صفحات

‏نمایش پست‌ها با برچسب خرافه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خرافه. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰/۰۳/۰۲

دین‌گریزی در لباس دین

وقتی قرار است کشور بر اساس رمل و جادو و خرافه اداره شود؛ امتیازات هم بر همان اساس تقسیم و تفویض می‌شود. و همین نگاه توزیع کننده ثروت و فقر و به تبع آن عدالت و نتایج آن در جامعه می‌شود. بی‌عدالتی، فقر، کینه و نارضایتی نتایج ادراه جامعه بر اساس خرافاتی است که متاسفانه لباس دین بر تن کرده و با این تلبیس رویین‌تن هم شده‌اند و هیچ نهاد علمی، اجتماعی، و نگاه کارشناسانه و منتقدی هم، حق اظهارنظر در مقابل رفتارهای اشتباه اینچنین ندارد. کینه‌های کودکانه هر روز مشکلی ایجاد می‌کنند و دولتمردان در خرافه به دنبال راه چاره می‌گردند.
اینکه دین امری شخصی و درونی است، مورد تایید و اعتراف بیش از نود درصد دین‌داران واقعی است و آنانکه جاهلانه تلاش می‌کنند در مقابل این حقیقت ایستادگی کنند، دین را نه ابزاری برای نزدیکی به خدا، بلکه برای بهره‌مندی‌های دنیوی می‌خواهند و به همین دلیل تحمل هیچ رقیب و مخالفی را هم ندارند و برای حذف آنها چنانچه لازم باشد به هر نوع ابزار خلاف شرع و دینی هم متوسل می‌شوند.
در جامعه معتقد به دین و دین‌داری و هدایت جامعه با ابزار دین، و مدیران و مسولان معتقد به دخالت دین در تمام شئون جامعه و دولت و حکومت، گاه رفتارهایی مشاهده می‌شود که به هیچ روی نمی‌توان هیچ توجیهی منطقی و عقلانی و حتی شرعی برای آن یافت. گو اینکه قرار است تمام رفتارها به نوعی بر اساس خرافه و مظاهر آن تنظیم، و با زدن نوعی رنگ دین به آن بیشترین ابزار برای دین‌گریزی نسلی از فرزندان جامعه را فراهم نماید. متاسفانه وقتی چنین جهالتی همه‌گیر شد، هیچ‌کس به چنین دین و تبلیغاتی که نتیجه‌اش دین گریزی است معترض نمی‌باشد.
آمار رسمی دولتی طی سی سال گذشته به روشن‌ترین شکل نشان می‌دهد که گرایش به «دین» از ابتدای انقلاب به این طرف در بین تمام اقشار جامعه خصوصا نسل جوان سیر نزولی داشته است. این البته بر اساس اسنادی اعلام می‌شود که بیشتریت تلاش را برای قلب واقعیات و مخفی کردن ناکارامدی خود دارند . اگر قرار قضاوت بر اساس اسناد حقیقی و شفاف باشد، اوضاع بسیار بدتر از آن خواهد بود که اکنون اعلام می‌شود، اما به راحتی می‌توان در سطح و زیرپوست جامعه مشاهده کرد.
اعطای امتیاز سفر رایگان به افرادی که نام‌های «فاطمه» و «روح‌الله» بر خود دارند در روز ولادت حضرت «زهرا»(س)(+) و همچنین اعطای امتیازات مشابه برای افراد با نام «مهدی» در سالروز ولادت امام زمان (عج)(+) و به همین شکل نام «علی» و «محمد» و ... نه تنها امتیازی برای دارندگان نام‌های فوق نیست بلکه جدای از آنکه هزینه‌های زیادی را با توسل به سند سازی‌های دروغی به دنبال دارد، کینه تمام کودکان و حتی خانواده‌هایی را برای این افراد به دنبال دارد که مفتخر به داشتن چنین نام‌هایی نیستند.
از طرف دیگر این نوع تبلیغ نه تنها تشویق و تبلیغ دین را به دنبال ندارد بلکه جدای از آنکه تبلغ بی عدالتی و کینه پراکنی می‌باشد، بیشترین دین‌گریزی در بین خانواده‌ها و فرزندان را هم به دنبال دارد.
به راستی مولفین چنین طرح‌های غلط در کدام مکتب شرعی تحصیل شرع و علم نموده و آیا نمی‌خواهند یکبار باور کنند که چنین طرح‌ها تا کنون بیشرین نتایج عکس را به دنبال داشته است؟
این نوشته در پایگاه اینترنتی استاد معصومی تهرانی اینجا
در همین رابطه: مهدی‌ها به طور رایگان سفر می‌کنند.

