صفحات

‏نمایش پست‌ها با برچسب روزنامه‌ایران. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب روزنامه‌ایران. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰/۱۱/۲۱

ایران و بحران سوریه

روزنامه «ایران» در شماره ۵۰۰۵ چهارشنبه ۱۳۹۰/۱۱/۱۹ در صفحه اصلی خود (+) مطلبی را با تیتر «استقبال مردمی از فرستاده روسیه در دمشق» منتشر نموده و در انتهای آن نیز آدرس صفحه ۲۷ (صفحه بین‌الملل) را درج نموده است. (+)
اما پس از مراجعه به صفحه یادشده هیچ مطلبی اضافه بر مطلب کوتاه اشاره شده در صفحه اول و اصلی نیست، و نه تنها مطلبی اضافه نیست که مطلب کوتاه نوشته شده بعد از تیتر، اصلا مشروح و منعکس کننده تیتر نمی‌باشد و مطلبی کاملا متفاوت و متناقض و برخلاف خبری است که تیتر بدان اشاره نموده‌است.
کل مطلب مورد اشاره که برای تیتر «استقبال مردمی از فرستاده روسیه در دمشق» نوشته شده چنین است:
 «فرانسـه، ایتالیـا و اسپانیـا هم سفرای خود را از سوریه فراخواندند
گروه بین‌الملل به دنبال تعطیلی سفارت امریکا و احضار سفیر انگلیس، فرانسه، ایتالیا و اسپانیا هم سفرای خود را از دمشق برای رایزنی فراخواندند. امریکا مدعی شده است که تعطیلی سفارتش در اعتراض به دولت «بشار اسد» رئیس‌جمهوری سوریه صورت گرفته است و در عین حال واشنگتن بار‌ها با مداخله در امور داخلی سوریه خواستار استعفای بشار اسد شده است. گروه‌های مسلح در سوریه تلاش می‌کنند تا امنیت کشورشان را دچار مشکل کنند.»

 این مطلب که مغایر ابتدایی و بدیهی‌ترین اصول روزنامه‌نگاری و تیتر‌زنی می‌باشد، به نظر می‌رسد به عمد و با قصد مشخص انجام شده، و به نظر می‌رسد در بین اکثر نیروهای داخلی نظام هم، رویکرد مثبتی به مناسبات فعلی و موضع‌گیری‌های اشتباه حاکمیت در قبال تحولات اخیر «سوریه» وجود ندارد و اغلب نیرو‌ها در تمام سطوح مجبور به تایید و تکرار مواضعی هستند که فقط بازتاب نظریات عده‌ای قلیل در راس هرم قدرت کشور ایران است.
 به نظر می‌رسد با توجه به مقاومت بی‌نظیر و خونین مردم سوریه در مقابل خشونت‌های دولتی آن کشور، و اجماع جهانی بر علیه آن دولت، از هم‌اکنون نشانه‌های سقوط «بشار‌اسد» از طرف بخشی از حاکمیت رصد شده، و آن‌ها تلاش می‌نمایند حساب خود را از حمایت‌های معنوی و لجستیکی که از طرف دولت ایران از دولت «بشار اسد» می‌شود را جدا نمایند.
شکی نیست که وضعیت بحرانی دولت «اسد» از ماه‌ها پیش به راحتی قابل تشخیص و پیش‌بینی بود. اما در حاکمیت ایران نوعی خواب‌زدگی داوطلبانه در قبال آن وجود داشت که به نظر می‌رسد، تصاویر منتشر شده از قربانیان آن کشور، کم‌کم وجدان‌هایی را قلقلک داده و تصمیم دارند خود را از خواب ماندن و شراکت در سرنوشت شوم دولت سوریه نجات دهند.

