گویم

۱۳۸۸/۰۴/۱۵

اینجا یک خبر کیهان را ببینید و قضاوت کنید

درپی درج یادداشتی تحت عنوان «یاران را چه شد؟، سخنی با محمدرضا شجریان» در تاریخ دهم تیرماه در صفحه ادب و هنر کیهان، تعدادی از اساتید برجسته موسیقی ایران در تماس تلفنی با کیهان از پشت پرده پروژه تخریبی دشمن در حوزه موسیقی خبر دادند.
یکی از خوانندگان برجسته موسیقی سنتی که نخواست نامش عنوان شود در این باره به کیهان گفت: پس از اعلام نتایج انتخابات تماس های مکرر تلفنی از سوی مجریان شبکه های ماهواره ای خارجی و برخی افراد در داخل داشتم و از من خواستند به نتایج اعلام شده انتخابات اعتراض کنم.
این استاد آواز ایرانی تصریح کرد: افرادی که به تحریک ما می پرداختند برای این که ما را بیشتر وادار به عکس العمل کنند به محمدرضا شجریان اشاره می کردند و می گفتند آقای شجریان را ببینید که چگونه با صراحت به نتایج انتخابات اعتراض نمود و به رئیس صدا و سیما نامه نوشت!! این خواننده معروف در پاسخ به خبرنگاری که از انگلیس با وی تماس گرفته بود گفت: ما ایرانی مسلمان هستیم و مانند کسانی که با شما همکاری می کنند وطن فروش نیستیم.
یک خواننده دیگر نیز که در زمره برجستگان آواز ایرانی محسوب می شود به کیهان گفت: وقتی که تلویزیون یکی از آهنگ های مرا بر روی تصاویر حضور گسترده مردم در نماز جمعه هفته گذشته تهران پخش می کرد تماس های پی درپی از داخل و خارج داشتم و از من می پرسیدند که چرا به صدا و سیما اعتراض نمی کنید؟ مگر شما از استاد شجریان کمتر هستید؟!
یکی دیگر از اساتید موسیقی هم می گفت که تماس های تلفنی به شماره منزل و موبایلم برای اعتراض به نتایج انتخابات آنقدر زیاد بود که تا چند روز گوشی تلفن همراهم را خاموش کردم.
یک آهنگساز پیشکسوت موسیقی ایرانی نیز در تماس با کیهان ضمن اشاره به این تماس ها، افراد تماس گیرنده با هنرمندان موسیقی را برخی شبکه های ماهواره ای ضد انقلاب، تعدادی از خبرنگاران و سردبیران روزنامه های زنجیره ای مدعی اصلاح طلبی و برخی چهره های با نفوذ در جبهه اصلاحات عنوان می کند. با این حال باید اذعان داشت که پای بندی و تعهد بسیاری از اساتید موسیقی ایران به میهن اسلامی با توجه به نقدهای جدی که به متولیان موسیقی کشور وارد است، و چاپ به موقع یادداشت کیهان خطاب به محمدرضا شجریان در همسو شدن وی با جریان های برانداز و ضد انقلاب آن سوی مرزها سبب خنثی شدن ترفند دشمن در حوزه موسیقی و ناکام ماندن آنان از سوءاستفاده از هنرمندان پاک و بی غل و غش این حوزه گردیده است.
گفتنی است که محمدرضا شجریان در جریان آشوب های اخیر علیرغم نامه به رئیس صدا و سیما برای عدم پخش آثارش از رسانه ملی، با بی بی سی فارسی هم به گفت وگو پرداخت و مردم را از نتایج انتخابات اخیر ریاست جمهوری در بهت و حیرت خواند. مصاحبه کوتاه شجریان با بی بی سی در همان ایام و به مدت چند روز و هر نیم ساعت یک بار از رسانه استعمار پیر پخش می شد و هم اینک نیز این گفت وگو در سایت فارسی بی بی سی قرار دارد. شجریان در این مدت به مهره مناسب اجنبی و استعمارگر پیر مبدل گردید که ماموریت اهداف پشت پرده دولت انگلیس را در جامعه موسیقایی ایران به انجام رساند. این در حالی است که بسیاری از اساتید برجسته موسیقی حاضر به وطن فروشی نشدند.
×××
این نوع خبر نویسی از زمان مدیریت آقای «شریعتمداری» در کیهان تاکنون مختص او بود. اما در چند ماه اخیر ظاهرا اینکه ادعا کنی «اسنادش موجود است» یا «نخواست نامش فاش شود» و...به یک اپیدمی فراگیر در بین کیهانیان و دولتمردان فعلی کشور تبدیل شده است. نوع اخیر این ادعاها اغلب از بی‌صداقتی است چه اینکه پس از روشدن سند متوجه می شوی که؛‌ آقای «تونی بلر» نخست وزیر انگلیس به یک مقام ناشناس در وزارت امور خارجه تنزل پیدا می‌کند و متن عذرخواهی هم تبدیل به یک متن مرسوم دیپلماتیک می‌شود و...و مثلا در مورد اخیر اساتید بزرگ موسیقی آدمهای «بزن زیرش» روحوضی‌خوان چاله میدونی از آب در می آیند و ..الخ. ودر مورد دیگر این ادعا به فرض راست بودن از دو چیز حکایت می‌کند: یا خبر صحیح است ودر صورتی که قرار است مردم هم اصل و فرع خبر را بدانند به سکرات عدم صحت مبتلا می‌شود. مثلا فرض بگیرید استاد بزرگ موسیقی در خبر فوق آقای «افتخاری» باشد که قبول کرده است تشویقی بشود و پشتوانه خبر باشد به شرط آنکه «نامش فاش نشود» یا کما فی السابق؛ مردم هنوز و همیشه نامحرمند.
+ علی مصلحی ; ٤:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٥
اگر به خانه من آمدي،براي من اي مهربان چراغ بياور(3چراغ)