۱۳۸۹/۰۹/۰۱

کلیسا، کاندوم، کج‌فهمی

دستکم 150 سال پس از استفاده مردم دین‌دار و بی‌دین اروپا و به دنبال آن دیگر مناطق از یک اختراع پزشکی که ضمن اینکه ارتباط جنسی بدون بارداری را ممکن می‌سازد، نقش پر رنگی هم در جلوگیری از انتقال انواع و اقسام ویروس‌ها و بیماریهای مقاربتی برعهده دارد، «پاپ» رهبر کاتولیکهای جهان اخیرا استفاده از «کاندوم» را مجاز دانسته است.
اگر پیروان شریعت «مسیح» در سراسر دنیا می‌خواسنتد منتظر صدور مجوز «پاپ» و «واتیکان» برای استفاده از این دستاورد علمی و یا هر دستاورد علمی مشابه بمانند، می‌شد تصور نمود که اکنون جامعه مسیحی مشکل میلیونها زن و مرد مبتلا به ایدز و بیماریهای مشابه را داشت که از طریق مقاربت جنسی منتقل شده و گسترش یافته‌اند، ‌به علاوه اینکه دست به گریبان مشکل بزرگتر انفجار جمعیت در نتیجه حرس آدمی به داشتن رابطه جنسی و استفاده نکردن از این ابزار بود و یا با جامعه مادران بیماری روبه‌رو بود که بیماریشان ناشی از استفاده از دیگر داروهای کنترل بارداری، اما با عوارض منفی است. اما جامعه اروپای کاتولیک با اکثر این مشکلات دست به گریبان نیست و اگر هست در مقیاسی خرد(2) و آنهم بواسطه وجود اندک شهروندان متعصب و مقاوم در برابر علم و متواضع در برابر کلیسا و یا شهروندان بی‌بندوبار در برابر توصیه‌های بهداشتی و پزشکی.
این نگاه متمدن به علم و دستاوردهای علمی و تنظیم روابط زندگی و شهروندی و فرهنگی بر اساس تعالیم علمی پیش از تعالیم خرافی کلیسا دستکم 200 سال برای اروپای معاصر زمان برده و بیش از میلونها قربانی داشته است.
بسیار صبر و زمان نیاز بود تا دستاوردهای علمی نتایج درخشان خود را در جامعه به شفافیت نشان داده و نقش سحر خرافه و تعصب و جهل کلیسا که برساخته خواستهای دروغین اربابان کلیسا به مرور زمان و نه یک ایده مترقی آسمانی بود را باطل نماید. این صبر به وقوع پیوست و این زمان آرام آرام سپری شد و آن نقش‌ها یکی یکی باطل.
امروزه کلیسا نمی تواند نقش علم را باطل کند، لاجرم آن را می پذیرد اگرچه بسیار دور و دیر. اما دور و دیری که کمترین خسارت را به دنبال داشته و دارد.
در سویی دیگر اما در جوامع سنتی مسلمان و از جمله کشور ایران اگرچه امکان مقاومتهای اندکی در برابر خرافه‌هایی که لباس دین پوشیده‌اند از چند دهه پیش آغاز شده و نتایج آن هم امروز قابل مشاهده است، اما مقاومت اغلب شهروندان در مقابل دستاوردهای آزموده شده علمی جهانی و متظر ماندن بر صدور مجوز مراجع رسمی سنتی دینی برای استفاده از این دستاوردها و امکانات، متاسفانه هنوز به سرعت و شتاب قربانی می‌گیرد و همین مقاومت‌ها شتاب زمان برای رسیدن جامعه به ایده‌ال فرهنگ اجتماعی برساخته براساس تجربه آزموده دیگر ممالک را کند می‌نماید.