۱۳۸۹/۰۶/۲۸

وقتي دم‌خروس تقلب از سرمقاله «كيهان» بيرون مي‌زند

در شرايطي كه انتخاب ريس دفتر ريس جمهور و ساير مناصب دولتي ‌اقاي «مشايي» به هيچ عنوان نياز به راي و انتخاب مستقيم مردم ندارد و حتي بدون راي اعتماد و دخالت نمايندگان مجلس و با نظر مستقيم ريس جمهور صورت مي گيرد؛ روزنامه «كيهان» در سرمقاله امروز خود به قلم «حسين‌شريعتمداري»(+) ريس دفتر ريس‌جمهور را به عنوان كسي كه «بدون رأي ملت، اين روزها صاحب رأي ملت شده است» معرفي و به انتقاد شديد و بي سابقه از «محمود‌احمدي نژاد» پرداخته‌ است.
سرمقاله نويس «كيهان» كه مصاحبه جمعه‌ شب ريس جمهور با شبكه خبر(+) و اظهارات افنخار‌آميز ايشان درباره «منشوركورش» را دستمايه اعتراض خود قرار بود، بدون توجه به واكنش شادمانه و پيشنهاد كودكانه؛ عودت ندادن منشور به موزه و كشور فرستنده، توسط همين روزنامه هنگام ورود منشور به كشور(+)، ريس‌جمهور را مورد سئوال قرار داد كه : «جناب آقاي احمدي نژاد با كدام منطق علمي و اسلامي آنهم از جايگاه رئيس جمهور ايران اسلامي مي فرمايند اگر دنيا از ما درباره مديريت ايراني سؤال كند در پاسخ آنها «منشور كوروش» را ارائه مي كنيم؟!»
نويسنده در ادامه پس از ارائه تصويري سياه از وضعيت كشور ايران در زمان رژيم پهلوي تقصير همه آنها را به گردن «منشور كورش» انداخته و سئوال مي كنند: «جناب احمدي نژاد از منشور كوروش انتظار چه معجزه اي دارند كه آن را به جاي اسلام عزيز مي‌گذارند و عرق شرم بر پيشاني ملت پاكباخته و ايران دوست مي نشانند؟!»
وي همچنين پس از اعلام اينكه كشور ايران هم اكنون مقتدرترين؟؟ كشور منطقه مي‌باشد و علت اصلي اين اقتدار حضور اسلام ناب محمدي(ص) بر كرسي اداره كشور است، سئوال مي كند: «چرا بايد جاي آن با منشور كوروش عوض شود؟!...آيا اظهارات برادر عزيزمان آقاي احمدي نژاد، نگاهي معكوس به واقعيات ملموس و مصداق شكستن نردبان بعد از صعود به بام نيست؟!»
اما قسمت مهم، برجسته و در عين حال جالب توجه نوشته امروز «شريعتمداري»(+) قسمتي بود كه ايشان به قول منبريها گوشه را به كربلا زد تا به برخلاف ادعاي اصلي نوشته كه سعي مي كرد بهانه نوشتن را اظهارات ريس جمهور در مصاحبه با شبكه خبر نشان دهد، پاسخ حمله شديد آقاي «احمدي‌‌نژاد» به «كيهان» در مصاحبه با روزنامه ايران(+) را بدهد، و به آقاي «احمدي‌نژاد» متذكر شود كه اسناد موثقي از «صاحب راي نبودن او» در دست دارد كه در صورت لزوم افشا خواهد شد. ايشان متذكر مي‌شود:‌ «جناب احمدي نژاد- و رئيس دفتر ايشان كه بدون رأي ملت، اين روزها صاحب رأي ملت شده است» اما چه كسي و كدام ناظر آگاه است كه نداند ريس دفتر ريس جمهور به راي مردم نياز ندارد و آنكسي كه به راي مردم نياز دارد و بدون آن راي بر كرسي غصبي رياست جمهوري تكيه زده شخص آقاي «احمدي‌نژاد» است. نكته‌اي كه آقاي «شريعتمداري» بهتر از هركس ديگري بدان اشراف و از آن اطلاع دارد. و اسناد آن را براي روز مبادا نزد خود حفظ كرده‌ است.
روز مبادا آيا نزديك مي شود؟ بايد منتظر ماند.
اين نوشته در خبرنگاران سبز

۱۳۸۹/۰۶/۲۷

حمله شديد «احمدي‌نژاد» به «كيهان»

