صفحات

‏نمایش پست‌ها با برچسب سعیدمرتضوی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سعیدمرتضوی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱/۰۱/۰۴

برزخ سیاست و «عباس‌عبدی»

عکس از اينجا
 «عباس عبدی» با عصر ایران مصاحبه کرده و ضمن آنکه رای دادن خود در انتخابات مجلس نهم را اعلام و مورد تایید قرار داده، قویا تحریم‌کنندگان انتخابات را تخطئه، و استراتژی تحریم را شکست خورده تلقی و معرفی نموده است.(+)
برای خودش استدلال‌هایی هم دارد که من خیلی از آن‌ها سر درنیاوردم یا نمی‌آورم.
 مصاحبه و نظرات او با واکنش‌های مختلف (+) و منتقد از طرف کنش‌گران سیاسی داخل و خارج روبه‌رو شده، و هریک از زاویه‌ای نظرات و آرا او را به چالش کشیده (+) و نقد نموده‌اند. (+)
من با اینکه آیا حرف او در کل درست است یا نه، و اینکه آیا تحریم شکست خورد یا نخورد، یا درست بود یا نبود، فعلا کاری ندارم. اما در قسمتی از مصاحبه، ایشان تعدادی از کنش‌گران سیاسی را به جعل بیانیه و دروغ‌گویی متهم می‌کند. من فرض را بر این می‌گذارم که حرف و ادعای ایشان راست است و وب‌سایت «کلمه» یا «جرس» یا اعضای شورای مرکزی راه سبز امید، بیانیه جعل نموده‌اند و در حالی که زندانیان سیاسی هوادار جنبش قصد شرکت گسترده و همه‌جانبه در انتخابات مجلس نهم را داشته‌اند، این‌ها در بیرون از زندان به نام آن‌ها بیانیه جعل کرده‌اند که ما در انتخابات شرکت نمی‌کنیم.
 خوب مشخص و مسلم است که «جیمی‌کار‌تر» ریس‌جمهور سابق ایالات متحده آمریکا و اعضای سفارت سابق آن کشور در ایران، چنین دروغ‌ی نگفته و چنان بیانیه‌ای را جعل نفرموده‌اند. 
ناگفته پیداست ریس‌جمهور فعلی آمریکا و روسای جمهور ماقبل ایشان تا آقای «کار‌تر» هم این کار را نکرده‌اند. و باز ناگفته پیداست که از زمانی که آقای «عبدی» از دیوار سفارت آن کشور بالا رفت و آنجا را به اتفاق دوستانش اشغال کرد، تا کنون سفیر و سفارت و کارداری نمانده و نبوده‌است که در کار آن جعل و دروغ دخالتی داشته باشند.
 این بیانیه مسلما توسط اصول‌گرایان هم نوشته و جعل نشده و آن دروغ توسط آن‌ها ساخته نشده. هرچه هست به قولی از قامت ناساز بی‌اندام دوستان دیروز و رفقای گرمابه و گلستان آقای «عبدی» است. چرا آقای «عبدی» یکبار انقلابی عمل نمی‌کنند و از دیوار سفارتشان بالا نمی‌ورند و اسناد دورغ وجاسوسی و.. آن‌ها را چاپ نمی‌کنند تا همچون حماسه اشغال سفارت که ۳۲ سال است ملت از برکات آن متنعمند و بر دنیا سیادت می‌کنند، امروز هم منتفع شوند و آقایی کنند؟
آیا وقت آن نرسیده است که آقای «عبدی» همچنانکه شجاعانه دریافت نباید با «مشارکت» باشد و به ناگاه همه سوابق سوپر انقلابی و اصلاح‌طلبی خود را بوسید و کنار گذاشت، یکبار هم شجاعت به خرج داده و بدون توجیه و تفسیر اعلام کند که از دیوار سفارت بالا رفتن کار اشتباهی بود و از جامعه جهانی و از ملت آمریکا و از مردم ایران که سخت‌ترین تاوان‌ها را برای آن پرداخته و می‌پردازند، عذرخواهی کند؟
اتفاقا من هم با آقای «عبدی» همراه و همدل هستم. جعل و دروغ و بیانیه‌سازی و از این نوع کارها، الی ماشا‌الله طی ۳۲ سال گذشته در کشور ایران و تحت نام اسلام و انقلاب و نظام وجود داشته است، اما رای دادن آقای «خاتمی» و ایشان در انتخابات مجلس نهم به کم رنگ شدن و رفع آن کمک که نمی‌کند هیچ، مطمئنا آنرا تقویت هم می‌کند.
 تحریم انتخابات، پیش از آنکه مربوط به مجلس نهم باشد خواسته قلبی بیش از ۸۰ درصد مردم ایران از دستِ‌کم ۱۰ پیش به این طرف است. اما ملتی که ۳۰ سال است عادت کرده خودش به خودش دروغ بگوید که نظام برای استخدام و یارانه دادن و اولویت دادن، به شناسنامه‌ها نگاه می‌کند و اگر رای نداده باشید در اولویت نیستید و دولت نبض حیات و زندگی او را در اختیار دارد، جرات چنین تحریمی وجود نداشته.
عکس از اينجا
 از طرف دیگر خود همین آقای «عبدی» در سال‌های ۷۹-۸۰  پیشنهاد خروج از حاکمیت را داد که نوعی تحریم از رنگی و لونی دیگر بود، اگرچه به آن عمل نشد. اما نشان می‌دهد تحریم انتخابات و نظام به طریق اولی حرف دل مردم بوده و جرات بیان‌ش را نداشته‌اند. حالا که بعد از سال‌ها قحطی شجاعت عده‌ای پیدا و پیشقدم شده و آن‌را علنا پیشنهاد و مطرح کرده‌اند، مردم هم فرصت همراهی با آن را مناسب یافته و بدان پیوسته‌اند. حالا یک بیانیه هم در میان این‌همه دعوت و بیانیه حقیقی به فرض آقای «عبدی» جعلی باشد، این دلیل استراتژی اشتباه یا شکست خورده نیست و چیزی از اصل آن کم نمی‌کند.
این را هم اشاره کنم که آقای «عبدی» طی دو دهه گذشته دوبار و هردو بار به نامردی تمام به زندان افتاد و در هر دو بار مورد بیشترین بی‌مهری و توجه از طرف دوستانش در کادرهای بالای اصلاح طلبان قرار گرفت.
دور اول، پس از نزدیک به یک سال بدون کمترین دلیل و توضیح بر علت زندان، بنده خدا را آزاد کردند و دریغ از یک عذرخواهی خشک و خالی.  بار دوم هم مجبور شد به دوربین مخصوص آقای «مرتضوی» بگوید که در زندان به او خوش گذشته و از همه چیز راضی بوده است. اما همه این‌ها باعث نمی‌شود که او امروز در کمال خونسردی اعلام کند: همه چی آرومه.