از نقش شهروندان عادی در این فرایند ناخوش که بگذریم دردآورتر سو‌ءتعبیر و جهالت یا سوء استفاده بعضی از لایه‌های رسمی حاکمیت باعث مقاومت در برابر این نتایج و دستاوردها شده، ضمن آنکه نقش مستقیم خود را در این فرایند بازی می‌کند از طرف دیگر به استحکام پایه‌های خرافه در مجامع رسمی و غیر رسمی دینی اما غیر علمی نیز کمک غیرمستقیم می‌نماید.
به عنوان مثال دقت کنیم در شرایطی که سالیان سال است ممالک مترقی آزمون وخطا نموده‌، به این نتیجه رسیده‌اند که در ایام بهار و تابستان شروع زودتر ساعت اداری بیشترین نتایج از نظر کاهش هزینه ادارت و بالطبع افزایش میزان کار و فرصت شهروندان و کارمندان را به دنبال دارد و بر همین اساس بیش از 10 سال چنین تصمصمی در این کشور نهادینه شده، ناگهان کسی از ره رسیده و صرفا با تشخیص مغایرت ساعت12 با وقت نماز و وقت شرعی با آن مخالفت نموده و تصمصم را لغو می‌نماید. حالا محاسبه نمایید چه میزان از وقت و انرژی و امکانات کشور باید صرف دفاع از تصمیم قبلی، رد تصمیم فعلی و هزینه‌های جانبی آن شود به علاوه خساراتی که اجرای ناشیانه و موقت خواست یک مقام بالا مرتبه اجرایی به کشور تحمیل می‌کند.
یا مثلا تصور نمایید در شرایطی که اعتبار علمی دانشگاه‌های معتبر جهان به واحد‌های علمی در حوزه علوم انسانی و اعتبار کرسی‌های معتبر استادی به استادان برجسته علوم انسانی است و انفکاک بین علوم انسانی و علوم تجربی به علت خویشاوندی علمی چند هزار ساله عملا غیر ممکن است، ناگهان یک شخصیت عالی‌رتبه دستور حذف و تعدیل و کاهش رشته‌های درسی و واحد‌های علوم انسانی را بدهد.
بر همین قیاس مشاهد رفتار پر شتاب قطار سیاست کشور بر دوری از علم و نزدیکی به خرافه به نام دین قابل رصد و مشاهده است.
این جماعت، دور ودیری دیگر نقش ارزشمند علم و در پرتو آن دین را خواهند پذیرفت باین تفاوت که این دوری و دیری و تا آنزمان کشور و مردم مظلوم آن را مجبور به پرداخت هزینه‌های فراوان و قربانیان زیادی خواهد کرد. مگر آنکه شرایط به همتی بلند جور دیگری رقم بخورد و با اندیکی صبر سحر نزدیک باشد.
پانویس:
1- تیتر را از آرش سگارچی وام گرفته‌ام
2- آلودگی و انحطاط جوامع امروز غربی که در بنگاههای خبری جوامع شرقی روی آن تبلیغ فراوان می‌شود اولا آنقدر که می‌شنویم نیست و ثانیا دلایل دیگری دارد.
این نوشته در خودنویس اینجا
..............................در کابل پرس اینجا

۱۳۸۹/۰۵/۰۱

پشت پرده امیرالمومنین احمدی نژاد

چند وقت پیش عکسهای سفر آقای «احمدی نژاد» به کشور «مالی» در اینترنت پخش شد که جوانان این کشور با لباسهایی که روی آن نوشته شده بود «یاامیرالمومنین محمود احمدی نژاد قدم مبارک» به استقبال ایشان آمده بودند.
نامه ای که در زیر می خوانید توسط یک پزشک ایرانی ، عضو جامعه پزشکان بدون مرز در کشور «مالی» نگاشته، و در اینترنت منتشر شده است.