تنها سه روز پس از حمايت آشكار و تمام قد رهبري نظام از «محموداحمدي‌نژاد»(+) و دولت متبوعش، كه تيتر يك روزنامه «كيهان» را به خود اختصاص داد، رییس جمهور در مصاحبه با روزنامه «ایران» از روزنامه «کیهان» به شدت انتقاد کرد(+) و صریحا خواستار محاکمه رسانه هایی شد که با تهمت زدن و بی آبرو کردن افراد اخلاق اسلامی را زیر پا می گذارند.
رییس جمهوری با اشاره به مواضع برخی رسانه ها که خود را طرفدار دولت می دانند؛ گفت: «برخي اتفاقات در رسانه‌هاي ما مي‌افتد كه من از اساس به آنها اعتقاد ندارم، آنهايي كه راجع به خود من است، من شخصاً گذشت مي‌كنم، اما آيا مثلاً يك رسانه مي‌تواند به زن يك رئيس‌جمهور اروپايي نسبتي بدهد؟ اين با كدام اسلام مي‌خواند؟ ممكن است مخالف ما باشد ولي آيا من مي‌توانم نسبتي به او بدهم. حتي اگر فردي انحراف اخلاقي دارد، يك رسانه نمي‌تواند اين را بنويسد. چرا كه خلاف شرع است»
روزنامه «كيهان» كه به نظر قاطع آگاهان سياسي يكي از نردبانهاي اصلي صعود «احمدي‌نژاد» به جايگاه رياست جمهوري بوده است، و همواره مشي همراهي و همفكري همراه با حمايت از دولت را در دستور خود داشته طي چند ماه گذشته و به دنبال گسترش اعتراضات عمومي بر عليه اقدامات و اظهارات عجيب و غريب ريس‌دفتر ريس جمهور عملا به تريبون اصلي و پايگاه اجتماعي سامان دهنده اين حملات تبديل، و اين اعتراضات را در جريان همايش «ايرانيان خارج از كشور» كه با مديريت ريس دفتر ريس جمهور برگزار مي شد به اوج خود رساند.
«شريعتمداري» در اين مرحله در چند شماره پياپي حجم زيادي از مطالب «كيهان»(+) را به مطالبي در اين خصوص اختصاص داد و كار را به تهديد هم كشاند(+) و به جوابيه‌ها و فركانسهاي نارضايتي ارسال شده از طرف ريس جمهور و هوادارانش از موضعي بالا برخورد نموده و هيچ توجهي نكرد. « كيهان» اگرچه تلاش مي كرد در تمام مطالب دامن آقاي «احمدي‌نژاد» را از اتهامات مطرح شده پاك نگاه دارد، و فاصله بين ايشان و ريس دفترش را بيشتر نمايد اما حواسش به نوع رابطه آنها و جايگاه والاي آقاي «مشايي» در نظر ريس جمهور نبود.صبر ريس دفتر زيرك ريس جمهور هم بسيار بيشتر از اينها بود و هست.
بايد صبر كرد و منتظر واكنش «كيهان» ماند كه با توجه به ظرافتها و حساسيتهاي خاص موجود در روابط آنها بعيد به نظر مي‌رسد به اين سرعت اتفاق بيفتد؛ اما «شريعتمداري» آدمي نيست كه چنين حمله‌اي را بدون پاسخ بگذارد.
از طرفي طي ساليان گذشته كمتر سابقه داشته است كه «شريعتمداري» به روابط و بازيهاي پشت پرده تن داده و از جواب دادن به چنين خفت آشكاري منصرف شود.
بدون شك اگر طي روزها يا هفته‌هاي آينده سايتهاي منتسب به جنبش سبز به شكل واحد اقدام به انتشار يك سند جديد از «شوراي عالي امنيت ملي(+)» يا نوار سخنراني محرمانه يك «سردارمشفق» ديگر نمودند؛ مطمئن باشيد كه اين اطلاعات توسط شخص آقاي «شريعتمداري» و با ظرافت خاصي در اختيار اين سايتها قرار گرفته است.
اين نوشته در خبرنگاران سبز