۱۳۹۰/۱۰/۱۹

سردار علایی و رمزگشایی از وضعیت موجود

نام «حسین‌علایی» از فرماندهان عالی‌رتبه سابق سپاه، برای اولین‌بار، حدود دو سال پیش و همزمان با شهادت «محسن‌روح‌الامینی» از شهدای مظلوم بازداشتگاه کهریزک بر سر زبان‌ها افتاد. چه آنکه اگر او نبود شاید نام «محسن‌روح‌الامینی» اصلا شنیده نمی‌شد و تشت رسوایی قاضی «مرتضوی» آنگونه باژگون از بام نمی‌افتاد.
 اندکی بیش از دوسال بعد از آن حادثه، نام سردار بار دیگر بر سر زبان‌ها افتاده است. ابتدا در نامه پانزدهم «محمد‌نوری‌زاد» که در بین فرماندهان رده بالای سپاه بر نام او انگشت و مهر تایید گذاشته و از او خواسته بود که به رهبری نامه سرگشاده بنویسد،(+) و یکبار هم حالا (دوشنبه ۹۰/۱۰/۱‌۹) که او نامه‌ای نوشته و برخلاف دوسال قبل، که هیچیک از رسانه‌ و روزنامه‌های رسمی ایران اجازه انتشار نامه مهم و در عین‌حال تاسف‌آور سردار سابق و از دوستان پدر شهید «روح‌الامینی» را پیدا نکردند، و نام و نامه او ابتدا از وبلاگ یک روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب و مهاجر در پاریس منتشر شده و به اطلاع همه رسید و بر سر زبان‌ها افتاد، اما این‌بار اغلب رسانه‌های رسمی، با اشتیاق فراوان این نامه را منتشر نمودند و در کمتر از چند ساعت، نامه بازنشر، و نام او بار دیگر بر سر زبان‌ها افتاد و نام و نامه کانون تحلیل و تفسیرهای رسانه‌ها قرار گرفت، که از دریچه کلمات و نگاه دقیق و رندانه سردار، وضعیت سیاسی موجود را رصد نمایند.
 بدون کمترین تردید «علایی» در این‌نامه مستقیم، رندانه و با ادبیات ویژه و انتخاب کلماتی که معرف وضعیت فعلی کشور است و برای اولین‌بار در شرایط یکی دوسال اخیر وارد ادبیات سیاسی اعتراضی کشور شده و به‌قصد و عمد با شبیه‌سازی فضای سیاسی و ملتهب امروز با فضای سیاسی روزهای آخر عمر رژیم سابق، اعتراض خود را به وضعیت موجود و مسببین آن اعلام، و از حرکت پرشتاب و تند حاکمیت به سمت خطر، رمزگشایی آشکار نموده‌است.
نکته قابل‌توجه در نامه سردار، پیش از معرفی وضعیت کشور و هشدار و تذکر به مدافعان وضعیت موجود، برگ برنده‌ای است که او برابر همراهان موافق دیروز و مدعیان غافل امروز رو نموده و رندانه «وزن» خود را در مقابل آن‌ها به رخ می‌کشد؛ یادنمودن خاطره‌ای از ۳۵ سال پیش، که در غیبت مدعیان امروز، پیش‌قراول و برنامه‌ریز تیمی بوده‌است که مسئولیت آگاهی بخشی در مورد وضعیت کشور و خیانت‌های شاه و دربار به علما و زمینه‌سازی اتفاقات بعد از آن را بر عهده داشته‌ است.
این نکته از آنرو جالب توجه است که، اندکی پیش از آن «محمد‌نوری‌زاد» در نامه معروفی از او و تعدادی از شخصیت‌های برجسته که هریک طیفی از افراد اجتماع را نمایندگی می‌کردند و از جمله تنی چند از علما و مراجع معاصر درخواست نموده بود که به رهبری نظام نامه سرگشاده بنویسند و وظیفه آگاهی بخشی خود را انجام دهند.
این نامه اکنون منتشر و پیام آن توسط تمام مخاطبین رمزگشایی و دریافت شده‌است. مسؤلیت انتشار اولیه آن بر عهده یک رسانه معتبر رسمی است. به نظر می‌رسد حاکمیت چاره‌ای جز سکوت در مقابل آن نداشته باشد. هرگونه واکنش غیر از این پیام مستقیمی همصدا با نامه را به افکار عمومی اعلام می‌نماید و تلاش غریق در گردابی را می‌ماند که دست و پازدن‌ بیشتر او را به هلاک نزدیک‌تر می‌کند.
این نوشته در جرس اینجا

