صفحات

‏نمایش پست‌ها با برچسب طنزتلخ. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب طنزتلخ. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹/۰۳/۱۹

کام در ناکامی؟؟

سالها پیش شاید سال 66 بود. پسر عموی من در عملیات کربلای 5 به شهادت رسیده بود در یک روز بسیار سرد زمستانی برای تحویل جنازه و سپس تشییع به غسالخانه رفته بودیم. همرا با جنازه صحیح وسالم پسر عموی من جنازه یک خلبان را هم آورده بودند که پس از مورد هدف قرار گرفتن پرنده اش از طیاره با چتر نجات خارج شده ولی نتوانسته بود در جایی خوبی فرود آید و ظاهرا به یک پرتگاه پرت شده و بعدا تکه تکه های بدنش را جمع آوری کرده و به پشت جبهه منتقل کرده بودند. چه سالهای عجیبی بود آن سالها. خالی از لطف نیست ضمن این روایت از دفاع مقدس به صحنه جالبی اشاره کنم. تنها کسی که از بستگان خلبان شهید آنجا حضور داشت پدر همسر او بود .پیرمردی بسیار محکم. اما از طرف یکی از همرزمان خلبان اجازه دیدن جنازه را نیاقت. خلبان همرزم شهید دلیل خود را رقت انگیز بودن شدید جنازه متلاشی داماد اعلام نمود. پدر همسر خلبان شهید با خنده معنی داری به همرزم داماد شهیدش گفت: هنوز چهل روز از دفن پسر شهیدش سپری نشده و جالب توجه آنکه جنازه فرزند شهیدش را خودش کفن نموده و خودش در گور نهاده و همگان مشاهده نموده اند که خم به ابرو نیاورده است. خواستم تجدید خاطره ای با سالهایی داشته باشم که همه جا عطر شهادت پراکنده بود . بگذریم .عرض کردم جنازه شهید ما صحیح وسالم بود و جنازه خلبان شهید متلاشی شده. یکی از دوستان پسر عموی دیگر من سر در گوش او گزارده و نجوا می کند : بروید خدا را شکر کنید که جنازه برادرتان سالم است . پسر عموی من که مثل من در مسائل مربوط به مرگ و ... بسیار بی غیرت است همان زمان این مسئله را البته بدون نام بردن از طرف تبدیل به یک شوخی و طنز کرده بود که جنازه ای که فاقد روح است و تا لحظاتی دیگر به خاک سپرده خواهد شد چه فرق می کند صحیح و سالم یا متلاشی .
خبرگزاری«مهر» انصافا دل ملت شهید پرور و خانواده معظم شهدا و ریاست محترم جمهور و البته قبل از همه اینها مقام معظم رهبری را شاد کرد و من از هم اکنوم پیشنهاد می کنم جایزه بهترین نگاه و بهترین تیتر و بهترین گزارش و بهترین همه چیز را برای تقدیم به خبر نگاری که متن خبر امروز این خبر گزاری در مورد «قطعنامه ضد ایرانی» را تنظیم نموده، آماده نمایند تا در یک فرصت مناسب و در یک جشنوراه ویژه مطبوعاتی به نویسنده و خبر نگار مربوط تقدیم نمایند. خاک بر سر آمریکا و اسراییل و فرانسه وآلمان و ایتالیا و همه کشورهای دنیا که سر به سر ملتی می گذارند که خبر گزاریهایی اینچنین و خبرنگارانی اینچنین تر دارد.
واما خبر، خودتان اصلش را اینجا بخوانید و فرع مقدم بر اصل و اساس الاصل اش را ببینید که نوشته است:« آمریکا و همپیمانانش با وجود تلاشهای فراوان در به دست آوردن اجماع کامل برای تصویب این قطعنامه ناکام ماندند» بنازم به این همه تیز هوشی و تیز بینی و تیز چشمی و تیز همه چیزی که تو داری و آمریکا و یازده کشور دیگر به علاوه لبنان ندارند به قول خواجه حافظ نه هرکه سر بتراشد خبر نگاری داند . البته دولت و ملت و خانواده شهدا و مقام معظم رهبری که موفق شدند رای ممتنع لبنان را بدست آوردند کام ماندند یعنی بر عکس ناکام ماندند.
واقعا خدا را شکر که در کشور ی زندگی می کنیم که چنین خبر گزاریها و چنین خبرنگارانی دارند. والا الان صد باره مرده بودیم و جنازه مان هم ناکام مانده بود و دلمان هم سوزیده بود.

۱۳۸۹/۰۲/۱۷

از کرامات شیخ ما

چند سال پیش روزنامه کیهان تیتری به این مضمون زده بود از قول مقام رهبری :
« مردم مامی توانند از راه آهن استفاده کنند»
این جمله در راستای افتتاح خط آهنی ظاهرا در استان خراسان به زیور تکلم آراسته شده بود، و پس از آن نیز روزنامه وزین «کیهان» همت مضاعف نموده و به زیور طبع آرسته گردانیده بود.
امروز در وبگردی هایم در بالاترین به این تیتر برخوردم:« وقتی بسیجی دست به قلم می شود» و بلافاصله کلیک کردم این عکس آمد:در مورد فرمایش وزین آقای « خامنه ای » در مورد استفاده مردم ایران از راه آهن دوستی به طنز گفت : من اگر جای روزنامه کیهان و آقای « شریعتمداری» بودم تیتر می زدم : « از کرامات شیخ ما اینست ؛ شیره را خورد و گفت شیرین است»
و من امروز درباره این عکس به این نتیجه رسیدم که : از کرامات شیره هم اینست شیخ ما خورد و گفت بی دین است.
به راستی جدای از همه اجحاف و ظلم و ناراستی های موجود، چه اتفاقی افتاده است که اینگونه کودکانه ، مبتذل و وتمسخر آمیز در باره اتفاقات گفتگو می شود و بدتر از آن، گاف های گفتاری بزرگان قوم توسط مبلغین و تیمهای رسانه ای، کلمات آسمانی و وحی منزل تلقی شده و با بی پروایی منعکس می شود؟
به راستی اگر شما کارمند ساده یک اداره بودید و مدیر اداره، متنی اینچنین را برای تکثیر در اختیار شما قرار می داد، آیا وظیفه خود نمی دانستید برای حفظ آبروی ریس یا مدیرتان متذکر شوید که این نوع ادبیات مایه تمسخر حتی دوستان خواهد شد دشمنان یا رقبا که جای خود دارد؟
پس چه شده است که بالا و پایین باهم اینگونه به بی آبرویی خود همدست و همداستان شده اند؟