۱۳۸۹/۰۱/۱۹

عوام فریبی

دقیقا یک سال پیش در چنین روزهایی روزنامه کیهان در خبری با عنوان « استجابت دعای احمدی نژاد» نوشت:
«دکتر محمود احمدی نژاد در پایان سخنان خود در جمع پر شور مردم اصفهان در میدان امام خمینی دست به دعا برداشت و از درگاه باریتعالی باران را برای مردم درخواست کرد. به گزارش خبرنگار ما به دنبال این دعا از شامگاه چهارشنبه بارش و رحمت الهی در سطح استان اصفهان آغاز شد به گونه ای که در چند مرحله شدت باران و تگرگ در شهر اصفهان به ویژه صبح پنج شنبه به اوج خود رسید و موجب آب گرفتگی برخی از نقاط شهر شد.»
روز چهارشنبه گذشته هم در حاشیه سفر آقای « احمدی نژاد » به ارومیه، روزنامه ایران در خبری با عنوان « دعای ریس جمهور بلافاصله مستجاب شد » نوشت:
«احمدی‌نژاد در پایان سخنان خود در جمع مردم ارومیه در ورزشگاه تختی از آنها خواست برای بارش باران دعا کنند و خود نیز از خداوند متعال خواست که باران رحمت را بباراند که به محض اتمام سخنان رئیس جمهور باران در ارومیه کم کم شروع به باریدن کرد و رفته رفته شدت آن نیز افزوده شد.»
سال گذشته به استثنای اغلب کاربران شبکه مجازی اینرنت و وبلاگنویسان که علی القاعده از طرف «اصولگرایان» به بی دینی و التقاط متهم هستند، مراجع رسمی و ومتولیان امور مذهبی واکنش در خور توجهی به این تحریف و عوام فریبی نشان ندادند. ظاهرا همین وضعیت امسال هم در برابر این نوع سوء استفاده از دین و باورهای مذهبی مردم وجود دارد و خواهد داشت.
از طرف دیگر سکوت شخص آقای « احمدی نژاد » در قبال این نوع انعکاس خبر و تیتر و برجسته کردن شخصیت ایشان در حد یک معصوم، حکایت از رضایت عمیق ایشان از چنین نگاه و فضایی که به دنبال آن ساخته می شود، دارد.
پوشیده نیست که بهره برداریهای نادرست و سوء استفاده از عقاید مردم ممکن است نتایج آنی و کوتاه مدتی را به همراه داشته باشد، اما شکی نیست که در دراز مدت خسارتهای بسیار زیادی را متوجه متولیان چنین سوءاستفاده های خواهد کردواز طرف دیگر سست شدن پایه های ایمان مذهبی نزد مردم را به دنبال خواهد داشت.
در این رهگذر آنچه موجب ابتدا تعجب و بعد تاسف و تاثر شدید است ، سکوت متولیان امور مذهبی و نگهبانان ایمان مردم است. کسانی که امور زندگیشان از محل دریافتها و شهریه های دینی که توسط مردم در قالب خمس و ذکات و نذورات پرداخته می شود ، می گذرد.
و کافی بود این حرف از دهان « خاتمی » که هم روحانی است و هم سید، صادر می شد. حالا بیا و تماشا کن رونق بازار و کسب و کارصنف کفن پوش را.
در همین رابطه:ادعای بارش باران پس از دعای احمدی نژاد و مقایسه آن با خورشید گرفتگی در زمان فوت فرزند پیامبر اسلام

۱۳۸۷/۰۷/۰۸

چوپانان دروغ‌گو۴

«حسن‌رشوند» طی یادداشتی با عنوان «نیویورک میزبان سفیر تمدن اسلامی» در روزنامه دولتی «ایران» نوشت: «اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل را می‌توان به عنوان مجموعه‌ای برای تبادل‌نظر دیپلماتیک مقامات عالی‌رتبه کشور‌ها دانست. از زمان پیروزی انقلاب اسلامی، این اجلاس فرصت خوبی برای انتقال پیام انقلاب و تظلم‌خواهی جمهوری‌اسلامی از قدرتهای زورگو بوده است. تبلور این فعالیت را می‌توان طی سالهای۱۳۸۴-۸۷ و با حضور پررنگ دکتر «احمدی‌نژاد» جست‌وجو کرد»
شایسته بود آقای «رشوند» توجه می‌نمودند تبلور واقعی وعینی تظلم‌خواهی مردم ایران، شهید «محمدعلی‌رجایی» بود که در صحن عمومی سازمان ملل، آثار شکنجه‌های خود را عریان در مقابل دیدگان مبهوت نمایندگان کشورهای جهان به نمایش گذاشت. ضمنا شایسته‌تر بود فراموش نمی‌کردند که رییس‌جمهور موصوفشان در شعارهای تبلیغاتی انتخاباتی خود را «رجایی‌دوم» می‌نامید.
شایسته بود نویسنده مذکور توجه می‌نمودند: پس از پیروزی انقلاب فقط یک بار سازمان ملل در مقابل نماینده ایران و طرح مبتکرانه «گفتگوی‌تمدن‌ها» سر تعظیم فرود آورد، و این اتفاق در دوره آقای «خاتمی» و دولت هفتم افتاد.
شایسته بود آقای نویسنده توجه می‌نمودند قبل از آقای «خاتمی» آقای «هاشمی‌رفسنجانی» رییس محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام و قبل از ایشان مقام رهبری به عنوان نماینده ایران در سازمان ملل حضور داشته‌اند.
لیست بالا بلندی از این نقطه‌توجهات می‌توان متذکر شد. اما ظاهرا آقای «رشوند» و طیف وسیعی از نویسندگان جوان و جویای‌نام همسو و همراه با همسر سخنگوی دولت مرغشان یک پا دارد که: تنها پدیده و معجزه اتفاق افتاده در قرن بیست‌ویکم آقای «احمدی‌نژاد» است و تنها دولت موفق در این قرن «دولت نهم».
دراین باره بیشتر گفتگو خواهیم داشت.
خرقه پوشی من از غایت دین داری نیست / پرده‌ای بر سر صد عیب نهان می‌پوشم