سلام
من يك پزشك جوان ايراني و عضو پزشكان بدون مرز هستم و در حال حاضر در نيجريه مشغول خدمت.
جهت اطلاع، دو هفته قبل قرار بود 3 پرشك ايتاليايي عضو كانون به كشور مالي جهت ماموريت پزشكي اعزام شوند و من با توجه به حس كنجكاوي و با علم به اينكه آقاي احمدي نژاد در اين محدوده زماني قرار است به مالي و نيجريه سفر داشته باشند، از كانون درخواست كردم كه بجاي يكي از آن پزشكان من را به مالي اعزام نمايند و آنها هم به دليل بعد مسافت كمتر من نسبت به آنها اين امر را قبول كردند و من تقريبا 8 روز زودتر از رييس دولت در مالي بودم و براي كارهاي پاسپورت به سفارت مراجعه ميكردم و طي دو سه روز اول مراجعاتم به سفارت ايران در مالي متوجه شدم كه سفارت تي شرتهاي تهيه كرده كه روي آن همان جمله معروف يا اميرالمومنين احمدي نژاد مبارك باد درج شده و روزانه 200 الي 300 نفر جوان مالييايي به سفارت مراجعه كرده و كاركنان سفارت جلساتي را براي آنها گذاشته و در آخر هم يك تي شرت و يك پرچم ايران به آنها اهدا ميكردند كه بعدا متوجه شدم كه اين حوانان را براي استقبال از ريس دولت ما استخدام كرده و حتي براي حضور آنها در مسير حركت ايشان در آن روز برابر با مبلغ 5 الي 15 دلار هم به هر يك پرداخت كرده اند.
بگذريم ، من فقط ميخواهم بگويم كه مردم نيجريه و بخصوص مالي آنقدر در فقر مالي به سر ميبرند كه به جرات مي توانم بگويم 90% آنها حتي از داشتن تلوزيون و رايو محروم هستند و آنقدر در فقر زندگي ميكنند كه فقط هر كسي افراد ده و يا شهر خود را ممكن است بشناسد و حتي بيسترشان دولتمردان خود را نميشناسند چه برسد به اينكه بدانند ايران اصلا چي هست و يا اگر بدانند كه يك كشور است ولي فكر ميكنند كشوري در افريقا يا آمريكايي جنوبي بايد باشد! اين مطلب را دقيقا پس از حضور رييس دولتمان در مالي متوجه شدم كه هر جايي كه ايشان ميرفتند من چند ساعت بعد از آدمهايي كه به استقبال ايشان آمده بودند سوال ميكردم كه احمدي نژاد رييس دولت ايران است و آيا ميدانيد كه كشور ايران در كجا واقع شده كه اين جوابهاي بالا را ميشنيدم و فقط يك مورد كه بنظر كمي به سياست علاقه داشت گفت يكي از كشورهاي شوروي سابق است!
خاطره از سفر ايشان به اين دوكشور بسيار دارم كه صجبتهاي وي را وقتي در سايتها خواندم 2 شاخ به اندازه عاج فيل در آوردم! و براي شما به همين حد بسنده ميكنم تا شما نيز حقيقت را دريابيد و تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل!
ضمنا طي اين دو هفته تا آنجايي كه من تحقيق كردم دولت مالي يك ريال بابت استقبال از رييس دولتمان خرج نكرده است و تمامي مخارج به عهده سفارت ايران بوده جتي بنرهاي خياباني را هم سفارت ايران نصب كرده! و نيز در كل اقامت ايشان در مالي فقط يك بار راديو اين كشور علام كرده كه چنين شخصي به مالي سفر كرده است و تلوزيون آنها اصلا خبري منتشر نكرده چه قبل چه در حين و چه بعد از سفر ايشان. در نيجريه هم كما بيش اوضاع به همين منوال بود

با احترام
دكتر مجيد ا...