۱۳۸۸/۰۴/۰۶

پروژه اعتراف

در شرایطی که طبق تبصره (۱) ماده (۱۸۸) قانون آیین دادرسی در امور کیفری، انتشار گزارش محاکمات علنی دادگاه در رسانه‌های گروهی قبل از قطعی شدن حکم ممنوع است، اما رسانه‌ملی طی روزهای اخیر اقدام به پخش لحظه به لحظه اعترافات به اصطلاح خرابکاران روزهای اخیر نموده‌است.
این در حالی است که هنوز هیچ دادگاهی محکومیت افراد فوق را تایید نکرده و بعید است در چنین شرایطی با توجه به حجم وسیع دستگیری‌های گسترده در سراسر کشور، چنین فرصت سریعی برای قوه قضاییه برای صدور حکم وجود داشته باشد.
در چنین شرایط بی‌قانونی، نگران کننده‌ترین خبر برای علاقه‌مندان به اصلاحات و رای‌دهندگان به «موسوی» اعلام خبر انتساب «سعید مرتضوی» دادستان عمومی و انقلاب تهران برای رسیدگی و قضاوت به پرونده بازداشت‌های اعتراضات اخیر بود.
 «سعید مرتضوی» در بین نخبگان و روشنفکران به مسول پروژه «اعتراف سازی» مشهور است و این بزرگ‌ترین مایه نگرانی برای آنانیست که احتمالا همسر، برادر، فرزند، یا وابسته‌ای از آنان در روزهای اخیر بازداشت شده باشد. در حالی که هنوز جوهر اعلام این نگرانی در سطح وسیعی، از دیروز درسایت‌ها و وبلاگ‌هاخوش نشده بود، صبح امروز روزنامه «کیهان» در تی‌تر درشتی اعترافات تکان‌دهنده یک عضو ارشد «سازمان مجاهدین» و از اعضای ستاد مرکزی «میرحسین موسوی» را منتشر کرد تا مهر تاییدی باشد بر نگرانی‌های موجود.
اما سوال بزرگ اینجاست: آیا اتاق فکر «اعتراف سازی» از پرونده‌های متعدد طراحی شده تا کنون طرفی بسته است؟ و آیا تا کنون به غیر از عوام بی‌سواد، این جریان توانسته است مخاطب اندکی را برای دروغ‌های خود در بین نخبگان جامعه پیداکند؟
پروژه «اعتراف سازی» آغاز شده و این‌ها از نتایج سحر آن است اما آیا صبح دولتی اینبار هم در انتظارشان خواهد بود؟